|
استاد محمد احمد راشد
بحران عراق با قبول قطعنامه جديد سازمان ملل متحد
از سوي عراق مبني بر شروع بازرسي مجدد از سلاحهاي اين كشور و
بررسي اسناد و اطلاعات اين سلاحها به نقاط پيچيده اي رسيد. طرح
دوباره اين مسئله با استراتژي خاصي از سوي آمريكا دنبال مي شد كه
در صورت گردن نهادن عراق به آن، همان نتايجي مد نظرآمريكا بود كه
در صورت يك جنگ پيروزمندانه مي شد به آن رسيد؛ از جمله قبول سلطه
سياسي آمريكا بر عراق و وداع مردم اين كشور با استقلال سياسي و
ارضي و نابودي تمام سلاحهاي مورد نظر آمريكا و تسلط آزادانه بر
منافع نفتي. امّا قطعنامه سازمان ملل در كوتاه مدت با اين
استراتژي آمريكا همگام نگرديد، لذا آمريكا با اذعان به اين امراز
ماهها قبل با تجهيز و ارسال نيروهاي نظامي از يك طرف و راه
اندازي تبليغات رواني بسيار وسيع و گسترده براي آماده كردن افكار
عمومي جهان، خصوصاً مردم آمريكا، در صدد ايجاد حق موهومي براي
خود بود تا به نمايندگي از افكار عمومي جهت درهم شكستن حاكميت هر
كشوري كه بخواهد اقدام كند. كه اين استراتژي وقوع جنگ در عراق را
امري اجتناب ناپذير و حتمي قرار داده بود.
پر واضح است كه تلاشهاي آمريكا براي از ميان
برداشتن صدام، با منافع هدفمند و دراز مدت آمريكا در منطقه گره
خورده است. زيرا آمريكا در صدد بسط و تعميق سلطه و سيطره نظامي،
امنيتي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي خود بر تمام سرزمينهاي عربي و
اسلامي است. و اين تلاشها در راستاي تحقق بخشيدن به برنامه ها و
اهداف استراتژيكي است كه در قالب نظم نوين جهاني و جهان سالاري
در دنياي تك قطبي توسط آمريكا انجام مي شود.
لذا حساسيت اين موضوع از نگاه ديني، بلكه از نگاه
انساني و همچنين از نظر قوانين بين المللي روشن است، زيرا اين
كار تجاوز ملتي عليه ملتي، و دولتي عليه دولتي ديگر، و اضافه بر
اين از نگاه ديني تجاوز حكوت كافر و مستبدي عليه سرزمينهاي
اسلامي است. چنانكه مي بينيم اين اقدام زمينه ساز جنايات بيشتري
از سوي دولت هاي كافر و مستبد عليه مسلمانان در سرزمينهايي كه
تحت سيطره شان است از قبيل چچن و كشمير شده است. كما اينكه روسيه
تحركات جديدي را براي سركوب مردم چچن آغاز كرده است و دولتمردان
هند به تهديدشان عليه پاكستان و مسلمانان استقلال طلب كشمير
افزوده اند. لذا مسئله دفاع و دفع تجاوز مردم عراق از سرزمينشان
و همچنين لزوم همكاري دولت هاي اسلامي با عراق در حد توانشان و
تحريم هر گونه همكاري از سوي هر يك از كشورهاي اسلامي و هر فرد
مسلمان در اين جنگ امري سرنوشت ساز است.
زيرا آنچه آمريكا از آن به عنوان از بين بردن
سلاحهاي پيشرفته و كشتار جمعي عراق نام مي برد چيزي جز دفع
تهديدهاي احتمالي عراق عليه اسرائيل نيست.
اما بايد گفت كه دستيابي به سلاحهاي پيشرفته و بهره
برداري از انرژي هسته اي همانگونه كه براي بسياري از كشورهاي
جهان مشكلي ايجاد نكرده و به عنوان يك حق قلمداد مي شود براي
كشورهاي اسلامي نيز اين حق محفوظ است و استفاده غلط حاكمي از اين
سلاحها اين حق را از ديگر كشورها سلب نمي كند و سوء استفاده از
اين سلاحها نمي تواند مانع بهره مندي و استفاده كشورهاي اسلامي
از اين سلاحها براي مقابله با اسرائيل گردد.
متاسفانه بر اثر سياستهاي غلطي كه حكام كشورهاي
منطقه در پيش گرفتند قدرت آمريكا روز به روز در منطقه افزايش
يافت و وابستگي اين كشورها به كاخ سفيد استقلال عمل را از اين
كشورها سلب كرد و زمينه ساز حضور گسترده نيروهاي آمريكايي در
منطقه گرديد، لذا نمي توان انتظار داشت كه اين كشورها بتوانند بر
خلاف سياستهاي كلخ سفيد در منطقه اقدامي بكنند.
اما آنچه مي تواند آسيب پذيري منطقه را كاهش دهد و
آمريكا را در راه رسيدن به اهدافش دچار مشكلات پرهزينه و طاقت
فرسايي كند بيداري و عدم تمكين گروههاي معارض عراقي در مقابل
سياستهاي استعماري آمريكا است. هر چند حكومت صدام حسين بر مردم
عراق ظلم روا داشته و مي دارد اما هم پيمان شدن نيروهاي معارض
عراقي با آمريكا براي از بين بردن صدام اشتياه بزرگي است، زيرا
اين هم پيمان شدن نه تنها از دردهاي ملت عراق نمي كاهد بلكه در
دراز مدت آنها را گرفتار ظلم هاي بزرگتر و طاقت فرساتري مي كند.
شايسته آن بود كه گروههاي معارض و تمام كساني كه از
سياستهاي ظالمانه صدام به تنگ آمده اند با در پيش گرفتن روشي
بومي و اسلامي در ايجاد تغيير اساسي سياسي در عراق گام بردارند و
با ايجاد همبستگي و بيداري در بين توده مردم عراق، زمينه را براي
ظهور مردم سالاري ديني فراهم كنند و بر حسب ضرورت از كشورهاي
اسلامي منطقه استمداد نمايند نه اينكه به آمريكا و هم پيمانانش
متوسل شده و آنها را بر مقدرات سرزمين اسلامي خود مساط كنند.
زيرا اين سياست نتيجه اي جز از بين رفتن قدرت نظامي عراق و درهم
شكستن ارتش آن و فراهم شدن بستر امنيتي مناسبي براي اسرائيل در
رسيدن به اهداف شومش نخواهد داشت.
هر چند كسب استقلال و نجات از ظلم امري ستوده است
اما اين كار نبايد به قيمت نابودي يك سرزمين اسلامي و بي خانمان
شدن هزاران انسان و يتيم شدن هزاران كودك توسط قدرتهاي استعماري
كه به دنبال منافع مورد نظر خود هستند، تمام شود. و اگر چنين شود
نه تنها اين همكاري به دفع ظلم و استقرار حكومتي مردمي در مناطق
مختلف عراق نمي انجامد بلكه چهره كريهي از سازش كاران معارض
عراقي را در حافظه تاريخ ملت عراق به ثبت خواهد رساند و حيات
سياسي اين گروهها را مختل خواهد كرد.
نفت؛ هدف اصلي تهاجم
با نگاهي گذرا به سياستهاي حاكم بر جهان مي توان به
هدف اصلي اين جنگ پي برد. نه براي از بين بردن صدام نياز به راه
انداختن چنين جنگي بود و نه چيزي از سلاحهاي كشتار جمعي باقي
مانده كه سبب اين جنگ گردد، پس آنچه عراق را به كانون جنگ تبديل
كرده است چيزي جز ذخاير غني نفتي آن نيست.
بنابر جديدترين تحقيقات كارشناسان نفت، عراق
بزرگترين ذخاير نفتي دنيا را در اختيار دارد، بر خلاف آنچه قبلاً
مطرح بود كه ميدانهاي نفتي ارامكو در صدر ذخاير نفتي جهان قرار
دارند.
در اواخر دهه هشتاد نزديك بود كه فرانسه و آلمان
امتياز استفاده از ميدان
بزرگ نفتي مجنون را در اختيار خود
قرار دهند، اما آمريكا در اقدامي پيشگيرانه با فريب و تحريك صدام
در اشغال كويت و سپس لشكر كشي نيروهاي متحد به سركردگي خودش به
خليج فارس اين فرصت را از فرانسه و آلمان گرفت و با به هم زدن
اوضاع منطقه به عنوان قدرت برتر و قطب بي رقيب جهان ابتكار عمل
را بدست گرفت و با پايين آوردن قيمت نفت، معادلات اقتصادي جهان
را به نفع نفع خود تغيير داد.
بنابر اظهارات بعضي از كارشناسان عرب، سقوط قيمت
نفت در سالهاي پس از آزادي كويت ضرري بيش از هزار و پانصد
ميليارد دلار متوجه كشورهاي عربي نموده است. به همين جهت آمريكا
براي تكميل استراتژي تسلط بر منافع نفتي جهان، خصوصاً منابع نفت
عراق و خليج فارس جنگ سلطه را از سر گرفته است.
با توجه به تحقيقات به عمل آمده در هفت سال آينده
يك چهارم مصرف روزانه نفت جهان از عراق و نصف آن از خليج تامين
خواهد شد و بدين ترتيب در آينده اتكاي كامل جهان بر نفت كشورهاي
عربي خواهد بود.
نكته ديگري كه شايد بسياري از مردم جهان از آن بي
خبر باشند اين است كه بر اثر تحقيقات دقيقي كه توسط كارشناسان
آمريكايي درباره سودان انجام شده، آمريكا دريافته است كه كشورسودان
بر روي درياچه نفتي بزرگي شناور است. اما آمريكا اين ذخاير عظيم
نفت را براي روز مبادايي كه دستش از نفت خليج كوتاه شده و كانال
سوئز بسته شود،دست نخورده رها كرد و در نظر داشت كه سر فرصت به
استخراج آن مبادرت كرده و با لوله كشي آن از سودان به سواحل غربي
آفريقا و سپس بارگيري آن از سواحل آفريقا در اقيانوس اطلس توسط
ناوگان نفتيش نيازمنديهاي نفتي آن كشور را بدون هيچ مشكلي تامين كند.
اما با روي كار آمدن حكومت اسلامي در سودان منافع
آمريكا به چالش كشيده شد و حكومت سودان بدون توجه به استراتژي
آمريكا به استخراج از ذخاير نفتيش مبادرت ورزيد كه اين امر باعث
خشم سردمداران كاخ سفيد گرديد و بطور مسلم در صورت اشغال عراق
اولين كشوري كه گرفتار غضب و جنون سلطه طلبي آمريكا خواهد شد
كشور سودان است تا بتواند عمليات استخراج را متوقف كرده و از آن
براي تقويت قدرت خود در آينده استفاده كند.
همچنين تحليلگران سياسي معتقدند كه آمريكا به
اختيار گرفتن منابع نفتي عراق اكتفا نكرده و از آن به عنوان اهرم
سياسي فعالي در عرصه سياست بين المللي نه تنها در مقابل كشورهاي
جهان سوم بلكه در مقابل كشورهاي اروپايي استفاده خواهد كرد. با
اين تحليلها مي توان به علت اصلي سر باز زدن كشورهايي چون آلمان
و فرانسه از تاييد تهاجم نظامي آمريكا در عراق پي برد.
همچنين اطلاعات بدست آمده حاكي از آن است كه
گردانندگان اصلي سياست آمريكا از جمله بوش پسر و بوش پدر، ديك
چني، رامسفلد و كوندوليزا رايس همه از مالكان بزرگ شركتهاي نفتي
آمريكا هستند كه سهم قابل ملاحظه اي از نفت عراق و خليج نصيب
آنها خواهد شد.
چندي پيش سقوط يك هواپيماي امداد رساني در پاكستان
از عملياتي سري براي ترسيم نقشه لوله هاي نفت و گاز آسياي ميانه
با گذر آن از افغانستان و پاكستان و رساندن آن به منطقه خليج
پرده برداشت. كه مي توان آن را يكي از اهداف اصلي تهاجم آمريكا
به افغانستان به بهانه حوادث يازده سپتامبر و مبارزه با تروريسم،
قرار داد.
در اينجا نبايد از واقعيتي كه با سقوط اين هواپيماي
كمك رساني از آن پرده برداشته شد غافل ماند كه چگونه تحت نام
ارسال كمك هاي بشردوستانه در سرزمينهاي اسلامي به عمليات جاسوسي
پرداخته مي شود. همانگونه كه به نام كمك رساني به مردم جنوب
سودان با هواپيماهايي با آرم صليب سرخ به تقويت و تجهيز نظامي
شبه نظاميان مخالف حكومت سودان پرداخته شده و مي شود.
جهان سالاري سفاكانه
جرج دبليو بوش در اظهارات خود اعلام كرده كه آمريكا
از چاههاي نفت عراق در جهت منافع و نيازهاي ملت عراق حفاظت خواهد
كرد. اما اين سخنان چنان مضحك اند كه ما را به ياد حكايت به
وديعه گذاشتن دنبه پيش گربه مي اندازند.
در حكايات آمده است كه روزي شيري، از گرگ و روباهي
جهت همراهي و همكاري با وي در امر شكار دعوت به عمل آورد. در
نتيجه اين همكاري يك شتر، يك آهو و يك خرگوش شكار شد. در اين
ميان روباه با پررويي و خنده گفت: چه حسن اتفاقي كه به تناسب هر
يك از ما شكاري صيد شد شتر سهم سرور و آقاي ما شير است، آهو هم سهم
گرگ و خرگوش هم سهم اين حقير است. اما شير در يك تهاجم
ناجوانمردانه روباه را در هم كوبيد و با چهره اي خونين از ميدان
بدر كرد. سپس رو به گرگ كرد و گفت: نظر تو درمورد تقسيم اين شكار
چيست؟ گرگ با حفظ ظاهرش پاسخ داد: جناب پادشاه! نظر حقير اين است
كه شتر را الان تناول بفرماييد و چه خوب است خرگوش را براي
عصرانه و آهو را نيز در وقت شام صرف كنيد زيرا گوشت آهو سبك است
و فشاري به معده شما در وقت خواب وارد نمي كند.
شير لبخندي معنادار زد و گفت: اين شد يك قضاوت
حكيمانه! راستي بگو اين همه حكمت و درايت را از كجا آموخته اي؟
گرگ پاسخ داد: اينها را از كتابي كه با خون سرخ روباه نگاشته شده بود آموختم.
!
حال حفاظت آمريكا از ذخاير نفتي عراق براي ملت
اين كشور
حكايتي از اين دست است. و درسهاي آمريكا براي ملل جهان در
كتابهاي فصيح و بليغي با خط سرخ قلم خورده است. كه در نتيجه آن
مردم عراق با كابوس وحشتناكي از درد و رنج و غم بر اثر شدت و
گستردگي عمليات سهمگين مواجه شده و خواهند شد.
سردمداران كاخ سفيد با تصرفات زورمندانه خود بر
عراق و ديگر كشورهاي جهان در كمال سرمستي و تكبر، براي تهديد
تمام بشريت كتابخانه عظيمي از كتابهايي كه با قلم هاي سرخ نگاشته
شده اند به ارمغان خواهند آورد.
دو دهه پيش انگلستان به نام حاكم كردن دموكراسي در
آرژانتين به جزاير فالكند (جزاير مالويناس) حمله برد. مردم آن
جزاير كه در آن روزها از متوجه شدن الطاف بريتانيا به سوي خود سر
از پا نمي شناختند، امروزه در كمال حسرت شاهد به تاراج رفتن
ذخاير نفتي سرزمينشان هستند. لذا آنچه توسط مدعيان حاكميت
دموكراسي در جهان بر سر جزاير فالكند آمده دليل روشني بر فريب
كاري جهاني و آشكار كشورهاي سلطه طلب زير سايه شعارهايي از قبيل
مبارزه براي حاكميت دموكراسي و حمايت از حقوق بشر است .
نكته حياتي اي كه جهان اسلام نبايد نسبت به آن بي
تفاوت باشد اين است كه تسلط بر نفت و بدست گرفتن نبض سياست عراق
از جمله اهداف ثانويي آمريكا در اين جنگ است. ولي هدف اصلي آن ا اين است كه نه تنها عراق بلكه تمامي كشورهاي منطقه از
مبارزه و به راه انداختن جنگ و همچنين آسيب رساندن به اسرائيل
عاجز شوند. لذا آمريكا به نمايندگي از اسرائيل به اين اقدامات
دست مي زند. زيرا در تلمود آمده است كه نابودي دومين حكومت
يهوديان- مراد حكومت فعلي ايشان در اسرائيل- به دست لشكر قوي و
نيرومندي كه از سرزمين بابل- عراق فعلي- خارج خواهد شد شكل خواهد
گرفت، همانگونه كه چندين هزار سال قبل دولت اولشان توسط بخت نصر
كه از همين سرزمين حركت كرده بود در هم شكست و نابود گرديد.
به همين جهت آمريكا با شدت بخشيدن به تحريم هاي
اقتصادي و غذايي عراق و تمديد آن در صدد ايجاد سوء تغذيه عمومي
است تا مردم عراق از نظر جسمي و رواني دچار بيماريهاي مزمن و ريشه
داري گردند و ابتكار عمل در عرصه هاي علمي، فكري و نظامي را از
دست بدهند و با سرخوردگي و شكست روحي و مشغول شدن به دردها و
رنجهاي خود، فرصتي براي انديشيدن به امور ديگري نيابند، تا يهود
و اسرائيل از جانب عراق دغدغه خاطري نداشته باشند. اما مقاومت
سرسختانه ملت عراق در مقابل تحريمهاي اقتصادي و غذايي آمريكا و
سازمان ملل و بهره گيري آنان از نعمت هاي سرشاري كه خداوند متعال
در اين سرزمين به وديعه گذاشته، خشم آمريكا وسلطه طلبان جهان را
برانگيخت و با آغاز جنگي جهان سوز و تهاجمي گسترده با شليك
هزاران موشك و استفاده از بمبهاي هوشمند و ليزري و انواع بمبهاي
ديگر درصدد از كار انداختن تمام تاسيسات استراتژيك و حساس عراق و
از بين بردن زمينهاي كشاورزي و مختل كردن زندگي اجتماعي، برآمده
اند و بعيد نيست كه در صورت طولاني شدن جنگ از سلاحهاي شيميايي و
بمبهاي هسته اي نيز استفاده كنند. چنانكه ژنرال رامسفلد وزير
دفاع آمريكا طي اظهاراتي به احتمال استفاده از اين سلاحها در
صورت لزوم اشاره كرده است.
خلاصه اينكه تمامي اقدامات لازم براي وقوع بزرگترين
فاجعه انساني تاريخ بشريت در عراق در حال شكل گيري است.
چنانكه اشاره شد هدف اصلي آمريكا از مهار عراق
ايجاد كمربندي امنيتي براي اسرائيل و تامين بستر مناسب براي
توسعه اهداف اشغالگران آن است.
پس از اشغال كامل و ايجاد حكومتي تحميلي بر ملت
عراق آمريكا در صدد متحقق ساختن سه هدف اساسي خواهد بود:

1- اين حكومت تحميلي و دست نشانده، در وهله اول با
به رسميت شناختن اسرائيل بايد در راستاي تكميل معاهداتي از قبيل
معاهده كمپ ديويد و ديگر معاهدات صلح به نفع اسرائيل گام
برداشته، و به قبول هرگونه همكاري سياسي، اقتصادي و فرهنگي با
اسرائيل متعهد گردد و از اين طريق حمايت هميشگي اسرائيل مطابق
قوانين بين المللي و تحت نظارت سازمان ملل و پيمان نظامي ناتو شكل
خواهد گرفت و احتمال هرگونه اقدام نظامي عليه اسرائيل باقي
نخواهد ماند. و اين يعني به فراموشي سپردن فرضيه جهاد و دوري از
هرگونه تلاش ايماني در مقابل منفورترين و جنايت كارترين كافران
جهان.
اين روند مستلزم از بين بردن هويت اسلامي
مردم عراق است كه با برنامه هاي آموزشي و تبليغات رسانه اي به
اين امر مبادرت خواهند كرد و با جايگزين كردن تربيتي غربي و
جاهلي به محو ارزشها و آرمانهاي اسلامي خواهند پرداخت، تا با
شكستي معنوي و تقويت حس حقارت و نااميدي كار ملت عراق را يكسره
كنند.
چنانكه سران كاخ سفيد از جمله مشاور امنيت ملي بوش
خانم كوندليزا رايس در پيامهايي كه به سران نيروهاي معارض عراقي
ارسال كردند يكي از شرايط هرگونه امتياز دهي به نيروهاي معارض را
در به رسميت شناختن اسرائيل توسط اين نيروها مشروط كرده اند كه
ظاهراً اين شرط آمريكا توسط اين نيروها پذيرفته شده است.
2- درهم شكستن انسجام و قدرت دفاعي و نظامي
ارتش
عراق و از ميان برداشتن كارشناسان و فرماندهان جنگي و نظامي و
خلع سلاح كامل ارتش و درهم كوبيدن احتمال هرگونه شورش، چنانكه در
بيانه هاي مشاور امنيت ملي بوش در خطاب به نيروهاي معارض به اين
شرايط تصريح شده است.
3- تقسيم فوري يا دو مرحله اي عراق: با تشكيل سه
ايالت و سپس طرح استقلال هر يك پس از چند سال، و اين امر در
راستاي طرح تكميلي قرارداد سايكس- بيكو است كه به موجب آن پس از
جنگ جهاني اول در سال 1916 پيكره عظيم امپراتوري عثماني تكه پاره
شد و به اقمار كوچكي تبديل گرديد.
لذا با تشكيل دولت كردها در شمال و دولت شيعيان در
جنوب و يك دولت عربي در بخش مركزي در صدد حذف عراق از نقشه
سياسي جهان هستند. تا هر يك از اين دولتها با چالشهايي كه پيش روي
هر كدام ايجاد خواهد شدبه امور داخلي خود سرگرم شده و خود را از
پيكره جهان اسلام جدا شده بنگارند و آمريكا و اسرائيل بدون
كوچكترين دغدغه خاطري در پي مطامع خويش باشند.
تمامي اين برنامه ها، يعني طرح تقسيم عراق،
درهم شكستن ارتش و فلج كردن مردم اين كشور از نظر روحي و جسمي،
جزئي از استراتژي عظيم امنيتي اسرائيل است. چنانكه حدوداً نيم
قرن پيش كارنجيا روزنامه نگار معروف هندي در كتابي تحت عنوان «
خنجر اسرائيل » به نقل از رهبران آن كشور و متحدانش بخشهايي از
اين استراتژي اسرائيل را بيان كرده است.
در كنار اين اهداف، ابعاد ديگري نيز وجود دارد كه
نبايد از آن غافل بود از جمله:
1- تحميل ورشكستگي مالي و فقر اقتصادي دراز مدت؛
زيرا بايد عراق بيش از دويست ميليارد دلار بابت اشغال كويت به
اين كشور غرامت بپردازد، در ضمن هزينه هاي جنگ فعلي كه بيشتر از
دويست و هفتاد ميليارد دلار برآورده شده را بپردازد و اگر ديگر
بدهي هاي عراق را به آن بيفزاييم چيزي بيش از 500 ميليارد دلار
به اضافه بهره آن خواهد شد؛ كه در نتيجه آن سه تا چهار نسل
آينده عراق زير خط فقر كمرشكن و بدون هيچگونه آينده اي بايد
زندگي كنند.
2- از بين بردن صنعت كشاورزي عراق؛ زيرا آمريكا مي
خواهد بطور گسترده از گندم نيز به عنوان اهرم فشاري در معادلات
سياسي و اقتصادي جهان استفاده كند، همانگونه كه در فروپاشي اتحاد
جماهير شوري از آن بصورت موفقيت آميز استفاده كرد و امروزه براي
مهار مصر از آن استفاده مي كند، به گونه اي كه كشتيهاي حامل گندم
آمريكا يكي پس از ديگري در بنادر مصر لنگر مي اندازند و از اين
طريق بر دولت مصر فشار مي آورد تا از بسياري از مطالبات سياسيش
در منطقه دست بردارد و در ضمن نقش فعالي را در رسيدن به آمريكا
به مطالبات سياسيش در كشورهاي عربي بر عهده گيرد.
همچنين شاهد بوديم كه در سال 1990 آمريكا عربستان
سعودي را از كشت گندم منع كرد. اسرائيل نيز پس از معاهده كمپ
ديويد زير پوشش همكاريهاي كشاورزي با مصر به تخريب نظام زراعي و
زمينهاي كشاورزي و وارد كردن كود شيميايي فاسد پرداخت تا بازار
گندم مصري را راكد كرده و به رونق بازار گندم آمريكايي بيفزايد.
لذا آمريكا در صدد است تا با از بين بردن زمينها
زراعي
كشت گندم عراق، مردم عراق را نيازمند گندم خود بكند و در مواقع
لزوم براي فشارهاي سياسي از آن استفاده نمايد.
همچنين در نظر دارد با از بين بردن دومين سرمايه
مردم عراق پس از نفت و اولين منبع تامين غذايي عراق يعني خرما،
آنها را دچار فقر شديد غذايي و سوء تغذيه هميشگي بكند.
3- مهار منابع آبي عراق؛ زيرا حل مساله آب يكي از
بندهاي اصلي ايجاد كمربند امنيتي براي اسرائيل است. اسرائيل
عليرغم برتري نظاميش ار بحران آب رنج مي برد. اشغال عراق
احتمالاً اشغال سوريه را در پي خواهد داشت و يا سوريه مجبور
خواهد شد تا با اسرائيل قرار داد صلح امضاء كند و حتماً يكي از
مهمترين شرايط اين صلح امضاءكند و يكي از مهمترين شرايط
اين صلح استفاده از ذخاير آبي سوريه خواهد بود. در ضمن اينكه
سوريه بايد اجازه دهد تا با لوله كشي از تركيه بيشترين حجم آبهاي
دجله و فرات به اسرائيل سرازير شود.
چندي پيش چند پروژه عظيم سد آبي در تركيه راه
اندازي شد كه غالباً از آن براي فروش آب به اسرائيل استفاده
خواهد شد.
متاسفانه دولت اسلامگراي تركيه در اولين اقداماتش
با شكست مواجه شد و با سياستي كه در قبال تهاجم سلطه طلبان
آمريكا اتخاذ كرد زمينه را براي حضور نيروهاي زميني و هوايي
آمريكايي در شمال عراق فراهم كرد، تا سرزمين اسلامي مورد تجاوز
بي رحمانه قرار گيرد. كاش كه به اين ارزاني و سادگي خود را نمي
فروختند و با شجاعت و مردانگي در مقابل تطميع آمريكا و همچنين
فشارهاي ارتش لائيك تركيه ايستادگي مي كردند ولو اينكه اين
اقدامشان باعث خشم نظاميان لائيك و انحلال دولتشان مي گرديد، اما
آنان قهرمانانه و با پيروزي واقعي از اين آزمايش بيرون مي آمدند
و در آينده با حمايت صد درصد مردم تركيه روي كار مي آمدند.
4-
استحاله فرهنگي:
با ترويج فرهنگ آمريكايي و فلسفه ماديگرايي كه جامعه فعلي آمريكا
بر آن مبتني است. همچنين ناكارآمد كردن مدارس اسلامي و تغيير
تمام برنامه هاي آموزشي كلاسيك.
همانگونه
پس از معاهده كمپ ديويد شاهد فارغ التحصيل شدن سه هزار دانشجوي
مصري با مدرك دكترا از دانشگاهها و دانشكده هاي وابسته به
سازمانهاي صهيونيستي آمريكايي بوديم كه از طرفداران سر سخت صلح و
روابط عادي با اسرائيل هستند، و تلاشهايشان باعث تزلزل بسياري از
كساني شده كه از مخالفان سرسخت صلح و عادي سازي روابط با اسرائيل
بوده اند.
در عراق و بالتبع در ديگر سرزمينهاي عربي نيز اين
سياست دنبال خواهد شد و در نظر است از اين طريق و با همكاريها و
تلاشهاي سازمان جاسوسي سياي آمريكا تمام حركتهاي اسلامي و جهادي
در جهان عرب قلع و قمع گردد و عرصه بر داعيان، عالمان،
انديشمندان، محققان و نويسندگان اسلامي تنگ شود و خفقان جانكاهي
در سرزمينهاي اسلامي حاكم گردد.
اما مسلمانان و حق طلبان عالم نبايد نا اميد شوند
هر چند تمام آنچه ذكر آن گذشت زمينه را براي رسيدن اسرائيل به
جايگاه بزرگترين غده سرطاني و فسادگر جهان فراهم مي كند. چنانكه
قرآن به ما از آن خبر داده است و اين موضوع تقديري الهي است كه
اسرائيل بايد به اين جايگاه برسد و به عنوان يك واقعيت قابل درك
گردد، تا خداوند متعال به بندگان واقعي خويش اجازه دهد تا به
ميدان آمده و سرزمينها را درنوردند و اسرائيل را به خاك و خون
بكشند و از صحنه هستي نيست و نابودكنند. و وعده هاي الهي متحقق گردد.
زيرا وعده هاي الهي بدون شك متحقق شدني هستند، پس اين جنگ با
تمام ابعادش در واقع مقدمه اي براي ظهور وعده هاي الهي به مؤمنين
و پيروزي آشكار حق بر باطل است.
اما آنچه از خلال اين حقايق و آگاهي يافتن به
سياستها و برنامه هاي آمريكا بطور روشن به آن دست خواهيم يافت،
اين حقيقت است كه همكاري حتي يك فرد مسلمان با اين تهاجم
استعماري و سلطه طلبانه بطور قطعي حرام است و در آن جاي هيچ
تاويلي نيست، چه به صورت در اختيار گذاشتن فرودگاهها و پايگاههاي
نظامي باشد، چه بصورت اجازه عبور به نيروها و تجهيزات نظامي باشد
و چه بصورت اجازه استفاده از حريم هوايي و چه بصورت همكاري
لجستيكي و نظامي و يا هر گونه همكاري ديگر باشد. حتي تمايل قلبي
به تاييد اين تهاجم نيز در دايره حرام قرار دارد.
در اين بحران جانكاه مناسب است تمامي مسلمانان جهان
با صرف انواع كمكها، به موضع ضد جنگي كه تمام جهان را فراگرفته
بپيوندند و در كنار كشورهاي بزرگي همچون آلمان و فرانسه كه اين
موضع جهاني را همراهي مي كنند قرار گيرند و از نتايج اين موقف به
نحو احسن به نفع جهان اسلام و رفع بحرانهاي موجود استفاده كنند.
و براي تحريك هر چه بيشتر توده هاي آمريكايي و اروپايي جهت
پيوستن به اين موضعگيري تلاش نمايند. چنانكه شاهد نمونه هايي از
آن
در بسياري از پايتختهاي جهان با تظاهرات ميليوني ضد جنگ بوديم.
گرچه دولت هاي جهان و همچنين سازمان ملل نتوانستند
در مقابل استراتژي سلطه طلبان آمريكا كاري از پيش ببرند، اما
اميد است كه افكار عمومي جهان كه تنفر شديد خود را از سلطه طلبان
اين جنگ جهان سوز اعلام داشتند، بتوانند به مثابه قطب ديگري در
اين جهان تك قطبي عمل كرده و باعث منزوي شدن آمريكا گردد.
همانگونه كه مقدمات اين انزوا با بحرانهايي كه آمريكا با آن مواجه است فراهم
شده است و ان شاءالله دور نيست روزي كه جهان شاهد فروپاشي و شكست
ذلت بار آمريكا و متحدانش باشد.
منبع : نداي اسلام
ترجمه: عطاء الله شهنوازي |