ENGLISH

الصفحة العربية لا په ره ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دکتر قرضاوی به سب و لعن سایت مهر

بسم الله الرحمن الرحیم
>
>  خبر گزاری مهر (ایران ) در 13 رمضان 1429 ه.ق برابر با 13 سبتامبر 2008 م تهاجم
>  شدیدی را بر علیه اينجانب به راه انداخت ، که متأسفانه نه تنها تجاوز از حدود
>  اخلاق و ارزش ها بود، بلکه در شأن یک خبر گزاری نبود .
>
>  علت این امر انتشار مصاحبه ام  با روزنامه مصری ( المصری الیوم ) بود که در آن
>  مطالبی را راجع به مذهب شیعه بیان کرده بودم. در آن مصاحبه گفته بودم که: من
> مانند بعضی از تند رو ها ( افراطی ها ) شيعيان را تکفیر نمی کنم و معتقدم که
> آنها مسلمانند، اما آنان را اهل بدعت(کم و زیاد کننده در اصول دین و شریعت) می
> دانم ، همچنین به دو مسأله مهم که بسیاری از شیعه به آن می پردازند ، اشاره
> کردم : اولی ، لعن و نفرین صحابه و دومی ، تلاش در گسترش و نشر مذهب شیعه در
> بین اهل سنت . و به ویژه اینکه در راستای نشر مذهب ، نیروهای تربیت و بودجه
> هاي  میلیونی و بلکه میلیاردی ، اختصاص داده اند .
>
>  اما در بين ما( اهل سنت ) در مقابل اين تهاجم هیچگونه مانعي و دفاعی وجود
> ندارد . زيرا ما بر حسب عادت ، و با وجود آگاهی کامل ازمعتقدات أنان ، به خاطر
> ترس از انتشار فتنه در حفظ وحدت اسلامی از ورود به این مسائل اجتناب می ورزیم .
> خبرگزاری  ايراني (مهر) این مصاحبه را منتشر  و تحليلي جنون آميز از آن را
> ارائه
> داد که  از معیارهای اخلاقي و ارزشي خارج و تهاجمي همه جانبه را علیه من به راه
> انداخته بود . اما موضعگیری آیت الله محمد حسین فضل الله  نسبت به این مسأله
> عجیب و غریب بود و مرا بیش از اندازه متحیّر و شگفت زده نمود زیرا دور از
> انتظار بود که چنین سخنانی از طرف شخصی همچون ایشان ابراز شود و عجیب تر از
> ایشان سخنان آیت الله محمد علی تسخیری ، معاون بنده در اتحادیه جهانی علمای
> اسلام بود .

> *دیدگاهم در مورد مذهب شیعه : *
>
> قبل از اینکه به پاسخ سخنان ایشان بپردازم ، دوست دارم نظر شخصی خود را نسبت به
> مذهب شیعه امامیه ، به صراحت و به خاطر رضای خداوند بیان کنم و با اعتقاد به
> اینکه خداوند با علما پیمان بسته که حق را برای مردم بیان کرده و آن را کتمان
> نکنند. من در کتاب خود ( مبادی فی الحوار و التقریب بین المذاهب و الفرق
> السلامیه ) این مسأله را بیان کردم ، اصل این مطلب را در کنفرانس تقریب مذاهب
> که در کشور بحرین برگزار شد ارائه کردم و آنچه را که حالا تکرار می کنم ، تأیید
> و تاکید آن می باشد .

> اولاً :
>
> من به وحدت امت اسلامی  و تفاهم میان تمامی فرقه ها و مذاهب معتقدم ،
> زیرا  (برخلاف
> سخن برخی از افراطی های شیعه که می گویند: خدا ، پیامبر و قرآن ما شیعیان با
> خدا ، پیامبر و قرآن اهل سنت یکی نیستند)همه به کتاب واحد ، رسول واحد و قبله
> واحد  معتقد هستند و وجود اختلاف در بین این فرقه ها سبب خروج یک فرقه یا مذهبی
> اسلامی نمی شود و حدیثی که به بیان تقسیم فرقه ها اشاره دارد ( ستفترق امتی
> ... ) ، همه آنها را امتی واحده  می داند، مگر اینکه فرقه ای به صورت کامل و
> قطعی از اسلام خارج شود .
>
> ثانیاً :
>
> این حدیث اشاره دارد که از میان هفتاد و سه فرقه ، یکی ازآنها (در اصول و مبانی
> بر راه درست و صواب قرار دارد و) نجات می یابد و بقیه به بی راهه می روند، اما
> هر یک خود نجات یافته و بقیه را گمراه می داند و ما اهل سنت نیز معتقدیم که ما
> فرقه ناجیه هستیم و همه فرقه های دیگر به نوعی  در بدعت گرفتار شده اند. بر این
> اساس من گفته ام : آنها ( شیعه ) اهل بدعت اند، نه کافر و این چیزی است که اهل
> سنت بر آن اجماع و اتفاق نظر دارند و اگر من این را نمی گفتم ، در واقع این
> اجماع را نقض می کردم ، زیرا که (در اصول اعتقادی و مبانی شریعت) حق تعدد پذیر
> نیست و شکر خدا که 9/10 ( نه /دهم ) امت اسلامی از اهل سنت هستند و این حق را
> دارند که چنین اعتقادی داشته باشند .
>
> ثالثاً :
>
> این دیدگاه من ، موضع همه علمای سنی معتدل نسبت به شیعه دوازده امامیه است ،
> ولی علمای غیر معتدل به صراحت به کفر آنها حکم کرده اند و آنها را کافر می
> دانند . به خاطر دیدگاه شیعه به نسبت قرآن و سنت و اصحابه وتقدیس ائمه و قائل
> شدن به عصمت آنها و اینکه آنها اسراری از غیب را می دانند که حتی انبیاء هم نمی
> دانند ولی من در کتاب خود (مبادی فی الحوار و التقریب ) به رد آنهایی که شیعه
> را کافر می دانند ، پرداخته ام .
>
> ما با اصل مذهب(کلامی و اعتقادی) آنها مخالف هستم و بسیاری از باورهایشان را
> نادرست می دانم باورهایی مانند اینکه : پیامبر به دستور خداوند علی را پس از به
> خلافت منصوب کرد  اما اصحاب آن را نادیده گرفتند و به پیامبر خیانت کردند و همه
> اصحاب توطئه کردند حق علی را ضایع نمودند!
>
> جای تعجب  تعجب است که علی در این مورد نه اینکه با هیچکس سخنی نگفت و از چنین
> حقی دفاع نکرد و برای احقاق حق خویش به جنگ نپرداخت، بلکه با ابوبکر ، عمر
> وعثمان بیعت کرد و معاون و مشاور آنها شد.  پس چگونه آنها را با در مورد این
> حقیقت سخن نگفت ؟ و چگونه حق خود را بدون پرده پوشی بیان نکرده ؟ و چگونه پسرش
> حسن خلافت را که ادعا می کنند از طرف خدا  تعیین شده و نص قرآنی در مورد آن
> آمده بود ، به راحتی به معاویه واگذار کرد ؟ و چگونه پیامبر پیشتر عمل وحدت بخش
> وی را ستایش کرده بود ؟ و چگونه خداوند به وسیله او بین دو گروه بزرگ از
> مسلمانان اصلاح وآشتی انداخت ؟
>
> *بدعتهای عملی شیعه : *
>
> برگزاری سالیانه  تراژدی کربلا و شهادت حسین را  با زدن به سر و صورت و سینه
> خود تا حد جاری شدن خون برگزار می کنند در حالیکه از آن  واقعه بیش از 13 قرن
> می گذرد.( و این مردم کوفه بودند که به خاطر  دعوت و سپس عدم حمایت از حضرت
> حسین  و حمایت از یزید شدیداٌ دچار پشیمانی و شرمندگی شدند و برسر و سینه خود
> می زدند) اما چرا این اعمال را برای شهادت پدرش  حضرت علی انجام نمی دهند در
> حالی که منزلت او از پسرش برتر بود .
>
> و از جمله ( این بدعتها ) شرکیاتی است که بر روی مزارها و قبرستان هایی که اهل
> بیت در آنها مدفون شده اند، انجام می گیرد مانند: به فریاد طلبیدن و دعا و طلب
> کردن مستقیم از آنها، بدون اینکه از خدا  مستقیماً  چیزی بخواهند . هرچنداین
> چیزی است که گاهی اوقات در بین بعضی از اهل سنت نیز دیده می شود.  ولی علمای ما
> آنان را از این کار شدیدآ بر حذر می دارند .
>
> به این خاطر است که  معتقدم شیعه(اثناعشریه) در دین دستکاری کرده و اهل بدعت
> هستند ولی آنان را به کفر آشکار یا کفر اکبر که آنها را از امت اسلامی خارج کند
> متهم نمی کنم . من از کسانی هستم که از گذشته در مقابل تکفیر ایستاده ام و
> کتابی را تحت عنوان ( ظاهرة الغو فی التکفیر ) نوشته و شدیداً مخالفت خود را با
> غلو در تکفیر اعلام کرده ام ، و به تأکید گفته ام: که هر کس به شهادتین اقرار
> کند و به مقتضیات آن  التزام داشته باشد، به یقین اهل اسلام است و از دایره دین
> خارج نخواهد شد، مگر به یقین کفر او قطعی شده و شکی در آن نباشد .
>
> رابعاً :
>
> اختلاف در فروع دین و مسائل عملی و احکام عبادت و معاملات  ، طبیعی و بلامانع
> است و اختلاف ما با شیعه در این مسائل ، بیشتر وبزرگتر از اختلاف بین مذاهب اهل
> سنت با همدیگر نیست . بنابر این نقل می کنند که شیخ ما ، شیخ شلتوت ، رحمة
> الله ، فتوا به جواز تبعیت و پیروی از مذهب جعفری را صادر کرده است ، زیرا این
> پیروی مربوط به فروع و احکام عملی است و آنچه که در آن اختلاف داریم از جمله
> نماز و روزه و غیره قابل تحمل و قابل تسامح و گذشت است .
>
> خامساً :
>
> آنچه که من در روزنامه مصری به آن اشاره کردم چیزی است که من به صراحت و قوت در
> تمامی کنفرانس ها ی تقریب مذاهب  در رباط در بحرین ، در دمشق در دوحه ، شرکت
> داشته ام ، به آن اشاره کرده ام و علمای شیعه این مسأله را از من شنیده اند و
> بر آن حاشیه ها و تعلیقات زده اند و چند سال پیش که از ایران دیدن کردم این
> مسأله را در به تعدادی از آیت الله هاگفتم: که در روابط شیعه و سنی خطوط قرمزی
> هستند که باید مراعات شوند و از آنها تعدی و تجاوزی صورت نگیرند . از جمله
> آنها: لعن و نفرین صحابه و تبلیغ مذهب شیعه در کشورهای کاملاً سنی مذهب است. و
> همه آنان در این مورد با من موافق بودند .
>
> سادساً :
>
> من علی رغم آگاه بودن از تلاش های  شیعیان در مورد نفوذ در میان اهل سنت دیگر
> کشورها ، با تمام قوت با ایران در داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز هم آهنگ و هم
> صدا شدم . و تهدیدات آمریکا به نسبت ایران را شدیداً محکوم کردم و اعلام نمودم
> : اگر آمریکا به ایران تجاوز کند ما در مقابل آمریکا خواهیم ایستاد زیرا که
> ایران بخشی از سرزمین اسلامی است ، که غفلت و تنها گذاشتن آن جایز نیست و شریعت
> ما ، بر ما واجب می گرداند که اگر بیگانه وارد ایران شود یا آن را تهدید کند از
> ایران دفاع کنیم .
>
> تمامی رسانه های ایران این موضوع من را تمجید و تحسین و تعدادی از مسئولان نیز
> از من تشکر و تقدیر کردند من این مسأله از باب تعارف بیان نکردم بلکه چیزی را
> بیان کردم که یک مسلمان در یاری برادر مسلمان خود می گوید .
>
>
>
> *سخنی با شیخ تسخیری :*
>
> اما شیخ تسخیری معاون من در اتحاد علمای مسلمین سخنان بسیار عجیبی را ایراد
> نمود، او در طول 25 سال و شاید بیشتر من را خوب می شناسد من او را معاون خود در
> اتحادیه جهانی علمای اسلام ، انتخاب کردم و به استثنای دیدارهایی که در
> کنفرانسها با هم داریم همیشه همدیگر را در جلسات هیئت امناء و هیأت اجرایی
> ملاقات می کنیم.
>
> شیخ تسخیری سخنان مرا عاملی در ایجاد فتنه قلمداد کرده و مرا متأثر از گروه های
> تکفیری و تندرو دانسته اند ، شیخ تسخیری فراموش کردند که من هرگز طرفدار فتنه و
> آشوب نبوده ام و همیشه همگان را به وحدت و الفت فراخوانده ام ، و خود در مقابل
> گروه های افراطی و تندرو ایستاده ام و دیگران را از خطر آنها برحذر داشته ام و
> کتابهایی نوشته ام و خطبه ها و سخنرانیها کرده ام و مقالاتی  را در ضرورت در
> پیشگیری روش وسطیت و اعتدال نوشته ام و در بین نخبگان ، متفکران و فقیهان به
> صورت رمز وسطیت و میانه در آمده ام.
>
> شیخ تسخیری می گوید : "قرضاوی تبلیغ شیعه را به تبشیر مسیحیت تشبیه کرده است
> زیرا که این کلمه فقط برای تبلیغ مسیحیت بکار برده می شود."
>
> باید گفت : من دقیقاً از اصطلاحی استفاده کرده ام که شیخ  مهدی شمس الدین (رح)
> آنرا بکار می برده است .
>
> اما تبلیغ مسیحیت را من با اصطلاح حقیقی آن -  که تنصیر  است- بکار می برم. هر
>  مشهور است که در بکارگیری اصطلاحات مناقشه روا نیست. خود شیخ تسخیری تبلیغات
> مذهبی شیعه را در سرزمین های سنی نشین تأیید می کند، ولی اسم آنرا تبشیر نمی
> گذارد . من این عمل را با هر عنوانی که باشد محکوم می کنم ، زیرا  این مضامین و
> مفاهیم هستند که معتبرند نه الفاظ و عناوین .
>
> آقای تسخیری می گوید که "قرضاوی درطول این سالها برای انجام وحدت اسلام تلاشی
> نکرده است، و این با اهداف اتحادیه جهانی علمای اسلامی منافات دارد، اتحادی که
> تلاشهای فراوانی جهت تأسیس آن و کنار گذاشتن تعصب و تفرقه و دعوت به اعتدال و
> میانه روی صورت گرفته است.
>
> از شیخ تسخیری پوشیده نیست که من تمام زندگیم را در دعوت به سوی وحدت اسلامی
> سپری کرده ام ، که اگر وحدت آن تحقق نیافته ، حداقل به همکاری و همیاری دو
> جانبه منجر شده است و من دعوت به تقریب را تأیید نموده ام و شاهد کنفرانسهای آن
> بوده ام و بحثهای مهمی را ارائه کرده ام  و این ، به این معنا نیست که من خطری
> را جلو چشم خود مشاهده می کنم و با تعارف با این و به خاطر رضای آن چشم از آن
> ببندم.
>
> اما شیخ تسخیری ( و همفکرانش بدانند که) که به خداوند سوگند یاد می کنم که
> هیچگاه دینم را با تمام متاع  دنیا معامله نخواهم کرد.  از طرفی من در تمام
> کنفرانس هایی که در آن شرکت داشته ام با قوت و وضوح هر چه تمام تر مخالفت خود
> را با تبلیغ  مذهبی در ممالکی خاص از پیروان  مذهب دیگر ، اعلام کرده ام .
>
> تسخیری به یاد دارد که،  وقتی از ایران دیدن کردم به آنها گفتم : با نشر مذهب
> به سرزمین های سنی نشین چه چیزی را دنبال می کنید ؟ و چه چیزی را می خواهید به
> دست بیاورید ؟ صدها و یا هزاران نفر بیشتر یا کمتر . ولی بعدآ اگر این مسأله بر
> مردم اهل سنت کشورهای اسلامی آشکار شود در مقابل شما و بر ضد شما خواهند ایستاد
> ، و این چیزی است که من دوست ندارم اتفاق بیافتد .
>
> شیخ تسخیری به من گفت :" سخن شما صحیح است و من آن را تایید می کنم و این چیزی
> بود که در مدارس ایرانی در خارطوم پایتخت سودان روی داد.  او در ادامه گفت :
> "ارتباط ما با کشورهای سودان بعد از انقلاب بسیار خوب بود  و به ما اجازه می
> داد که در مدارسی را  در آنجا تأسیس کنیم ".
>
> اما یکی از مسئولین فرهنگی سودانی مشاهده کرده بود که در آنجا کتابی تحت عنوان
> "ثم اهتدیتُ" (آنگاه که هدایت شدم ) که علیه مذهب اهل سنت است و  مردم را به
> شیعه شدن دعوت می کند ، توزیع می شود. در نتیجه حکومت سودان تصمیم گرفت که آن
> مدارس را تعطیل و کارکنان آن ها را از سودان اخراج کند .
>
> آقای تسخیری در مورد این سخنان من در روزنامه مصری گفته بودم ؛ شیعیان مسلمان
> هستند ولی اهل بدعت اند، گفته بود " قرضاوی بار دیگر شیعه را متهم به تحریف
> قرآن کرده است. در حالی که این سخن خطای آشکاری است و او می داند که علمای شیعه
> در قرن های مختلف بر عدم تحریف قرآن تأکید کرده اند ".
>
> در اینجا  من  لازم می دانم توضیح بدهم که روزنامه مصری سخنان من را به درستی
> نقل نکرده است بلکه با کمی دخل و تصرف آن را نشر نموده. و نوشته بود که فلانی
> می گوید: تمام شیعیان معتقد به تحریف قرآن هستند  در حالی که من گفته بودم : ((
> بیشتر آنها معتقد هستند قرآن موجود، همان کلام خداوند است ولی بعضی از قسمتهای
> آن مانند (سوره ولایت) را از آن  حذف کرده اند)).
>
> از جمله علمای معروف شیعه در نجف ، حاج میرزا حسین محمد تقی النوری الطبرسی است
> که در نجف کتابی را تحت عنوان ( فصل الخطاب فی إثبات تحریف کتاب رب الارباب)
> تألیف کرده است . و اهمیت این کتاب در آن است که برای اثبات تحریف قرآن به صدها
> کتاب مرجع مهم شیعه و سخنان علما و مجتهدین آنان در زمانهای مختلف اشاره شده
> است و همه آنان  که در آن کتاب اسمشان آمده این مسأله است که قرآن زیاد و کم
> شده است تأیید می کنند  . و خود نویسنده دوباره با نوشتن کتاب دیگری بر مخالفین
> خود ، ردیه ای نوشت ، و شبهاتی را که در مورد کتابش وارد شده بود ، پاسخ داده
> است .
>
> من نظر خودم را نسبت به دیدگاه شیعه در باب تحریف قرآن در کنفرانس تقریب مذاهب
> در کشور بحرین ارائه کردم و در کتابی با عنوان ( مبادی فی الحوار و التقریب بین
> المذاهب و الفرق الاسلامیه ) منتشر کردم و همچین در کتاب بیداری اسلامی که
> انتشارات وهبه در مصر و موسسه رساله در لبنان چاپ کردند ، ردیه ای بر کسانی که
> قائل هستند ، شیعیان کافر و معتقد به تحریف قرآن هستند ، نوشته ام و در آنجا
> گفته ام : که  بسیاری از شیعه باور دارند که قرآن کلام خدا و محفوظ از هر نوع
> تحریفی است بر این اساس ، قرآن را حفظ و تلاوت آن را عبادت می دانند و در مسایل
> اعتقادی و در فروع احکام به آن احتجاج می ورزند و این چیزی است که شیعه بر آن
> اجماع دارند . و ما مصحفی ، مخالف مصحف خود در ایران نمی یابیم و قرآنی که در
> ایران چاپ و نشر می شود ، دقیقاً همان قرآنی است که در عربستان سعودی چاپ می
> شود. و ادعای نقص بخشی از قرآن چیزی نیست که شیعه بر آن اتفاق داشته باشد ،
> بلکه محققان آنها، مسأله تحریف را انکار می کنند و البته که بر این ادعای ضعیف
> ، چیزی بار نمی شود و اقوالی از علمای شیعه میانه رو را ( که بعضی از علمای اهل
> سنت نیز آنها را نقل کرده اند ) را آورده ام که تأکیدی است بر آنچه که قرآن به
> دور از هر نقص و زیاده ای است . از جمله این اقوال در کتاب اظهار الحق تألیف
> یکی از علمای اهل سنت آورده است :
>
> الف ) شیخ صدوق ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه ، یکی از علمای بزرگ شیعه
> دوازده امامی در رساله اعتقادیه می نویسد : اعتقاد ما به قرآن بر این است که
> قرآن توسط خداوند بر پیامبرش نازل شده و آنچه که امروز در بین مردم موجود است ،
> بیشتر از این نیست و تعداد سوره های آن 114 است و در نزد ما نیز (الضحی و الم
> نشرح) یک سوره و لایلاف و الم ترکیف نیز یک سوره هستند و کسی که بیشتر از این
> را به ما نسبت دهد ، درست نمی گوید.
>
> ب) در تفسیر مجمع البیان ، که تفسیر معتبری در نزد شیعه است آمده : سید الاجلال
> مرتضی ، علم المهدی ابوالقاسم علی بن الحسین الموسوی می گویند :قرآنی که در
> زمان پیامبر بوده امروز نیز همان است . با استدلال به اینکه قرآن در آن عصر
> تدریس می شده و مردم آنرا حفظ می کردند ، حتی جماعتی از اصحاب از جمله ،
> عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب و دیگران چندین بار نزد پیامبر قرآن را تلاوت
> وختم کردند.
>
> ج) سید مرتضی می گوید : علم به صحت قرآن همانند علم به وجود شهرها و حادثه های
> مهم و وقایع مشهور و اشعار نوشته شده عرب ها است ، و عنایت به قرآن به حدی
> رسیده است که آنچه را که گفته شد به درجه آن نمی رسد . زیرا که قرآن معجزه نبوی
> و منبع احکام شرعی و دینی است و علمای مسلمان در حفظ و عنایت به آن با نهایت
> تلاش کو شیده اند تا اندازه ای که همه چیز در قرآن را شناخته اند ، از اعراب و
> قرآئت و حروف و آیات و.. چگونه ممکن است با وجود این همه عنایت و توجه ، چیزی
> از آن کم یا زیاد شود ؟
>
> و این مطلبی است که من در کتاب (مبادی فی الحوار و التقریب) آورده ام که بیانگر
> دیدگاه من نسبت به قرآن از نظر شیعیان است و این موضوع معلومی است که علمای
> آنها به این مسأله واقف هستند . بنابراین روا نیست  سخنی را از اینجا و آنجا
> گرفته و آن را وسیله ای برای هجوم و حمله علیه من بکار گیرند .
>
>  اما آنچه را که در مورد خطر تلاش های شیعه برای تبلیغ مذهب خود در سرزمین های
> سنی نشین گفته ام ، مجدداً تأکید و بر آن پا فشاری می کنم و ناچارم که آن را
> بیان کنم در غیر این صورت  سکوتم خیانت در امانت و مسئولیت روشنگری عالمان و
> ضایع کردن حق امت محسوب می شود. و هشدار من نسبت این هجوم و تجاوز ، روشنگری
> برای امت اسلامی است به نسبت خطری که آنها را تهدید می کند که نتیجه بیان حق از
> طرف اینجانب سبب جسارت و بی پروایی آنان شد.
>
>  همچنین حمایت از امت در مقابل  فتنه ای که امکان دارد آتش آن شعله ور شده و تر
> و خشک را با هم بسوزاندمرا به این موضعگیری واداشت زیرا عاقل کسی است که از
> علاج
> واقعه را قبل از وقوع بنماید و از وقوع و از آن پیشگیری کند و درد را قبل از
> درمان تشخیص نماید.
>
> خداوند به مقاصد و نیّاتمان عالم است و اوست که ما را به استوار ترین و درست
> ترین راهها هدایت می کند.
>
> فقیر الی الله / یوسف قرضاوی

 

 

copy right 2004 Barjavand Rayaneh