ENGLISH

الصفحة العربية لا په ره ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

 

ویژگی های:

گفتمان اسلامی معاصر

دکتر عصام بشیر

معاون رییس (اتحاد جهانی علمای مسلمان)

 و مسئول مؤسسه(اعتدال و وسطیت)

مترجم: عبدالعزیز سلیمی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژگی های:

گفتمان اسلامی معاصر

مفهوم ساختاری خطاب (گفتمان) در حوزه های گوناگون

خطاب دوگونه معنی دارد. معنی اول، اصیل، ثابت و ساده است و عرب ها با آن آشنایند، در قرآن کریم و احادیث رسول خدا (ص) و در فرهنگ لغت های نخستین آمده است.

اما معنی دوم مفهومی امروزی و دارای ماهیتی ترکیبی بوده که از دلالت لغوی فراتر رفته و به حوزه های: امور سیاسی ، منابع فلسفی و مقاصد پیام رسانی، وارد می شود.

با توجه به ساختارها و حوزه هایی که واژه «خطاب» در آنها بکار برده می شود، تفاوت های موجود میان دلالت ها نیز نمایان می گردند.

یکم: در میدان مفهوم لغوی.

در فرهنگ لغت «لسان العرب» واژه «خطاب» اینگونه مورد بررسی قرار گرفته است که:

«خطاب و مخاطبه»: باز بینی گفتار، گفتن، بیان و کسی را با سخن و کلام مورد خطاب قرار دادن است و «مخاطبه» به معنی سخن گفتن دو نفر با یکدیگر می باشد. و «فصل الخطاب» تمیز و تشخیص میان حق و باطل و یک حکم و مخالف آن است.

در نتیجه «خطاب» کلامی است که با هدف فهمانیدن مطلبی به طرف مقابل بیان می شود، و دادن آگاهی به کسی است که توان و استعداد آگاه شدن را داشته باشد، زیر کلامی که هدف از آن رساندن پیامی به شنونده نباشد «خطاب» نامیده نمی شود.

دوم: در عرصه مفهوم قرآنی.

در قرآن مشتقات واژه «خطاب» 9 و لفظ خطاب 3 بار آمده است. اما آنچه که در اینجا مورد نظر است و ذکر آن با این موضوع مناسبت دارد، این کلام خداوند است که:

«وشددنا ملکه و آتیناه الحکمة و فصل الخطاب» صاد – 20»

«حکومت او را استحکام بخشیدیم و بدو فرزانگی و حکمت دادیم و قدرت داوری عادلانه اش ارزانی داشتیم.»

توجه به بافت جمله  و کاربرد واژه خطاب در آن، نشان می دهدکه «خطاب» با «حکمت» همراه است. امری که مجال گسترده ای برای بازشناسی مفهومی و دریافت معنای عمیق واژه خطاب و در نتیجه فراتر بردن آن از مدلول لغوی(بازبینی گفتار یا بیان هدفمند) و ارتقای آن به سطحی والاتر و نزدیک  به مترادف حکمت-به معنای قرار دادن هر چیزی در جای مناسب خود و مدیریت بهینه امور- را فراهم سازد.

دو مفهوم قرآنی و لغوی «خطاب» در تأکید بر دلالت بر منزلت بلند آن با یکدیگرهمآوایند، به این اعتبار که«فصل الخطاب» تنها زمانی صورت کاملی پیدا می کند که توأم با حکمت بوده و هدف از آن تبیین حقیقت به بهترین و کاملترین صورت باشد.

سوم: در حوزه مفاهیم نوین.

خطاب(گفتمان) اصطلاحی فلسفی است که در دلالت، به مفهوم «مقوله فلسفی» نزدیک است .

خطاب فلسفی فلان شخص، سبک او در خردورزی و نگرش بیان اندیشه های اوست. که ممکن است با گفتمان فلسفی شخص دیگری مطابق یا مخالف باشد.

این مفهوم همچنین  به حوزه «اندیشه سیاسی» نوین نیز وارد گردیده و «گفتمان سیاسی»منظومه فکری و درونمایه ایدئولوژی را در برمی گیرد، به گونه ای که «خطاب سیاسی» فلان گروه بیانگر باورهای سیاسی و رویکرد مذهبی آن است. در این مقام «خطاب» صرفاً به معنای رویکرد و بیان آراء و موضع گیری ها نیست، بلکه در کنار آن به معنای ظرفی برای بیان باورها، روح، فلسفه و مذهب نیز هست.

این مفهوم همچنین گفتمان فرهنگی، ادبی، هنری و اطلاع رسانی را نیز در بر می گیرد. در این میان البته مفهوم « گفتمان اطلاع رسانی»بیش از بقیه پذیرای مفاهیم گسترده آن است، به صورتی که امکان گنجایش تمامی گونه های خطابی در همه ی زمینه ها- یعنی خطاب دینی، خطاب اطلاع رسانی فلسفی و خطاب اطلاع رسانی سیاسی و ...- را دارد.

طرح موضوع «خطاب اسلامی» غالباً همین معانی را به اذهان متبادر می سازد، یعنی وسیله ای که مسلمانان از طریق آن جهانیان را موردخطاب قرار دهند. سبکی که با آن باورها ، دیدگاه ها و موضعگیری را سرورسامان داده و آنها را از طریق رسانه های نوشتاری، شنیداری و دیداری به اطلاع بخش هر چه وسیعتری از افکار عمومی جهانی برسانند.

بر این اساس می توان گفت که: «گفتمان اسلامی» چهارچوبی فراخ تر برای دعوت و تبلیغ اسلامی در  مفهوم عمیق و فراگیر آن است.

تعریف «گفتمان اسلامی»:

«خطاب اسلامی» را می توان مقدمتاً اینگونه تعریف کرد که: گفتمانی است با مرجعیت اسلامی و الهام گرفته از «اصول قرآن و سنت» و دیگر ارزش های اسلامی، صرفنظر از اینکه طرح آن گفتمان از طرف یک جماعت اسلامی باشد یا یک نهاد تبلیغی رسمی یا مدنی و یا افراد پراکنده، اما همسو و هم پیمان در اداره امور سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و نیز در تعریف خود در دسته بندی های هویتی محلی و جهانی بر اساس دین و آموزه های دینی.

خطاب اسلامی معاصربین :

«تعارض ها و چالش ها»

«وحی» و «هستی»دو منبع شناخت

ضرورت دارد که خطاب اسلامی معاصر همزمان به منابع معرفت شناسی «شرعی و طبیعی» یعنی به «کتاب مکتوب» (قرآن) و «کتاب مشهود» جهان و پدیده های آن، توجه نماید و در کنار یکدیگر قرارشان دهد. که چنین چیزی در نهایت توجه به علوم شرعی است -که دین را- و علوم زندگی است- که دنیا را سرو سامان می بخشند، و از آنجا که هر دو از یک چشمه الهام می گیرند اهتمام عملی و وجود هردو ضرورت دارد. زیرا از جانب خداوند مسئولیم که :

«نقیم الوزن بالقسط و لانسخر المیزان.»

«معیار و میزان را دادگرانه برپا داریم و در استفاده از میزان ستم و زیان نورزیم»

بر پایه این توجه دوجانبه است که فرمان خداوند به دو گونه قرائت به پیامبر و پیروانش -که در اولین آیه آمده است-محقق می شود.

«اقراء باسم ربک الذی خلق، الانسان من علق. اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم»علق:1-5

«بخوان به نام پروردگارت آنکه آفرید. آفرید انسان را از خون بسته. بخوان و پروردگارت گرامی ترین است. آنکه به وسیله قلم آنچه را که انسان نمی دانست به او آموزش داد.»

روشمندی: روش و مذهب

گفتمان اسلامی لازم است روشمندی خود را از راهکارها و برنامه های اسلام  و اصولی که پیشینیان پاکمنش(سلف صالح) مقرر داشته اند، بر گیرد. نه اینکه خود رادر چهارچوب مذهبی خاص محدود کند. (با علم به اهمیت مذاهب در عرصه تحقیقات تخصصی و آکادمیک که  مقدمه ای است برای ارزیابی انتخاب و اجتهاد.)

منظور از پایبندی به روش سلف صالح – اهالی قرون درخشان مشهور به رواج اخلاق و ایمان–  پایبندی به منابع، سبک فکری و شیوه استنباطی و روش ایشان در «تحقیق مناط» است و نه فروع و جزئیات.

البته همراه با ضرورت درک این حقیقت که این موضوع بستر فراخی است که مدارس و مذاهب متعددی را در بر گرفته و در لابلای آن روش «رخصت محوری» ابن عباس، و «عزیمت گرایی وقاطعیت» ابن عمر، و «نص گرایی» احمد بن حنبل، «قیاس و خردورزی» ابوحنیفه، «ظاهر گریی» ابن حزم، «مقاصدی بودن» شاطبی، «معنویت»جنید، «منطق» غزالی و «دائره المعارف بودن» ابن تیمیه، وجود و حضور دارند.

حصر و تقلیل مفهوم وفاداری به این رهاورد معرفتی گسترده به نوعی مذهب گرایی تنگ نظرانه محدود به گزینش پاره ای از آرای فقهی یا فکری برخی دانشوران مسلمان در مقاطعی از تاریخ اسلام، که خود نهایتاٌ نوعی اجتهاد بشری آمیخته به ضعف  و قوت است، بدون ملاحظه جامع نگری و شرایط مقتضی آنها، بی گمان به گونه ای خطای آشکار روش شناختی است.

پذیرش این رهیافت همچنین بر این ضرورت انکار ناپذیر تأ كيد دارد که هیچ نسلی نباید از عرصه نوآوری و در انداختن طرح های نو به منظور غنی تر سازی تلاش های گذشتگان با استفاده از گنجینه تجارب و روش های نو و با درمان دلیرانه و بصیرانه مسائل مستحدثه پا پس بکشد.

سطح ها و لایه های گفتمان:

«امٌت دین گستر و امٌت دین پذیر»

پیام پیامبر تا آمدن آخرت متوجه دو گونه از آفریده های خداوند خواهد بود.

تمامی کسانی که شرائط تکلیف را داشته باشند، از همان زمان بعثت با برکتش، تا آخرین کسی که شاهد پایان جهان خواهد بود، به این اعتبار که خطاب اسلامی متوجه ایشان است، امت دعوت با شمار می آیند. اما آنانی که به «دعوت محمدی» پاسخ مثبت می دهند، «امت استجابت» به حساب می آیند.

و رسول خاتم به سوی هردوی آن ها فرستاده شده، تا آنان را در مسیر «جلب منافع و دفع مضار» قرار بدهد.

«و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»انبیاء -107

«ما تو را نفرستاده ایم جز اینکه برای تمامی جهانیان مایه رحمت(جلب منافع مادی و معنوی و رفع مضرات مادی و معنوی) باشی.»

هرکدام از اینان از گفتمان اسلامی،باید سطح و مضمون ویزه خود را داشته باشند.

 مبانی مسئولیت امت دعوت:

مسئولیت«امت دعوت» دارای مبانی و اصول زیر می باشد:

* اعتراف به این حقیقت که وجود اختلاف دینی میان انسان ها بر اساس اراده و خو است خداوند است، و خدا خود به انسان ها برای انجام دادن و ندادن و ایمان آوردن و کفرورزیدن حق آزادی و اختیار انتخاب داده است.

* یگانگی اصل انسان و مکرم بودن نسل بشری، چنان که خداوند متعال می فرماید:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم». حجرات-13

«ای مردم!  ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را به صورت ملت ها وقبیله هایی در آوردیم تا با یکدیگر در ارتباط باشید، به راستی گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزکارتینتان است.»

و این فرموده اش که:

«ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات»اسراء- 70

«به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و وسایل حمل و نقل او را در دریا و خشکی فراهم ساختیم و از روزی های پاک او را بهره مند ساختیم.»

* تعارف و آشنایی و ارتباط.  خداوند متعال می فرماید:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم» الحجرات: 13

« ای مردم!  ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را به صورت ملت ها وقبیله هایی در آوردیم تا با یکدیگر در ارتباط باشید، به راستی گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزکارتینتان است.»

و در حدیثی آمده که رسول خدا(ص) فرموده است:

«گواهی می دهم که همه انسان ها با هم برابرند.»سنن ابی داودج2 ص  83

تعارف  و ارتباط اصلی است که قرآن مخاطبان خود را به آن فراخوانده است و ضرورتی است که شرایطی مانند شهروندی آن را ایجاب نموده و احیای روح برادری انسانی است.

* همزیستی مسالمت آمیز: زندگی انسان هایی که دارای مشترکات و پیوندهایی هستند. بدون همزیستی مسالمت آمیز و چشم پوشی و تسامح و خرید و فروش. قضاوت و اقتضا و تمامی امور زندگی اجتماعی ممکن نیست. در لا به لای کتاب تاریخ اسلام درباره ی همزیستی مسالمت آمیز با غیر مسلمانان صفحات درخشان و پیشرفته ای وجود دارند. خداوند متعال پایه این زندگی مسالمت آمیز را اینگونه مشخص فرموده که:

«لا ینهاکم الله عن الذین  لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله لا یحب المفسدین» ممتحنه - 8

«خداوند شمارا از نیکی کردن و رفتار دادگرانه با کسانی که با دین شما نجنگیده و از میهن و سرزمینتان بیرونتان نکرده اند، باز نمی دارد، براستی خداوند فساد برانگیزان را دوست نمی دارد.»

تعاون و همیاری: مسلمانان در بسیاری از مسایل عمومی زندگی با غیر مسلمانان دارای نقاط مشترکی می باشند که، می توان در مورد آن ها با یکدیگر تشریک مساعی داشته باشند. همچنین تهدید هایی که وجوه مشترک آن ها را در معرض خطر قرار می دهد، کم نیستند، که می توان در ارتباط با آن ها ضمن زندگی مسالمت آمیز همکاری های لازم را به عمل آورد.

اینک درباره ی مسائل ویژه به روابط میان مسلمین و امت دعوت (از جمله وضع مسلمانان در کشور های غیر اسلامی) مفصل تر سخن می گوییم. اموری که مراعاتشان از طرف دست اندر کاران گفتمان اسلامی معاصر ضرورتی حیاتی دارد.

1- قبول تنوع تمدنی، فرهنگی، قانونگذاری، سیاسی و اجتماعی ، زیرا که خداوند می فرماید:

«لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجاً و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة ولکن لیبلوکم فیما آتاکم» المائده- 48

«برای هر دسته از شما قانون و راهکاری را قرار داده ایم، اگر خداوند می خواست می توانست شما را یک امت بگردانید، اما(قانون و راهکارهای مختلفی را قرار داد) تا در باره آنچه به شما داد آزمایشتان کند.»

2- تلاش برای گسترش افق های تعامل تمدنی ، برای مثال می توان درفضایی محترمانه در عرصه علوم طبیعی، پیشرفت های عرصه مدیریت،بازسازی روحیه وقت شناسی و ارزش عدالت، از تمدن غرب بهره گرفت. هم چنین مشارکت انسانی اصولی و محترمانه و همیاری عادلانه و تلاش برای کم رنگ کردن شعارهای افراطیون طرفین را خواستار شد.

3- اهتمام به نشر کتاب های ویزه غیر مسلمانان که در آنها به جای محوریت نصوص و دلایل شرعی، به دلایل حجت علمی و عقلی، توجه جدی صورت بگیرد.

4- فراخوانی به تدوین فقه مخصوص اقلیت های مسلمان در جوامع  غیر اسلامی بر پایه اصل «ضرورت تناسب میان تکلیف و توانایی» به گونه ای که ضمن زندگی مسالمت آمیز و مشارکت در زندگی اجتماعی هویت خویش را حفظ نموده و از ذوب شدن و خود باختگی مصون بمانند.

5- تمرکز بر روی منظومه ارزش های مبتنی بر قاعده وحدت منشاء انسانی و حرمت الهی بشر در روابط ما با غرب.

6- تلاش برای شناسایی ویژگی های مشترک و  تقویت همگرایی، زیرا تمدن ها در احترام به ارزش هایی مانند: عدالت، مساوات و آزادی و ... کم و بیش با یکدیگر نقاط مشترک دارند و اهل دانش و خرد از هرمردم و تمدن و دینی که باشد، مورد تقدیر و احترامند.

7- به غرب به عنوان بلوکی واحد نگاه نکنیم، زیرا که غرب میدانی بسیار گسترده و دارای ورودی های فراوانی است. و می توان در جهت مراعات مصالح و منافع مشترک – بدون ستمگری و ستم پذیری و بخاطر تأمین صلح و امنیت جهانی، با بهره گیری از راهکارهای علمی و منطقی، باآنان گفتگو و تعامل کرد.

8- ضرورت پایبندی شفاف و صادقانه به آزادی و مراعات حقوق بشر و اقرار به مشروعیت تفاوت های فکری تعدد دینی و فرهنگی و دست بدست شدن مسالمت آمیز قدرت و دفاع از این امور به عنوان اصولی اساسی و ارزشی اسلامی و نفی خشونت در کار سیاسی و پرهیز از در آمیختن آن با اصل جهاد مسلحانه.

9- فراخوانی به احیای اصل «سالم سازی تمدن ها»  و پر کردن خلاء اخلاقی موجود در تمدن غرب و بر هم خوردن توازن آن،  از طریق ارائه الگویی انسانی و صادقانه که در آن آرمان و واقعیت در کنار یکدیگر قرار گیرند و پیام عملی و و اقعی آن به مراتب رساتر از پیام کلامی آن باشد.

10- تلاش در جهت مخاطب قرار دادن افکار عمومی غرب بر پایه ارزش های انسانی در مورد مصایب مسلمانان از طریق وسایل ارتباط جمعیاثر گذار، و بهره برداری از آن در پیشبرد روند گفتگو و درک متقابل.

11- حمایت و تقویت اندیشه مراعات حق شهروندی اقلیت های مسلمان در غرب همراه با ضرورت ها و نیاز های آن.

12- لازم است اقلیت های مسلمان به پیمان نامه ها و توافق های خود با کشورهایی که در آنها زندگی می کنند وفادار باشند و به قوانین و مقررات موجود در آن کشور ها احترام بگذارند.

زیرا که خداوند می فرماید:

«واوفوا یالعهدان العهد کان مسئولأ»اسراء - 34

«به تعهدات وفادار باشید! زیرا که در مورد مراعات عهد و پیمان مورد بازخواست قرار می گیرید.»

13- مشارکت و فعالیت در جهت حل مشکلات موجود در جامعه های غربی و اصلاح دست آورد های نادرست تمدن مانند: فروپاشی خانواده ها، گسیختگی روابط اجتماعی، بحران اخلاقی، انحراف های جنسی، تعصب نژادی، و برجسته کردن مشارکت ها در این زمینه.

اما در ارتباط با «امت دین پذیر» خلاصه آنچه که  دست اندر کاران «گفتمان اسلامی معاصر» باید به آن توجه نمایند، در کلمه «مصالحه» خلاصه می شود.

* مصالحه بین فعالان در عرصه عمل و دعوت اسلامی.

* ایجاد همگرایی میان گروه های فعال اسلامی و جریان های میهنی و ملی.

* مصالحه میان سازمان های رسمی و مردمی.

* آشتی میان ملت ها و حکومت ها.

که به امید خداوند زیر عنوان «افق های پیش روی گفتمان اسلامی معاصر» در مورد این آشتی و همگرایی بیشتر سخن خواهیم گفت.

گستره گفتمان: نخبگان، عامه مردم

تأمل در این فرموده ی خدای متعال که می فرماید:

«وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم .... » ابراهیم: 4

«هیچ پیامبری را جز با زبان ملتش نفرستاده ایم.»

به روشنی بیانگر اهمیت بهره گیری از زبان خاص برای هرملت و هر خطاب است. زیرا آنچه که به لحاظ آموزشی و پرورشی برای «امت دین پذیر» مناسب است، لزوما از جهت تبلیغی هدایتگرایی برای  «امت دین گستر» مناسب نبست و به همین ترتیب سبک سخن گفتن با نخبگان، اندیشمندان، صاحب نظران و حاکمان لزوماٌ برای سخن گفتن با توده مردم مناسب نیست.

این البته به معنای شکاف سازی میان نخبگان و عامه مردم نیست، زیرا دین خداوند یک مجموعه یک پارچه است، گرچه هر یک از آن ها  به تناسب میزان فهم و معرفت وجایگاهی که دارند. از آن بهره ای مشخص می برند. چنان که از حضرت علی بن ابی طالب (رض) نقل است که:

«با مردم در حد آگاهیشان سخن بگویید، مگر می خواهید به خدا و پیغمبرش پشت کنند؟!»

مشابه همین کلام از ابن مسعود (رض) نیز روایت گردیده که:

«هرگاه مطالبی فراتر از سطح عقل و علم مردم مطرح کنی، ناگزیربرای برخی از ایشان زمینه انحراف خواهد بود».

محتوای گفتمان:

خطاب تزکیه: مراعات ظاهر و باطن.

مراعات تلازم و همبستگی میان «ظاهر و باطن» در جهت کامل کردن یکدیگر، برای گفتمان اسلامی معاصر ضرورت دارد. این مقصود از طریق بر پایی شعار و مناسک ظاهری و مراعات خواطر و مشاعر باطنی، تحقق پیدا می کند. این موضوع انسان را در صراط مستقیم سیر به سوی خداوند قرار می دهد، سیر و حرکتی درست و سازگار با آنچه در «ظاهر و باطن» از او انتظار می رود. به گونه ای که «کمال حالات ظاهری با جمال کیفیات باطنی» از طریق مراعات همه جانبه در «فقه ظاهر و فقه باطن و اعمال قلوب و اعمال اعضاء» به صورتی بالنده و زیبنده، هماهنگ می گردند.

این موضوع درست همان چیزی است که امام مربی ابن عطاء الله سکندری، می گوید که:

«کردارها صورت هایی موجودند که روح آن ها وجود اخلاص و معنا و اخلاق بلند در آن هاست». این یادآور همان مکارم اخلاقی است که رسول خدا (ص) در جهت تکمیل و تقویت آن ها بر انگیخته شده است.

در همین رابطه گفتمان اسلامی معاصر باید برای برداشتن حصار میان معنویت گرایان بی اعتنا به «فقه» و متشرعان بیگانه با «تزکیه نفس» به صورت جدی تلاش کند.تنزیل و تأویل:  تفاوت میان خطاب دین، خطاب دینداران.

اختلال در برنامه پیاده نمودن دین مطلق الهی و آرمانی و کلی بر واقعیت زندگی نسبی، ملموس و فرعی ، زمینه ساز پیدایش دو گروه ناسازگارشده است.

یکم: کسانی که شوق دینداری و اسلام خواهی تا حدود زیادی دردرون ایشان کمرنگ گردیده و حضور دین از زندگی روزانه آنان روبه افول و غروب است.

دوم:آن هایی هستند که در غیاب یک برنامه سنجیده و متوازن، پای بندیشان به احکام ظاهری به حد افراط رسیده است.

ار آنجا که بقای  دین با توجه به آیه زیر:

«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» الحجر- 9

«ما خود قرآن را فرو فرستاده ایم و خود ازآن محافظت می نماییم.»

به اجماع مسلمانان، تضمین الهی دارد، چیزی که باقی می ماند، کیفیت برانگیختن شوق دینداری و فعال سازی سرچشمه های دین خواهی در درون انسان ها و سپس ساماندهی رفتار فردی و اجتماعی بر پایه آموزه های ارزنده  دین است.

بر همین اساس، بر گفتمان اسلامی معاصر است که برای رفع دو  آفت بی اعتنایی به احکام شریعت از یک سو و اجرای آنها در جای نا مناسب از سویی دیگر، در کنار اهتمام به «فقه دین»(روش فهم و استنباط احکام دینی در قالب فقه و اصول فقه) به «فقه تدین» (روش اجرای دین در زندگی روزمره یا به تعبیر امام شاطبی«اجتهاد مربوط به تحقیق مناط») نیز عنایت ورزد، با این توازن در نظر و عمل، مسلمانان از ابتلا به «دینداری آشفته» به تعبیر مرحوم سیخ محمد غزالی، که با مظاهری چون «افراط و تفریط» زیاده رویی و تنگ نظری و تبذیر و بخل که ملت های پیشین را گرفتار ساخت، مصون بمانند.

میراث پیشینیان و دانش معاصران: گفتمان اصالت و معاصرت.

 لازم است گفتمان اسلامی معاصر بر لزوم احترام به میراث امت اسلامی -به عنوان رهاورد بشری که گذشتگان ما در خلال آن کوشیده اند، بهترین و سودمندترین ارزشها را برای فرد و جامعه زمان خود عرضه کنند، تأکید ورزد و بدون «تقدیس و یا تنقیص» و کنار نهادن و یا قطعی شمردنشان با نگاهی خردمندانه، ارزیابی آگاهانه و بررسی موشکافانه، بر پایه ی احترام به تلاش های صورت گرفته آنان، با آن میراث ماندگار تعامل نماید. و برای اصلاح کژی ها و تکمیل کاستی ها تلاش کند، تا با تزریق اندیشه ها و رویکردهای متناسب با زمان و مکان، فرهنگ معاصری بر روی آن بنا کنیم که مقاصد شریعت را محقق و مصالح مردم را تأمين کند.

 لازمه ی قبول این راهکار میانه رو از میان رویکرد«جمود و ایستابی» بر روی میراث گذشتگان و ضرورت تقلید و بستن نظری یاعلمی باب اجتهاد از یک طرف و از طرف دیگر  رویکرد طرد میراث پیشینیان و نفی تمامی مذاهب و گشودن بدون ضابطه و قاعده ی باب اجتهاد و بر روی هر اهل و نا اهلی-همانگونه که در عنوان :« روشمندی: راهکار و مذهب» توضیح دادیم- احترام به مذاهب رایج و مدارس علمی پذیرفته شده – همراه با انتقاد علمی جدی و ضرورت نو اندیشی و اجتهاد روشمند و ساماندهی مصالح و مقاصد اساسی در قالب کمیته ها و تشکل های سازمان یافته و منع غیر متخصص از ریاست امور اساسی و سرنوشت ساز در عرصه های گوناگون زندگی مردم است.