در ادامه راه احياگري آزادمردان و در شرايط سياسي ، اجتماعي خاصی كه
بر مصر و جهان اسلام ميگذشت . امام حسنالبنا (رح) ، رادمرد رباني پا
به ميدان دعوت و تربيت و اصلاح فردي و اجتماعي نهاد . با بهرهگيري از
تجارب مصلحان ، انديشمندان و عالمان پيش از خود منهج و راهكاري كه
همهي عرصههاي فكري ، عقيدتي ، اخلاقي ، رفتاري ، اجتماعي ، سياسي ،
اقتصادي ، و بينالمللي را در بر ميگرفت . براي اصلاح فرد و عملاً
مكتب اصلاحگري جديدي را نه تنها به جهان اسلام بلكه براي بشريت ارائه و
عرضه نمود .
آشنای با نهضت اخوان المسلمین
مقدمه –
از لابه لاي تاريخ پر فراز و نشيب اسلام احياگران بسياري به ميدان
مسئوليت مبارزه با مشكلات مختلف گام گذاشتهاند . هريك در بخش و
گوشهاي از عرصه گستردهي ناهنجاريها ، تلاشها ، و اقداماتي را صورت
دادهاند با توجه به استعداد و توانايي و اجتهاد و جهاد خويش به
چارهجوئي برخي از معايب نابسامانيها پرداختهاند .
بزرگاني همچون جوزي ، امام محمد غزالي ، امام عبدالقادر گيلاني ،
جمالالدين افغاني ابن يتيمه ، شاگرد دانشمند و شايستهاش امام ابن قيم
جوزيه ، ابن ، محمد عبده ، عبدالرحمان كواكبي ، رشيد رضا ، عبدالحميد
بن باريس ، طاهر بن عاشور ، مراغي ، شلتوت ، ابوزهره ، سيدقطب ، اقبال
لاهوري ، مردودي و سعيد نورسي راه مصلحان و مجددان پيش از خود را در
پيش گرفتهاند .
در ادامه راه احياگري آن آزادمردان و در شرايط سياسي ، اجتماعي خاص كه
بر مصر و جهان اسلام ميگذشت . امام حسنالبنا (رح) ، رادمرد رباني پا
به ميدان دعوت و تربيت و اصلاح فردي و اجتماعي نهاد . با بهرهگيري از
تجارب مصلحان ، انديشمندان و عالمان پيش از خود منهج و راهكاري كه
همهي عرصههاي فكري ، عقيدتي ، اخلاقي ، رفتاري ، اجتماعي ، سياسي ،
اقتصادي ، و بينالمللي را در بر ميگرفت . براي اصلاح فرد و عملاً
مكتب اصلاحگري جديدي را نه تنها به جهان اسلام بلكه براي بشريت ارائه و
عرضه نمود .
آري بالاخره در ماه ذيالقعده سال 1347 هجري برابر مارس 1928 ميلادي
بنابر يادداشت شخصي امام البناء افتتاح جمعيت «اخوانالمسلمين» را شش
نفر از كارگران مصري شاغل در پادگان نظامي انگليسيها طي نشست با ايشان
رسما اعلان نمودند .
اينك نهضت بيداري اسلامي با محوريت حركت اخوانالمسلمين به بركت حمايت
خداوند و همت رادمرداني در بيش از هفتاد كشور جهان فعاليت فكري و
فرهنگي و تبليغي و سياسي دارد و با استفاده از امكانات پيشرفته امروزي
براي تبليغ اسلام كامل و فراگير نه تنها در ميان مسلمانان بلكه در بين
بسياري از غير مسلمانان به فعاليت اشتغال دارند .
در اين مكتب و مدرسه متفكران و عالمان بزرگي بار آمده و رشد كردهاند
كه هر يك از آنها همچون ستاره در آسمانانديشه و ايمان و جهاد فكري و
علمي ميدرخشند كه ذكر نام برخي از آنها در اين جا حداقل تقديري است كه
لازم است از چنان بزرگاني صورت بگيرد .
-
شهيد بزرگوار اسلام ، شهيد سيد قطب (رح) ، نويسنده تفسير ارزشمند في
ضلال قرآن
-
شهيد عبدالقادر عوده در زمينه احكام تشريعي
-
استاد بهيالخولي در زمينه اقتصاد و علم دعوت و تربيت
-
سيد سابق (رح) صاحب كتاب ارزشمند فقه السنتر
-
محمد غزالي (رح) كه از همان آغاز تمام وقت خود را تقديم اسلام كرد .
-
محمد قطب ، كه در زمينههاي ايدئولوژي اسلامي ، مكاتب فكري ، روانشناسي
، اجتماعي و ... كتابهاي ارزشمندي تأليف نموده و همچنان مشغول فعاليت
ميباشند .
-
انور جندي ، در زمينه تهاجم فكري و فرهنگ غرب عليه اسلام فعاليت
ميكردند .
-
استاد علامه دكتر قرضاوي ، كه در عرصههاي مختلف مشغول فعاليت و تلاش
ميباشند .
-
و غيره .
كه ما در اين جا به اميد خدا مختصراً حركت و نهضت اخوانالمسلمين را در
عرصههاي مختلف بررسي كرده و هويت ، اهداف ، وسائل ، ويژگيها و
موضوعهاي آن را براي شما خواننده گرامي توضيح ميدهيم . انشاءالله كه
مورد استفاده قرار گيرد .
هويت مشخص و آشكار در عين حال متفاوت :
از همان آغاز بنيانگذاري ، نهضت اخوان از تمايز و وضوح شخصيت بسياري
برخوردار بوده است و از همان ابتدا اعلام نمود كه : «دعوت و نهضتي
صرفاً اسلامي است» . از اسلام ياري ميجويد و بر آن تكيه مينمايد .
حاكميت آن را هدف خويش قرار ميدهد و بر راهش گام مينهد و از تعاليم
آن سرچشمه ميگيرد در مجموع همهي اهداف و وسائل آن اسلام است .
اسلام را مرجع و سرچشمه همهي امور خويش قرار ميدهد . انديشه و
آرمانهايش همه اسلامياند «هدفمان رضايت خداوند ، الگويمان پيامبر و
قانونمان قرآن و راهمان جهاد و برترين آرزويمان مرگ در راه خداوند است»
همانطور كه امام بنا در رابطه با هويت جمعيت ميفرمايد «... هركس كه
اسلام را به راستي شناخت همچنان كه خود را ميشناسد ما را هم خواهد
شناخت . شما سعي كنيد بيش از هرچيز اسلام را بشناسيد و پس از آن اختيار
داريد هرگونه كه ميخواهيد در مورد ما قضاوت كنيد.»
در ضمن امام بنا برداشت نادرست برخي را كه اسلام را به پارهاي از
عبادات يا حالتهاي معنوي مينمايند و انديشه و شخصيت خويش را در
دايرهي تنگ آن زنداني مينمايند ، نميپذيرد و در همين رابطه
ميفرمايد «ما اسلام را به گونهاي ديگر ميفهميم معرفتي وسيع و گسترده
و گستردگي عرصههاي زندگي دنيا و آخرت . ما در اين مورد داراي ادعاي
بدون دليل نيستيم و از جانب خود اينگونه اسلام را نگاه بلكه اين شناخت
و معرفتي است كه از كتاب خداوند و سنت رسول خدا (ص) و سيره مسلمانان
صور اسلام كردهايم ...»
اراده مؤسس اين نهضت امام (رح) بر اين بوده كه اين دعوت حركتي اسلامي ،
مثبت و سازنده و پويا و ايجادكننده تحرك در ميان ملتهاي مسلمان و
تبلور اسلام ، همه اسلام باشد آن هم در زماني كه بسياري اسلام را مثل
گوشت با ساطور تكه پاره كرده بودند . با نگرشي كلي و همهجانبه به آن
نگاه نميكردند و مسلمانان براي التزام به تعاليم و دعوت و مجاهدت در
راه آن تربيت نشده بودند .
بدين صورت امام همه تلاش خود را به كار ميگرفت كه دعوت و جماعت او در
چهارچوب سازمانهاي اداري ، ورزشي ، صوفيگري و نيكوكاري محدود و زنداني
نشود و ميخواست كه نهضت او نهضتي مفيد و سازنده با روحيه اصحاب رسول
خدا در قرن چهارده هجري و حاميان قرآن باشند .
نهضت اخوان حركتي فكري ، دعوتي حركتي ، تربيتي حركتي و عمل و تلاش
حركتي است و مقصود از آن ارتباط دادن اين مفاهيم با حركت اسلامي بود .
و دور از انتظار نيست كه شخصي مانند استاد و دكتر اسحاق مرسي الحسيني
در سال 1947 –م كتابي را به عنوان «اخوان المسلمين» بزرگترين حركت
اسلامي و معاصر تاليف كند كه در واقع تحقيقات علمي و كارشناسانه و تا
حدود زيادي بيطرفانه در مورد حركت اخوان به شمار ميآمد .
اهداف نهضت و دعوت «اخوان المسلمين»
اهدافي كه امام شهيد حسن البنا (رح) آن را ترسيم فرموده هيچگاه در
هالهاي از ابهام قرار نداشته بلكه براي رهبري و رهروان به روشني آفتاب
بوده است و همه به خوبي از حجم و گستردگي آن اهداف آگاهي داشته و دارند
. اهداف اخوان محدود به يكي از عرصههاي فكري ، روحي ، اجتماعي ،
اقتصادي ، سياسي ، علمي و ... نميشود بلكه به كل جوانب را در نظر
ميگيرد . در طرف ديگر هدف اخوان به كشور مصر محدود نميشود و اخوان به
مسائل جهان عرب و اسلام در كنار هم توجه ميكند . آنان هر سرزميني را
كه در آن نداي اذان سرداده شود و خداوند به عظمت ياد شود و مسلمانان در
آن زندگي كنند خود را در مقابل آن مسئول ميشمارند و آنان بر اين
باورند كه اسلام رسالت و پيامي نيست كه خاص نژاد ، منطقه ، طبقه ، زبان
، فرهنگ خاصي باشد بلكه رسالت جهاني است و به همه نژاد ، رنگها ،
ملتها ، ممالك ، لغات و طبقات تعلق دارد .
اهداف هفتگانه اساسي
شهيد حسنالبنا در اين مورد در رساله «اليالشباب» ميفرمايد : «برنامه
و روش اخوان داراي مراحل معين و گامهاي مشخص است . ما به خوبي ميدانيم
كه چه ميخواهيم و با وسايل لازم براي تحقق اين خواست ، آشنايي داريم :
1-
بيش از هر چيزي ما در پي آن هستيم كه انسان مسلمان در انديشه ، باور ،
اخلاق ، عاطفه ، عمل و اقدام به راستي مسلمان باشد . اين مرحله
تكوين و تربيت فردي مورد نظر ماست .
2-
پس از آن خانواده مسلمان ميخواهيم كه از جهت انديشه و باور و
در اخلاق و عاطفه و در عمل و اقدام پايبند اسلام باشد . به همين دليل
و به همان ميزان كه به مرد اهميت ميدهيم به زنان نيز توجه داريم و به
همان اندازه كه به جوانان ميپردازيم ، كودكان را نيز مورد توجه قرار
ميدهيم .
3-
پس از آن نيز در پي ايجاد ملتي مسلمان در همهي آن زمينهها
هستيم . در همين راستا براي رسيدن پيام دعوتمان به همهي خانوادهها و
شنيدهشدن نداي آن در همه جا و گسترش انديشهي اخوان و نفوذ آن در ميان
مردم شهرها و روستاها وكشورها ، همهي تلاش خود را به كار ميگيريم .
در اين راه از هيچ كوشش و به كارگيري هيچ وسيلهاي دريغ نميورزيم .
4-
به دنبال آن در انديشهي ايجاد يك حكومت اسلامي آن چناني هستيم
كه مردم را به ايمان و عبادت و اخلاق تشويق نمايد . آنان را با هدايت و
رسالت اسلام به درستي آشنا كند ، همچنان كه اصحاب رسول خدا (ص) مانند
ابوبكر و عمر و ديگر اصحاب با آن آشنا گرديدند و بار مسئوليت آن را بر
دوش گرفتند . ما به هيچ حكومتي كه بر روي اصول و مباني اسلام تكيه
نميكند و از آن استفاده نمينمايد ، اعتراف نميكنيم . اين نوع از
احزاب سياسي را نميپسنديم و به اين گونه از اشكال حكومتي تقليدي و
دنبالهروانه را كه دشمنان اسلام و اهل كفر ما را مجبور به پذيرش آن
ميكنند به هيچ وجه اعتراف نمينماييم و آن را به كار نميبنديم . همه
تلاش خود را براي احياي نظام حكومتي اسلام همراه با همه مظاهر آن و
تكوين نظام اجتماعي اسلامي بر اساس آن به كار ميبنديم .
5-
به دنبال آن تلاش خواهيم كرد همه اجزاي ميهن اسلامي را كه
سياست غرب آنها را پاره پاره نموده به يكديگر پيوند دهيم . بر همين
اساس ما تقسيمبنديهاي سياسي و پيمانهاي بينالمللي كه ميهن اسلامي
را به كشورهاي ضعيف و كوچك تبديل نموده و آنها را به صورت لقمه سهل و
سادهاي براي بلعيده شدن توسط استعمارگران غاصب در آورده قبول نداريم .
ما هيچگاه در برابر سلب آزادي اين مردم و حكومت استبداد ديگران سكوت
نمينماييم . مصر ، سوريه ، عراق ، حجاز ، يمن ، ليبي ، تونس ، الجزاير
، مراكش ، ايران و هر سرزميني كه مسلمانان در آن زندگي ميكنند و به
«لا اله الا الله» باور دارند ، ميهن اسلامي خويش به شمار آورده و براي
آزادي و نجات آن و ايجاد وحدت دوباره در ميان آنها از هيچ تلاشي دريغ
نخواهيم ورزيد .
6-
در پي آن در انديشه آن هستيم كه پرچم اسلام بر فراز همه ممالكي كه
زماني اسلام مايهي سربلنديشان شده و نداي اللهاكبر و لااله الا الله
در آنها پيچيده به اهتزاز در آيد . بايد درياي مديترانه و بحر احمر
همچون گذشته دو درياي متعلق به مسلمانان در بيايند . هرچند «سينور
موسيليني» بازگردانيدن امپراطوري روم را حق و مسئوليت خويش به شمار
ميآورد . در واقع آن امپراطوري مزعوم و خيالي او تنها برپايهي مطامع
و تجاوزگري پايهريزي شده بود ، ما نيز بازگردانيدن و احياي
امپراطوري اسلامي را كه بر اساس عدالت ، حق و انصاف ، نشر نور و
هدايت در ميان همه مردم قرار دارد . حق و مسئوليت خود به شمار ميآوريم
.
7-
سپس همراه با آن تلاشها ميخواهيم كه : پيام دعوت و رسالت خويش را به
جهانيان برسانيم و همهي ممالك دنيا را از نور آن بهرهمند سازيم و
همهي خودكامگان را مجبور به تبعيت از آن بنمائيم تا فتنه و فساد و
ناهنجاري در ميان مردم باقي نماند و دين خداوند حاكميت پيدا كند . آن
روز است كه مؤمنان به خاطر پيروزي از جانب خداوند شادمان خواهند شد ،
زيرا خداوند صاحب عزت و قدرت و محبت است و هركس را كه بخواهد ياري
خواهد داد .
امام حسنالبنا مرشد عام «اخوانالمسلمين» دركنار اين اهداف هفتگانه
اهداف ديگري را نيز تقسيمبندي كرده و با روشني تمام قابل به تفاوت
ميگرديد .
مثلاً در اين رابطه ميفرمود كه : «اخوانالمسلمين» براي دستيابي به
دو هدف تلاش و فعاليت ميكنند :
هدف كوتاه مدت : كه حاصل آن از همان اولين روز پيوستن فردي به جماعت يا
ظهور جماعت در عرصه عملي اجتماعي ، تبلور پيدا مينمايد .
هدف دراز مدت : كه در آن بايد به دنبال شرايط و فرصتهاي مناسب بود و
همراه با انجام و سازماندهي و آمادگي لازم منتظر گذر ايام ماند .
گاهي حسن البنا اهداف اخوان را به اهداف عام و اهداف خاص تقسيمبندي
ميكرد و تحت عنوان (اهداف كلي) ميفرمود : «.... به خاطر داشته باشيد
كه شما دو هدف اساسي را دنبال ميكنيد :
1-
آزادسازي ميهن اسلامي از حاكميت و سلطهي بيگانگان كه حق طبيعي هر
انساني است و جز ستمكاران خيانتپيشه و خودكامگان سركوبگر هيچ كس آن را
انكار نميكند .
2-
تلاش براي ايجاد نظام حكومتي اسلام در ميهن اسلامي ،حكومتي آزاد و
بدون كمترين وابستگي كه احكام اسلام را عملي نمايد ، نظام اجتماعيش را
به اجرا بگذارد...
ما اهداف خاص ديگري را پس از اين دو هدف دنبال ميكنيم كه بدون تحقق آن
جامعه به صورت صحيحي ، اسلامي نميگردد و آن هم تلاش براي ايجاد
اصلاحات در نظام تعليم و تربيت و مقابله با جهل ، فقر ، بيماري ،
بزهكاري همچنين تلاش براي برپايي جامعهاي نمونه كه استحقاق انتساب به
اسلام را داشته باشد.»
در مقامي ديگر امام شهيد از اهداف اخوان در جهت «اجمال و تفصيل»
ميگويد كه : «بايد در برابر موج سركش تمدن مادي و مملو از كششها و
انگيزهها و اهداف انحرافي كه موجب نابساماني امت اسلامي گرديده و آن
را از پيروي از رهبري رسول خدا (ص) دور نموده و دنيا را از نور قرآن
محروم ساخته است به مقابله و رويارويي پرداخت ؛ تا زمينه براي گسترش
سايهي سعاتبخش اسلام بر روي زمين فراهم گردد . تنها آن زمان است كه
آرزوي اهل ايمان تحقق پيدا ميكند و حاكميت دين خدا واقعيت پيدا
مينمايد .
برادران ! مسئوليت ما به صورت اجمال و اصلي اين است . اما در پارهاي
از تفاصيل و جزئيات عبارت است از اينكه : ابتدا در مصر – با توجه به
نقش مهم و پيشگاميش در ميان ممالك و ملتهاي مسلمان – آن امور تحقق
پيدا نمايد و پس از آن در ديگر ممالك گسترش پيدا كنند .
شمول و همهجانبه بودن اهداف اخوان المسلمين از معرفت و فهم ايشان از
اسلام شامل و كامل سرچشمه ميگرفت ؛ زيرا اسلام از نگاه ايشان تنها در
عقيده يا عقيدهي همراه با عبادت يا اخلاص و سلوك پسنديده خلاصه نميشد
بلكه اسلام از نگاه آنان بسيار كاملتر و گستردهتر از اين مسائل است ؛
زيرا آن را عقيدة همراه توحيد و عبادتي كه روح اخلاص و اخلاقي كه
ماهيتش خير و فرهنگي كه هويت آن استقامت و قانونگذاري كه اساس آن
دادگري و خانوادهاي كه روحش تفاهم و جامعهاي كه محتوي آن برادري و
امتي كه ويژگي آن ميانهروي و حكومتي مبتني بر حق و تمدني كه روح آن
تكاملطلبي و پيشرفت است ، ميدانند و درك كردهاند .
وسايل مشخص و آشكار :
همچنانكه اهداف آن اصالت خود را از روح منابع اسلام دريافت كردهاند و
از نظر انگيزهها و عوامل و از نظر رويكرد و ماهيت از اسلام الهام
ميگيرند اصول و فروع و همهي امور و وسايل آن نيز از اسلام گرفته
شدهاند .
وسايل امام بنا براي تحقق اهداف مورد نظر خود بسيار روشن و بدون هرگونه
ابهام و ترديدي بودند و بر پايهي اصول زير قرار داشتند :
1-
گسترش آگاهي عمومي ميان مردم مسلمان با اين سبب كه در ارتباط با اجراي
تعاليم اسلام كوتاهي ورزيده و در همه عرصههاي زندگي با اسلام حقيقي
فاصله پيدا كردهاند .
2-
دادن آگاهي در مورد ضرورت بازگشت به اسلام به عنوان دين مورد رضايت
خداوند و لازمهي پيمان ايمان و از نظر دنيوي به حكم ضرورت بازگشت به
عزت ملي و اصالت ذاتي .
3-
شرح و بيان ثمرات و دستاوردهايي كه در صورت بازگشت به اسلام صحيح در
زندگي مادي و معنوي ، فرهنگي و سياسي ، اجتماعي و اقتصادي نصيب امت
اسلامي خواهد گرديد .
4-
گفتوگو با حكام و مسئولين در اين ارتباط و اقامهي حجت برايشان و
ارائه پيشنهادهاي عملي به آنان براي ايجاد اصلاحات و تغييرات .
5-
گزينش اشخاص متعهد براي خدمت ، به خاطر تربيت كاملتر ايشان در جهت قيام
به اين مسئوليت در صورت لزوم ، به ويژه زماني كه مسئولين به نداي
مصلحين توجه ننمودهاند و از آنها رويگردان شوند و متكبرانه به ايشان
پشت كردند .
6-
گام برداشتن آرام و حساب شده با مراحل و مراتب مشخص ، با شروع كردن از
اطلاعرساني و عبور از تكوين و سازماندهي و در نهايت اجرا و به كارگيري
تواناييها و استعدادهاي عملي .
امام شهيد حسنالبنا در راستاي تحقق اهداف و نصرت و رسالت خود به
مناسبتهاي مختلفي در مورد مسائل لازم آن سخن ميگفت و آنها را به
وسائل اصلي و فرعي تقسيم مينمود .
او توضيح ميداد كه : خطابه و سخنراني و مكاتبات و درس و بحث و تشخيص
درد و تعيين درمان به تنهايي سودي را در پي نخواهد داشت و به هدفي
جامهي عمل نخواهد پوشيد و دعوتگران را به مقصود خويش نخواهد رساند ،
بلكه رسالتها داراي وسائلي ميباشند كه بايد آنها را به كار گرفت و
براي توسل به آنها تلاش كرد . برخي از آن وسائل ، وسائل ثابت و كلي
ميباشند كه در دعوتها ورسالتها هيچگاه دچار تغيير و تبديل نميشوند
و از امور سهگانهي زير فراتر نميروند .
1-
ايمان
استوار
: داعي بايد به ايدئولوژي و حتي استراتژي خود ايمان كامل داشته باشد .
2-
ساختار سازمان یافته
: از لحاظ چگونگي دعوت و استفاده از تاكتيك بايد دقيقاً برنامهريزي
شود .
3-
عملگرایی بردوام
: بايد در تمام مقطعها امر دعوت انجام گرفته و برنامه قطع نشود .
امام شهيد در شرح اين وسائل اصلي ميفرمايد : «تبليغ دعوت با استفاده
از همهي وسايل ممكن در جهت آگاه نمودن مردم به حقيقت دعوت و حركت
اسلامي و جلب افكار عمومي و همكاري مبتني بر ايمان و عقيدهي آنان .
پس از آن گزينش عناصر صالح براي آنكه پايههاي استوار انديشه اصلاح
شوند .
در پي آن وارد شدن به ميدان مبارزه قانوني تا زماني كه صداي دعوت در
همهي ارگانها و محافل رسمي سر داده شود و به گوش همگان برسد و زمينه
حمايت و جانبداري نيروي اجرايي را از آن فراهم نمايد . بر همين اساس
است كه شخصيتهاي اخوان المسلمين براي حضور در مجالس نامزد ميشوند و
اين كار را تا زماني ادامه ميدهند كه در آن مجالس را از طرفداران خود
پر كنند . تا زماني كه هدفمان كسب رضايت خداوند باشد ، به ياري خداوند
و پيروزي خود اطمينان كامل داريم .
« و لينصرون الله من ينصره ان الله لقوي عزيز» حج / 40
بدين صورت امام حسنالبنا به روشني به مبارزهي مسالمتآميز و فعاليت
قانوني براي رسيدن به هدف تمايل نشان ميدهد . او در ادامه ميفرمايد:
«اما در مورد ديگر وسايل تنها زماني به آنها خواهيم شد كه راه چارهي
ديگري وجود نداشته باشد و در اين گونه موارد هم صراحت و شرافت از دست
نخواهيم داد و ديدگاهها و مواضع خود را بدون هيچگونه ابهامي اعلان
خواهيم كرد . براي تحمل عواقب آن هرچه كه باشد ، آمادگي داريم و بار
مسئوليت آن را بر دوش هيچكس نخواهيم انداخ و از كسي گلهمند نخواهيم
بود . هيچ رسالتي بدون جهاد و تلاش ه پيش نميرود . هيچ جهادي بدون
تحمل مشكلات و محروميت نيست و تنها در آن شرايط است كه زمان پيروزي
نزديك ميشود .
البته نبايد از اين سخن برداشت شود كه : بايد دعوتگران به ترورهاي
سياسي ، منفجر كردن مراكز اقتصادي و قتل و كشتار كوركورانه و يا كشتن
شهروندان بيگناه – كه متأسفانه برخي از جماعتها به آن دست ميزنند –
متوسل شوند ، زيرا ترديدي نيست كه صراحت و قاطعيت و حفظ كرامت و اعلام
صريح موضع با ماهيت خشونت و توانگري كه برخي از گروهها به آن دست
ميزنند منافات دارد . اعمالي كه هيچ وجه نميتوان آن را اسلامي و
انساني دانست .
استاد حسن البنا در زمينه مراحل دعوت و حركت ميفرمايد : «حركت حساب
شده و تدريجي و تكيه بر تربيت و وضوح گامهايي كه در منهج اخوان
المسلمين برداشته ميشود بر اين اساس است كه هر دعوت و نهضتي بايد از
سه مرحله عبور كند:
الف : مرحله تبليغ ب: مرحله تكوين و سازماندهي ج: مرحله اجرا ، عمل و
نتيجهگيري