ENGLISH

الصفحة العربية لا په ره ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

 

حق با كيست؟

پاسخ به هتاکی های حسن  هانی زاده کارشناس امور بین الملل خبرگزاری(مهر) نسبت به استاد یوسف قرضاوی

بسم الله الرحمن الرحيم

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا» ( الأحزاب71)

« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و سنجيده  و صحيح  سخن  بگوييد (70)  تا خدا اعمال شما را اصلاح  كند و گناهانتان را بيامرزد. هر كس  از خدا و پيامبرش  فرمانبرداري نمايد، قطعا به پيروزي و رستگارى بزرگى دست پیدا كرده است.(71)»

همانگونه که مستحضرید مدتی پیش دکتریوسف قرضاوی ريیس (اتحاد جهانی علمای مسلمان) در مصاحبه ای با روزنامه مصری "الیوم" درارتباط با  تبلیغات مذهبی  شیعیان در بین صوفیان اهل سنت ومذمت وجود بدعت - به معنی افزودن و کاستن از اصول و مبانی شریعت، در میان شیعه و اهل سنت-  اظهاراتی داشتند و بر خلاف افراطی های معتقد به کفر و شرک شیعه، به صراحت  آنان را -درعین وجود بدعت اعتقادی و عملی- اهل ایمان و مسلمان برشمردند.

 این اظهار نظر که با رایزنی ها و یاد آوری های بیش از یک دهه ایشان به برخی از روحانیون از جمله أیة الله تسخیری بر می گردد، پیامدها و عکس العمل هایی را به دنبال داشت. طبعاً طرح این مسایل  و بررسی علمی و نقد کارشناسی  آن در حیطه تخصص عالمان ، خبرگان و آشنایان به مبانی شريعت  و مصالح امت است که بیانیه اخیر دکتر قرضاوی و نامه آیة الله جعفر سبحانی به ایشان را( البته با ملاحظاتی) می توان نمونه بارز آن دانست.

 اما برخی عکس العمل های بسیار ناشیانه، کینه توزانه، و تفرقه افکنانه ازجانب اشخاصی بی اطلاع از مشی و منش عالمان درادای مسئولیت های وارثان رسولان و نقد و بررسی علمی آرائشان توسط دیگر عالمان و کارشناسان، و با وارد نمودن بدترین اتهامات به دکتر قرضاوی از تمامی خطوط قرمز اخلاقی و علمی گذر کرده  و بیش و پیش از رنجانیدن دل هزاران نفر از محبان شیعی و سنی آن بزرگوار، سیستم فرهنگی و سیاسی نظام را با چالش فرهنگی و اجتماعی تازه ای روبه رو نمودند:

  به عنوان نمونه بخش هایی از مقاله  آقای حسن هانی زاده کارشناس مسایل بین الملل درسایت نیمه رسمی (مهر) زیر عنوان: «سخنان منافقانه و دجال منشانه قرضاوی» را حضور شما یاد آور می شویم، او می گوید:

« این سخنان قرضاوی همان سخنانی است که پیشتر برزبان  فراماسون ها وحاخام های یهود بیان شده بود.»

«شیخ قرضاوی به سبب  رویکرد فرقه گرایانه و متعصبانه اش قهرمانی های شیعیان درجنوب لبنان را نادیده می گیرد.»

«آیا قرضاوی با این سخنان خود عملاً به نیابت از حاخام های یهود و فراماسون های جهانی سخن نمی گوید؟»

" قرضاوی صدام حسین را شهید امت اسلامی به شمار آورده بود."

"برقرضاوی است که از تعصب جاهلی و دشمنی با اهل البیت دست بردارد و در پیشگاه خدا توبه نماید."

ما در پی پاسخ مفصل  به این ادعا و افتراهای بی پایه ، غیر واقعی و بیگانه با ارزش های اخلاقی نیستیم، زیرا تمامی موافقان و مخالفان  استاد قرضاوی به ناشی بودن آن سخنان از اعتقاداتی غالیانه و کینه توزا نه گرایشی افراطی در جامعه که بزرگان مورد احترام بیش از یک میلیارد مسلمان را نیز مورد سب و لعن قرار می دهد، تردیدی ندارند.

من در اینجا  صرفاٌ آقای هانی زاده  و همفکرانش را در برابر چند پرسش زیر قرار می دهم تا شاید اندکی در باره آموزه ها و رویکردهای ناشی از آنها بیندیشند و محاسبه روز حساب«یوم لاینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم» را پیش روی خود مجسم کنند.

-- آیا آقای هانی زاده نمی داند که، به دلیل حمایت دکتر قرضاوی ازمبارزات حزب الله علیه اسرائیل مورد انتقاد برخی از محافل افراطی اهل سنت و بیشتر دولت و گروه های لائیک و لیبرال وابسته قرار گرفته و به تساهل و سازشکاری با شیعیان متهم شده است.؟

-- آیا او به خطبه های  نمازجمعه دکتر قرضاوی در جریان 33 روز جنگ و مقاومت برحق حزب الله علیه تهاجم اسرائیل گوش فرا داده است؟

-- آیا  هانی زاده اطلاع دارد که  کشور قطر- که  مسئولین آن برای دکتر قرضاوی احترام ویژه ای قائل هستند، پس از ایران از طرف صهیونیست ها و جریان وابسته محمود عباس- دومین کشورمتهم به حمایت از حزب الله و حماس به شمار می آید.؟

-- آیا آقای هانی زاده خبر ندارد که روزنامه ها و رسانه های صهیونیستی بارها و بارها از شیخ قرضاوی به عنوان شیخ و رهبر معنوی تروریست های حماس و جهاد اسلامی نام برده و می برند؟

-- آیا هانی زاده نمی داند که، استاد قرضاوی را صدها کارشناس و فعال مدافع حقوق مردم فلسطین از جمله برخی از شخصیت های ایرانی به عنوان رییس «کمیته دفاع از قدس و مردم فلسطین» انتخاب نموده که آخرین نشست آن در همین هفته در قطر با حضور آقایان  ولایتی مشاور مقام رهبری و حجة الإسلام علی اکبر محتشمی پور برگزار گردید.

-- آیا اطلاع ندارد - در شرایطی که  برخی از مسئولین ایرانی آزادنه به عراق زیر اشغال شیطان بزرگ و به آمریکای جهان خوار در جهت پاسداری از مصلحت نظام مسافرت می کنند-  سال هاست که دولت آمریکا و اخیراً انگلیس  از سفر شیخ قرضاوی به آن دو کشور به علت حمایت از مقاومت مردم فلسطین ، عراق و افغانستان و... جلوگیری به عمل می آورند.؟

-- آیا آقای حسن هانی زاده - که شیخ قرضاوی را به هماهنگی  با حاخام های صهیونیست متهم می کند- نمی داند که، آن بزرگواردر رأس عالمانی قرار دارد که فتوای مشروعیت عملیات شهاد ت طلبانه در داخل اسرائیل را صادر نموده اند.؟

-- آیا آقای هانی زاده نمی داند که شیخ قرضاوی شدیداً مورد خشم حکومت های وابسته به غرب و لائیک و لیبرال های منطقه و دنیای اسلام است و به عنوان رمز و مکتب ضد سکولاریسم و لیبرالیسم حاکم بر بسیاری از دولت های اسلامی و وابسته به غرب شهرت جهانی دارد؟

-- آیا آقای هانی زاده اطلاع ندارد که،  استاد قرضاوی رییس (اتحاد جهانی علمای مسلمین) رییس (شورای افتای مسلمانان اروپا) عضو اصلی( شورای افتای دانشگاه الأزهر) عضو اصلی (مجمع فقه اسلامی جده) رییس ( کمیته هماهنگی ملی  و مذهبی)  رییس افتخاری (کمیته فقهی بانک ها ی بدون ربا) در کشور های خلیج و مالزی و اندونزی است و همچنین  سرپرست چندین موسسه خیریه کمک به ایتام و نیازمندان،  و رییس (مرکز فعالیت های پزوهشی سیره و سنت) است  و درنظر سنجی های بین المللی یکی از سه شخصیت اول تاثیر گذار در دنیای اسلام و مورد احترام ده ها میلیون مسلمان سنی و شیعی در جهان می باشد؟

-- آیا اقای هانی زاده خبر ندارد که، بنا بر سخنان شیخ رائد صلاح رییس شورای رهبری (حرکت اسلامی) داخل اسرائیل، سال هاست که جوخه های مرگ صهیونیست ها ترور شیخ قرضاوی را در دستور کاری خود قرار داده و برای اجرای آن به دنبال فرصت مناسبی هستند؟

-- آیا این کارشناس مسایل بین الملل نمی داند که، شیخ قرضاوی برای تمامی حرکت های جهادی و آزادیخواهانه مردمی در فلسطین به ویژه حرکت های  حماس و جهاد اسلامی مورد احترام است.؟

--  آیا آقای هانی زاده فکر نمی کند که، اتهام هماهنگی با فراماسون ها و حاخام ها به امام قرضاوی توهین به آقایان: هاشمی رفسنجانی، آیة الله حسین فضل الله وآیة الله تسخیری است که، با هدف تعمیق وحدت اسلامی با او به گفتگو می نشینند و معاونتش را می پذیرند؟

-- آقای هانی زاده که از محبت و معجزات «اهل البیت» دم می زند- و در عین حال آن بزرگوار را که قبل از به دنیا آمدن او به خاطر دفاع از مردم فلسطین سال ها درزندان و تحت تعقیب بوده و رمز اعتدال و وسطیت دینی است- بهتر نبود که اگر او در منزلت امیرالمومنین علی بن ابی طالب و قرضاوی در شرایط خوارج می بود،همانگونه که حضرت علی در باره آنان و دیگرمخالفان خود قضاوت می فرمود، داوری کند.؟

-- آیا آقای هانی زاده کتاب «فلسطین نخستین  مسأله مسلمین» استاد قرضاوی - که در ایران نیز به فارسی برگردانیده شده-  و یا مجموعه مکتوب خطب جمعه و یا یکی از 200 عنوان کتاب ایشان را خوانده و با فعالیت های گسترده اش در حمایت از محرومان و مظلومان بوسنی ، چچن ، افغانستان ، آفریقا و... فعالیت های علمی ، فکری ، فرهنگی و فقهی او برای ارائه چهره ای زلال و خالص از دین خداوند،آشنایی دارد تا بتواند دادگرانه و منصفانه در باره آن بزرگوار داوری کند؟

-- آیا تقلید وتعصب به آقای هانی زاده و همفکران او اجازه می دهد که، به برنامه ها ومصاحبه های  آن بزرگواردررسانه های ارتباط جمعی گوش فرا دهند و ببینند  آیا – به قول چند نفر از وکلای سعودی همفکر هانی زاده-  این قرضاوی است که پیر و خرفت شده و باید به خانه سالمندان سپرده شود؟! یا تعصب و تنگ نظری و مطلق انگاری ایشان است که پرده تاری را بر روی بصر و بصیرتشان کشیده است؟

-- آیا هانی زاده خبر ندارد که، استاد قرضاوی در کنفرانس وحدت اسلامی که سال پیش در قطر برگزار گردید و در دیگر مناسبت ها از مواضع ایران در برابر فشارهای سیاسی ، اقتصادی و نظامی  غرب و حق ایران از برخورداری از انرژی هسته ای قاطعانه دفاع نموده  بود.؟

-- چنانچه آقای هانی زاده خطبه نماز جمعه استاد قرضاوی را که پس از اعدام صدام ایراد شده بود می شنید و یا نشنیده نمی گرفت می دانست که، او خواستار محاکمه مردمی و خودی تمامی سران کشورهای عربی و اسلامی  شده بود که با دیکتاتوری و تمامیت خواهی زمینه عقب ماندگی سیاسی ، اقتصادی و خواری  دربرابر دشمنان را فراهم نموده و می نمایند. ایشان  صرفاً اعدام  صدام را در روز قبل از عید قربان و بدست فرقه ای از مسلمانان کاری نادرست دانستند، نه اصل محاکمه و مجازاتش را.

-- آیا بهتر نبود که آقای هانی زاده درکار بزرگان دخالت نمی کرد و دندان بر جگر می نهاد تا کسانی مانند آیة الله جعفر سبحانی محترمانه  به نقد نظرات استاد قرضاوی اقدام کند؟

-- آیا آقای هانی زاده و همفکرانش به پیامدهای هتاکی به رمز اعتدال و میانه روی در بین مذاهب اسلامی هیچ فکرکرده بودند.؟ پیامدهایی مانند: حمایت همه جانبه شخصیت ها، حرکت ها و هیئت های شناخته شده از استاد قرضاوی مانند: استاد راشد غنوشی رییس حرکت النهضه تونس، فیصل مولوی امیر جماعت اسلامی لبنان، بلال شعبان امیر حرکت التوحید لبنان ، قاضی حسین امیر جماعت اسلامی پاکستان و عواقب آن بر روابط  جماعت اسلامی استاد فتحی یکن و حزب الله، همچنین دفاع  علما و دانشگاهیان الجزایر، مراکش، لیبی، پاکستان، مالزی، سوریه، عربستان، مصر، ترکیه، عراق،سودان ، یمن، عمان، اندونزی ، امارات، کویت، مالزی، لبنان ، افغانستان و...از مواضع شیخ قرضاوی.

--اگر هانی زاده از شخصیت ،منزلت و مواضع استاد قرضاوی و پیامد های هتاکی به ایشان بی اطلاع بوده، معنایش این است که ازجایگاه علمی و تخصصی و آینده نگری یک  کارشناس برخوردار نیست؟ اما چنانچه درمورد شخصیت و مواضع شیخ قرضاوی درارتباط با مسایل فلسطین و وحدت بین مسلمین اطلاع داشته و از روی عمد او را به تعصب، جاهلیت، هماهنگی با فراماسون ها و حاخام های یهود متهم نموده، معلوم می شود: نه اینکه از منزلت اخلاقی و امانت داری تحلیلی و اطلاع رسانی یک نویسنده و صاحب نظر متعهد برخوردار نیست، بلکه از بیماری کینه توزی ، تعصب ورزی ، دروغپردازی  و بیش از همه از سستی ایمان به بازخواست روز بازخواست به سختی رنج می برد.

بهتر است پیش از پاسخ به این پرسش ها و اقدامی دراین راستا  اندکی با خود خلوت کند و دست کم ادب عالمان را در نقد یکدیگر از علامه فضل الله و آیة الله جعفر سبحانی بیاموزد.

آقای حسن هانی زاده و همفکرانش خوب است بدانند اگر برای همزیستی مسالمت آمیز با دیگر مسلمانان به دلسوزی ها و خیرخواهی های امثال شیخ قرضاوی و دیگر پیروان مدرسه اعتدال و تسامح احترام قایل نشوند و بر پایه بینش برگرفته از «روایات» وتوکننده «آیات» روش تعامل خود با دیگران را برنامه ریزی کنند، هیچ شخصیت و حرکت تاثیر گذاری را در میان اهل سنت برای هماهنگی آنان با اکثریت 90% امت اسلامی نخواهند یافت، و زمانی به این  اشتباه استراتژیک و تاریخی خود پی خواهند برد که ممکن است راه برگشتی برایشان وجود نداشته باشد.

کسانی که با اندیشه و آرمان و تاریخ و عملکرد شیخ قرضاوی آشنایی دارند و اتهامات  هانی زاده را نسبت به شیخ قرضاوی خوانده باشند و منصفانه و دادگرانه به واقعیت ها بنگرند خود داوری می کنند که، آیا این شیخ قرضاوی است که در مورد اظهاراتش باید توبه کند، یا غالیان و تمامیت طلبانی مانند حسن هانی زاده؟

البته وقتی آیة الله سيد محمد قزويني در شبكه سلام ادعا مي كند كه: شیخ قرضاوی از شیعه شدن یکی از فرزندانش آزرده خاطر است و ده ها سایت به دروغ  ادعا می کنند که، حکم بازداشت قرضاوی صادر شده و حتی برخی گفته بودند كه بازداشت شده؟! از کسانی مثل آقای هانی زاده نباید چندان گله مند بود.

درجامعه ای که از نظر قانونی  توهین به مراجع مذهبی و مقام رهبری جرمی بزرگ محسوب می شود و مجازات سختی را در پی دارد، آیا  انتظار از مقامات قضایی در مورد محاکمه و مجازات کسانی مانند حسن هانی زاده به علت توهین به شخصیتی مانند دکتر قرضاوی - که مورد احترام میلیون ها شخصیت علمی و دینی سنی و شیعی و دیگر مردم است- خواسته ای غیر قانونی ، غیر اخلاقی و انتظاری دست نایافتنی است؟ و اگر چنین نشود آیا دادگری ، بی طرفی و استقلال قوه قضائیه زیرسؤال نخواهد رفت.؟

ع – سلیمی

عضو «مجمع عمومی اتحاد علمای مسلمین»

 

copy right 2004 Barjavand Rayaneh