ENGLISH

الصفحة العربية

 

لا په ره ي كوردي

  صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

رويدادها و ديدگاهها

   

درس و عبرت هاي جنگ در عراق

 

            درس و عبرت هاي بسياري را در آينده از رويداد جنگ امريكا كه با مقاومت قهرمانانه مردمي در شهرهاي جنوب آغاز گرديد و به فرار رهبران و فرماندهان نظامي در پايتخت و سپردن سرنوشت مردم به بيگانگان پايان يافت- مي توان آموخت.

            ماجرايي كه به صحنه هاي خيانت آلود والي شهر « عكا » در فلسطين در اثناي جنگ هاي صليبي و در عصر فرمانروايي صلاح الدين ايوبي و سرازير شدن صليبي ها به ممالك عربي شباهت بسيار داشت.

            هدف ما از بيان درس و عبرت هاي جنگ و تهاجم مريكا و انگليس بررسي آنچه كه در بغداد روي داد و منجر به فروپاشي حاكميت نزديك به نيم قرن حزب بعث در عراق گرديد نيست. بلكه در آن بيشتر در پرتو آنچه روي داد به درس و عبرت هايي خواهيم پرداخت كه مي توانند براي آينده مورد بهره برداري قرار گيرند و از فاجعه هاي ديگري نمايند.

درس يكم

            درس و عبرت اول به غير ممكن و يا مشكل بودن پايداري نظام هايي حكومتي خاصي در برابر دشمنان و اشغال گران ارتباط دارد. حكومت هايي كه پايه هاي قدرت آنها مانند حكومت قبلي عراق بر روي:

            1- ايدئولوژي خاص حزبي.(حزب بعث)

            2- عشيره و طايفه اي خاص (قبيلۀ تكريت)

            3- يكي از مذاهب رايج در آن كشور (اهل سنت)

            قرار داشته باشند. و همه انديشه ها، احزاب و طوايف و مذاهب ديگر را مورد بي مهري و سركوبي قرار بدهد، مليت هاي ديگر را منزوي بگرداند. عواملي كه آن حكومت را از پايه هاي مردمي استوار محروم مي نمايد.

            اين قضيه درست همان چيزي است كه در عراق و در سايه حاكميت حزب بعث وجود داشت. و زمينه ها و واقعيت هايي از تفرقه و پراكندگي و نزاع را ميان جامعه عراق پدپد آورده و اكثريت پيروان انديشه ها و احزاب و فرهنگ ها را عليه حزب بعث و صدام حسين و عشيرۀ او به كينه و مقابله وادار گردانيده بود.

            اين ادعا درست همزمان با پنهان شدن سران نظام عراق در قالب شادماني هاي گسترده از طرف مردمي كه مورد بي مهري و سركوبي قرار گرفته و از قدرت و ثروت و حرّيت محروم گرديده بودند، كاملاً مشهود بود. آن هم نه به خاطر اظهار علاقه و خوش آمدگويي به بيگانگان، بلكه تنها به خاطر اميد به امنيت و آزادي و رهايي از نظام ديكتاتوري حزب بعث.

 درس دوّم

            اين درس به تلاش حكومت هايي ارتباط دارد همۀ امكانات خود را تشكيل ارتش و نيروهاي نظامي در راستاي رويارويي با مخالفان و حمايت از حاكميت حزبي و قدرت و رياست خود به كار مي گيرند و همه هواداران و اقوام و خويشاوندان خود را بر آن مسلط مي نمايند و بيشترين حقوق و امتيازات را براي آنها قايل مي شوند.

            چنين اقدام و تلاشي در نهايت زمينه را براي ضعف و آسيب پذيري آن نظام و فروپاشي آن در اوّلين تهاجم خارجي فراهم مي نمايد.

            اين قضيه به تمام معني در اولويت هاي كاري و نظامي زمامداران بعثي عراق قرار داشت. آنان همه امكانات مادي و معنوي و تسحيلاتي خود را در اختيار « گارد رياست جمهوري » كه تقريباً تمامي آن از عشيره و هم شهري هاي صدام حسين بودند، قرار داده بودند، تا از نظام و رياست جمهوري در برابر مخالفان حمايت كنند؟!

            همچنين اهتمام مشابهي را براي فدائيان صدام كه پيكرۀ اصلي آن را اعضاي حزب بعث تشكيل مي داد قايل شده و ارتش عراق را از امكانات مادي و معنوي مذكور محروم ساخته بودند.

            لازم به يادآوري است كه اين ارتش عراق و نيروهاي مردمي محروم از امكانات و تسحيلات كافي بود كه مدت 21 روز را قهرمانانه در برابر نيروهاي مهاجم جنگيدند. البته داوطلبان عرب را در رويارويي با امريكايي ها و انگليسي ها در جنگ هاي جنوب و نزديكي هاي بغداد و داخل آن نبايد فراموش نمود.

            براي مثال در حالي كه سپاه سوّم ارتش عراق در جنوب به سختي با مهاجمين مقابله مي كرد، پس از مشخص شدن آثار و شواهد ضعف نظام اولين كساني كه دست خود را به علامت تسليم بالا بردند و مخفي شدند سران و فرماندهان گارد رياست جمهوري و فدائيان صدام حسين بودند و همه تانك ها و اسلحه هاي سبك و سنگين و موشك هاي ميان برد آنان انگار آب شد و در زمين فرو رفت!؟

            در عين حال بقايايي از ارتش عراق و داوطلبان عرب كه با هدف انتقام از انگليسي ها و امريكايي ها و كشتن تعداد هرچه بيشتري از آنها براي جهاد در راه خداوند به عراق آمده بودند، همچنان در بغداد و ديگر شهرهاي عراق به مقاومت خود ادامه داده و مي دهند.

درس سوّم

            وجود فاصله ميان مردم و نظام هاي حاكم سبب مي شود كه چنانچه آن حكمت ها در معرض سقوط و فروپاشي قرار بگيرند، مردم از آنها دفاع ننمايند، يا حداقل ميزان دفاع از آنها به شدّت كاهش پيدا كند. زيرا انگيزه اي و هدفي براي مردم باقي نمي ماند تا از آن دفاع كنند.

            براي پيشگيري از ايجاد فاصله ميان مردم و حكومت ها تنها راه گسترش آزادي هاي مدني و مشروع و احترام به راي و نظر مردم و صاحبان راي و ايجاد فضاي مناسب براي تشكيل احزاب قوي و كارآمد براي كنترل و نظارت بر سير صحيح امور و رقابت ميان آنها براي خدمت هرچه بهتر به مردم است.

            وعده آزادي و دمكراسي براي مردم عراق قبل از سقوط حزب بعث برگ برنده بسيار مهمي بود كه در اختيار امريكايي ها قرار داشت. همين موضوع باعث شده بود كه امريكايي ها پيش از آغاز جنگ از استقبال مردم عراق از ايشان با گل و شيريني سخن بگويند. امّا اگر جنگ غير قانوني و غير انساني و ويرانگر و كشته شدن هزاران عراقي توسط امريكايي ها و انگليسي ها نبود، تعداد بسيار زيادي از مردم عراق براي كسب آزادي و رهايي از ديكتاتوري حزب بعث قطعاً با گل و شيرني از امريكايي ها استقبال مي آوردند.

            از اين درس و عبرت نمونه هاي بسياري در گذشته وجود داشته كه مي توان به وجود جدايي ميان مردم و حكومت در آلمان شرقي، اتحاد شوروي، ايران زمان شاه، و اخيراً در عراق كه در همه آنها مردم در نهايت امر حكام خود را تنها گذاشتند و زمينه سقوطشان را فراهم كردند.

 

درس چهارم

            امريكا در جنگ عراق به هيچ وجه پيروز نشد، و مردم عراق نيز دچار شكست نگردند، زيرا جنگي حقيقي و گسترده در بغداد روي نداد. بهترين توصيف اوضاع از آغاز تا پايان جنگ اين بود كه، تعدادي از زمامداران و فرماندهان عراقي 20 روزبه دروغ از مقاومت سخت نيروهاي خود در بغداد و شكست و خودكشي دشمن در دروازه هاي آن سخن مي گفتند. امّا زماني كه كار برايشان سخت شد و از حمايت گسترده مردم عراق به ويژه مردم بغداد نااميد گرديدند، نزديكان نظام فرار را بر قرار ترجيح دادند و اين كار آنها در واقع زدن خنجر بر پشت مبارزان واقعي اعم از ارتشيان و داوطلبان عرب و تعدادي از نيروهاي مردمي به شمار مي آمد.

            بر همين اساس بود كه زمينه سقوط سربع نظام فراهم شد و به عبارت ديگر ميدان را براي نيروهاي مهاجم خالي كردند و تنها عده اندكي از نيروهاي مردمي و داوطلبان عرب و بخش هايي كوچك و پراكنده اي از ارتش عراق باقيمانده بودند كه در برابر مهاجمان مقاومت مي كردند.

درس پنجم

در ميان ارتش هاي كشورهاي عربي و اسلامي از چند جهت معايب بزرگي وجود دارند كه مي توان به وفاداري آنان به حكام و زمامداران بيش از حمايت از مصالح مردم اشاره نمود. و چنين نقصي حاصل سياست هاي غلط بسياري از آن حكومت هاست.

            از طرف ديگر در مورد اوضاع و احوال آن ارتش ها عدم شفافيت بسياري وجود دارد كه مي توان به خريدهاي تسليحاتي كه معمولاً اسرار نظامي تلقي مي شوند و اخبار تلفات و خسارت هاي آنها در اثناي جنگ اشاره نمود و اين موضوع در مورد عراق وضوح بيشتري داشت.

            اين صحيح است كه گزراش هاي وزارت دفاع آمريكا در مورد تعداد تلفات نيروها و خساير نظامي خود كاملاً مشكوك و غير قابل قبول است و با هدف جلوگيري از اعتراض افكار صورت مي گرفت، اما طرف عراقي هم در طول آن 20 روز به كشته شدن يك سرباز عراقي هم اشاره ننمود. در حالي كه امريكايي ها هر روز از كشته شدن صدها سرباز عراقي خبر مي دادند. اما در ميان كشورهاي عربي اين تنها كشور مصر بود كه در جنگ اكتبر 1973م تلفات و خسارت هاي جنگي خود را اعلان مي كرد.

            علي رغم پايان جنگ در عراق همچنان براي بسياري از مردم و ناظران سياسي و نظامي اين پرسش مطرح است كه: آيا اخبار و گزارش هاي امريكايي ها در مورد بمباران و موشك باران گسترده لشكر هاي پولادين گارد رياست جمهوري و نابودي گسترده افراد و امكانات آنها درست بود و اين زمينه را براي فروپاشي نظام فراهم كرد؟

            اين نوع از اخبار و گزارش ها داراي پيامد هاي رواني بساري بر روي مردم خواهد بود؟

درس ششم

        غارت و چپاول گسترده وزارت خانه ها و ادارات پس از وارد شدن نيرو هاي امريكايي به بصره و بغداد از اوضاع و احوال معيشتي سخت بسياري از عراقي ها حكايت داشت كه محاصره همه جانبه دوازده ساله امريكا از نظر اقتصادي زندگيشان را دچار مشكلات سختي نموده و جمع زيادي از آنان را با فقر و تنگدستي دست به گريبان نموده بود.

            همچنين بيانگر ميزان اختناق و سركوب شدگي مردم توسط اعوان و انصار حزب بعث و تسلط آنها بر مراكز قدرت و ثروت كشور بود.

درس هفتم

        آنچه در عراق روي داد، در هر كشور عربي و اسلامي ديگري كه همانند رژيم قبلي عراق از طريق نظام تك حزبي و تك قبيله اي و تك مذهبي و حاكميت و ثروت را در احتكار خود و اعوان و انصار و اطرافيانش نگاه بدارد، و به دست گرفتن زمام امور كشورها را ارث آباء و اجدادي خود و اطرافيانشان بداند، ممكن است دير يا زود روي بدهد.

            به ويژه زماني كه شرايط منطقه و جهان دچار تحول شود حاميان خارجي آنان از حمايتشان دست بردارند، آن نظام ها همچون بخار آب در هوا پراكنده خواهند گرديد.

            همين موضوع باعث گرديده كه بسياري از تحليل گران بگويند: پايين آوردن مجسمه صدام مقدمه اي خواهد بود براي فرو ريختن قريب الوقوع مجسمه ها و عكس هاي بسياري ديگر از حاكمان ممالك عربي و اسلامي، و نيروهاي نظامي و امنيتي آنها علي رغم تجارب و امكانات گسترده نمي توانند از نظام هايي كه از پشتوانه مردمي محرومند حمايت كنند.

درس هشتم

            قدرت هاي بزرگ در نهايت در مورد مصالح خود به توافق خواهند رسيد. هر چند در مورد سهم هر يك از غنائم به دست آمده و ممكن است اختلافاتي ميان ايشان بروز نمايد.

            اختلاف نظر هاي پيش آمده ميان كشور هاي روسيه، آلمان و فرانسه از يك طرف و آمريكا و انگليس از طرف ديگر در مورد جنگ به هيچ وجه به خاطر دوستي با صدام حسين و يا مردم عراق نبود، بلكه اختلاف ميان آن ها ناشي از نگاه متفاوت آن ها در مورد مصالح استراتژيك و توازن نيرو هاي بين المللي است. همچنين تفاوت نگرش و موضعگيري آن ها برخاسته از ارزش هاي اخلاقي و اصول و مباني انساني نبوده و نيست، زيرا حكومت ها و اكثريت احزاب غربي در سياست نقشي و جايگاهي را براي ارزش ها و اخلاق قائل نيستند و به شيوه اي گسترده در مورد منافع و مصالح خود بر اساس روش « ماكياولي» - هدف وسيله را توجيه مي نمايند - عمل مي كنند.

            قبل و پس از آغاز جنگ آمريكا عليه عراق، آلمان و فرانسه به صراحت اعلان كردند كه، اميدوارند آمريكا در عراق پيروز نگردد و نظام حكومت عراق دچار شكست نشود! اما بلافاصله پس از فروپاشي حكومت عراق فرانسه از سقوط نظام صدام حسين و شكست عراق در جنگ استقبال نمود و ژاك شيراك رئيس جمهور آن كشور از سقوط نظام صدام حسين اظهار شادماني نمود؟!

            حتي روسيه بزرگ؟! كه آمريكا صفيرش را به قصد كشتن هدف قرار داده بود پس از سفر كوندوليزارايس به آن كشور براي اطمينان خاطر دادن به روسيه به سهيم گردانيدن شركت هاي روسي در بازسازي صنايع نفت عراق، اعلان كرد كه هدف قرار گرفتن سفيرش را اقدامي عمدي به شمار نمي آورد؟!

درس نهم

مهمترين اهداف آمريكا و انگليس از تهاجم نظامي به عراق عبارتند از:

            1- تسلط بر منابع نفتي و ثروت هاي سرشار عراق

            2- گسترش سلطه و نفوذ نظامي و سياسي آمريكا در منطقه

            3- حفظ امنيت و مصاح رژيم صهيونيستي اسرائيل

            از بين بردن اسلحه كشتار جمعي كه تاكنون اثري از آن به دست نيامده بهانه اي بيش نبوده است و «هانزبلكس» رئيس گروه بازرسان سازمان ملل به صراحت گفته بود كه: هدف ساقط كردن نظام صدام حسين بوده است و از نظر آمريكايي ها موضوع از بين بردن اسلحه كشتار جمعي عراق در مرتبه چهارم اهميت قرار دارد؟!

            طرح آمريكا براي عذاقي تازه و ارائه و تبليغ آن به عنوان الگويي براي دمكراسي مهار شده، براي آمريكا هدفي استراتژيك به شمار مي آيد. حتي مي خواهند در مسائل فرهنگي و آموزشي و پرورش عراق آينده دخالت كنند و با اين هدف سازمان آمريكايي «توسعه بين المللي» مبلغ65 ميليون دلار را براي تغيير بنيادين در شيوه آموزش و پرورش و تغيير كتاب هاي درسي و حذف آيات، احاديث و انديشه هاي ضد آمريكايي اختصاص داده است.

            همين سازمان براي ايجاد آن تغييرات در نظام آموزش و پرورش افغانستان به روشي كه براي غرب قابل قبول باشد مبلغ 516 ميليون دلار را اختصاص داده است.

درس دهم

            سقوط سريع نظام صدام حسين اشتهاي آمريكايي ها را براي وارد نمودن فشار هر چه بيشتر بر ديگر كشور هاي عربي و اسلامي براي تسليم شدن در برابر خواست هاي آن كشور افزايش داده است و آن هايي را كه حاضر به پذيرش خواست هايشان نيستند به دچار شده به سرنوشت صدام حسين تهديد مي نمايد.

            اخيراً معاون وزير خارجه ي آمريكا به كشور هايي مانند ايران، سوريه و كره ي شمالي - كه براي به دست آوردن اسلحه كشتار جمعي تلاش مي نمايند- هشدار داد كه بايد از سرنوشت رژيم عراق عبدت بگيرند!؟

            زمامداران رژيم صهيونيستي نيز براي وارد كردن فشار هر چه بيشتر بر مردم مجاهد و مظلوم فلسطين از شرايط جديد استفاده نموده و «شووال» معاون نخست وزير اسرائيل در امور خارجه اظهار اميدواري نموده كه فلسطيني ها از آنچه كه در عراق روي داد عبرت بگيرند و رهبران فلسطيني بايد بيشتر در راه صلح با اسرائيل و تامين امنيت آن كشور گام بر دارند و براي سركوبي سازمان هاي مخالف صلح مانند: حماس،‌جهاد اسلامي، و گردان هاي شهداي الاقصي اقدامات بيشتري را به عمل بياورند!؟

 

 

 

copy right 2004 Barjavand Rayaneh