ENGLISH

الصفحة العربية لا په ره ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

 

مغول هاي معاصر د رعراق

   

       تاريخ جهان از مغولهاي عصر چنگيز به عنوان قومي ويرانگر

 و ستيزه جو ياد مي کند که جز تصرف عالم و انقياد مردمان ديگر، هدفي نداشتند.
     شواهد تاريخي اين چنين مي گويند که مغولها به هنگام حمله به سرزمين هاي اسلامي از حمايت صليبيون اروپايي برخوردار بودند. اينک که قرن ها از حمله قوم مغول به سرزمين هاي اسلامي گذشته است ، صليبيون جديد براي تسخير جهان اسلام از روشهايي استفاده مي کنند که پيش از اين مغول ها بدان توسل جسته بودند.
       مقاله پيش رو که نويسنده آن ، سام حماد، يک مسيحي امريکايي است به ما نشان مي دهد دولت بوش و گروه نومحافظه کار ذي نفوذ در اين دولت ، علي رغم ادعاي گرايش به مسيحيت تا چه حد از مسيحيت راستين بدور و چگونه به انديشه هاي مغولي علاقه مندند. اصل اين مقاله در پايگاه اينترنتي www.ich.com
(21 ژانويه 2005) قابل دسترسي است.

      صدها تن از سربازان امريکايي که از عراق به کشورشان بازگشته اند آنچنان سرد و بي روح شده اند که از سخن گفتن درباره مسيح ع و بخشندگي ، امتناع مي ورزند. بعضي از آنها به حدي از لحاظ روحي فرو ريخته اند که دائما درباره آنچه بر زنان و کودکان عراقي روا داشته اند ، گريه مي کنند.
در ميان عراقي ها ، افسانه اي قديمي وجود دارد که مي گويد: خان مغول پس از اين که عراق را فتح کرد، مجروح شد و به وطن بازگشت تا در آنجا بميرد و مي گويند که روزي دوباره بر مي گردد تا بغداد را فتح کند. مردم عراق مي پندارند اگر خان مغول دوباره بازگردد ممکن است بغداد را به آتش و خون بکشد همانطوري که ابن تيمور (تيمور لنگ) به آتش کشيد.
        هم اکنون بوش ، رامسفلد و ولفوويتز، سربازان امريکايي را مبدل به سربازان مغولي اي کرده اند که فقط تورات يا کتابهايي از مغول را در مورد جنگ و خونريزي خوانده اند.
از طرف ديگر، امريکا به سازمان جاسوسي اسرائيل (موساد) و نيروهاي نظامي آن کشور اجازه داده است سربازان امريکايي را به سبک و روش اسرائيلي و اس اس نازي تربيت کنند ؛ روشي که ساليان سال در مورد غيرنظاميان فلسطيني به کار گرفته مي شد. بنابراين شباهت بسيار زيادي وجود دارد بين آنچه که در فلوجه اتفاق افتاده است و آنچه که اسرائيلي ها در رام الله ، الخليل و ديگر شهرهاي فلسطين انجام داده اند. شعار آنها اين بود: «همه چيز را نابود کنيد ، هر جنبنده اي را بکشيد وبا ايجاد رعب و وحشت ، مردم را به اطاعت و فرمانبرداري وادار کنيد». اين دقيقا همان چيزي است که سربازان ما در عراق انجام مي دهند ؛ درست همان گونه که مربيان اسرائيلي به آنها آموخته اند.
       اين روش شايد مثل آن چه که اسرائيلي ها در فلسطين انجام مي دهند در کوتاه مدت جواب دهد ولي در بلندمدت ، عراقي ها با شما دشمن مي شوند و سرانجام انتقام خود را از اشغالگران خواهند گرفت.
اگر چنين نيست ، پس چرا به مرد و زن جوان خود دستور مي دهيم وارد جنگ شوند و به آنها حکم مي کنيم به زنان ، کودکان و مبارزان عراقي شليک کنند؟ همه را بکشند و چيزهايي شبيه به آن. چرا يک بالگرد امريکايي در روز روشن به زنان و کودکاني که از فلوجه فرار مي کردند و قصد عبور از رودخانه را داشتند، شليک کرد؟ چرا يکي از افسران امريکايي ، يک غير نظامي مجروح را در مسجد از پاي درآورد؟ ما هيچ عذر موجهي نداريم مگر اين که بپذيريم سربازان ما از ارزشهاي انساني تهي گشته اند.
  من اين تقصير را متوجه سياستمداران ايالات متحده مي دانم که با وقاحت و بي شرمي و تفکرات غير اخلاقي ، سازمان جاسوسي موساد و نيروهاي نظامي اسرائيل را وارد اين قضيه کرده و فرماندهان امريکايي را براي تعليم و تربيت بيشتر به اسرائيل مي فرستند ؛ از زمان مغول تاکنون ما شاهد چنين توحشي نبوده ايم.
(البته نمونه اين گونه سبعيت و وحشيگري را مي توان در جنگ ويتنام با بکارگيري «عامل نارنجي» و «ماي لاي» (يک نوع ماده سمي) توسط نيروهاي امريکايي يافت ولي نه در اين مقياس). احتمالا پاسخ اين پرسش که چرا تعداد سربازان اسرائيلي که از شرکت در جنگ تمرد مي کنند ، هرروز افزايش مي يابد يا چرا بيش از 30 درصد از سربازان امريکايي هنگامي که به وطن باز مي گردند دچار مسائل روحي -رواني هستند؟ اين است که اين اعمال غيرانساني با تربيت آنها بر مبناي دين مسيح در تعارض است و در مورد يهوديان متمرد از جنگ نيز اين مساله با جنبه هاي اخلاقي دين آنها در تعارض است.

  • اگر چه قبلا آيت الله خميني امريکا را شيطان بزرگ ناميده بود اما اينک اين جورج بوش است که ثابت کرده امريکا با شيطان متحد شده است

  •       طي يک ماه گذشته ، صدها خبر و گزارش از عکاسان ، شاهدان عيني و خبرنگاران بي.بي.سي و ان بي سي و نيز از نويسندگان مستقل و افرادي که از بمباران هاي شديد و آتشين بالگردها جان سالم بدر برده اند مخابره شده است.
    در تمامي اين گزارش ها بر اين نکته تاکيد شده است که سربازان امريکايي تمامي اين زنان و کودکاني را که براي در امان ماندن از شليک گلوله ها و بمباران بالگردها قصد فرار داشتند، مورد اصابت گلوله قرار داده و آنهايي را که در خانه هايشان پنهان شده بودند توسط تانکها قطعه قطعه کرده اند. سوال اين است : چه کسي سربازان ما را مانند مغولها به کشتار مفرحانه وادشته است؟ بايد از خود بپرسيم هنگامي که اين آدمکش ها به وطن باز مي گردند چه اتفاقي رخ مي دهد؟
          از کاروليناي شمالي و ديگرپايگاه ها شواهدي در دسترس است مبني بر اين که بسياري از اين مردان در بازگشت به وطن ، با همسرانشان بدرفتاري يا اعمال خشونت کرده اند ؛ حتي بعضي از آنها همسران خود را به قتل رسانده اند و گروهي ديگر، آنچنان از نظر رواني بيمار شده اند که قادر نيستند به وطن بازگردند. بسيار روشن است که مسيحيت توسط فرماندهان ايالات متحده ، افرادي چون جنرال «باي کين » (مستقر در موراکو) و بوش در کاخ سفيد که ادعا مي کنند مسيحي هستند تحريف شده است. نفوذ اسرائيل در فرماندهان ارتش را نيز نيابد ناديده گرفت.
           از طرف ديگر ، اين موضوع به کشيشان جديدي که توسط ارتش به قدرت رسيده اند مربوط مي شود. آنها از جمله افرادي هستند که بيزاري و تنفر از اسلام را تبليغ مي کنند و با القائات سياسي توسط افرادي چون بيلي گرهام ، جري فال ول و پت رابرسون ، حاميان خوبي براي اسرائيل به شمار مي آيند. يکي از دوستانم که يک کشيش مسيحي است پس از بازديد از اردوگاه پندلتون (يک اردوگاه بزرگ تفنگداران نيروي دريايي نزديک به ساندياگو) مي گفت: صدها نفر از سربازاني که از عراق به وطن بازگشته اند، بسيار دلسرد شده و از صحبت درباره مسيح ع و رحم و مروت امتناع مي ورزند. عده اي ديگر، اختلالات رواني پيدا کرده و به خاطر اعمالي که نسبت به زنان و کودکان عراقي روا داشته بودند، مي گريستند. بسياري از آنها از فرماندهاني سخن مي راندند که به آنها دستور داده بودند براي کسب پيروزي در مدتي کوتاه ، در مردم رعب و وحشت ايجاد کنند و نيز به آنها مي گفتند عراقي ها، کافر و دختران و پسران شيطان هستند.
         متاسفانه تعداد بسيار اندکي از سربازان ما شجاعت آن را دارند که در مقابل فرماندهان خود بايستند و به آنها بگويند: «نه» و يا با عقل و شعور و با استفاده از تعاليم ديني بدانند که چطور در برابر يک دروغ آشکار و تحريف آموزه هاي مسيح ع ، مقاومت کنند.
          اکنون وقت آن رسيده است که از جورج بوش ، دونالد رامسفلد، پل ولفووتيز، جنرال مايرز و جنرال ابي زيد بخواهيم اين رفتار مغولانه را کنار بگذارند. جنايات سربازان امريکايي در مورد غير نظاميان به خصوص در فلوجه ، بغداد و ديگر شهرها بيش از حد و اندازه است.
         آنها به غيرنظاميان حمله کرده و مردم فلوجه را از آب ، دارو و غذا محروم کردند و حتي به آنها اجازه نمي دادند براحتي فرار کنند. در واقع عمل ضد انساني استفاده از ماده «ماي لاي» که در جنگ ويتنام بکار برده مي شد ، در مقايسه با اين کشت و کشتار به حساب نمي آيد. هدف حملات نظامي امريکايي ها، غير نظاميان و کساني هستند که از کشور، شهر، خانه و خانواده خود دفاع مي کنند.
         آيا اگر ما جاي آنها بوديم اين گونه عمل نمي کرديم؟ آيا از کشور، شهرها، خانه ها و خانواده هاي خود دفاع نمي کرديم؟ اکنون زمان آن فرا رسيده که به خاطر همه اين جناياتي که مرتکب شده ايم دست به اقداماتي بزنيم. براي شروع ، اين مقاله را به کشيش ها، خاخام ها ، دوستان خود و بيش از همه براي سناتورها و نمايندگان کنگره و نيز براي شخص جورج دبليو بوش بفرستيد تا شايد به لطف خدا از خواب اعتيادآور جنگ برخيزد و به سخنان حضرت مسيح ع روي آورد که مي گويد: «بخشندگي و رحمت خدا بر ميانجيان صلح »، نه جنگ افروزاني که زنان و کودکان را مي کشند. بر همگان آشکار است که اين اعمال وحشيانه فقط از انسان هاي بي وجدان ، بي شعور و بي اخلاق سر مي زند.
          ناگفته نماند که مردم ، ما را به چشم قصاب مي نگرند. يکي از دوستان آلماني تبار من مي گفت: اين فجايع مرا به ياد حوادث محل «رسدن» (نام محلي در آلمان) مي اندازد. دوست ديگر انگليسي الاصلم مي گويد: اين وقايع مرا به ياد اعمال هيتلر در جنگ جهاني دوم و موشکباران لندن مي اندازد. نفر بعد که در ويتنام خدمت کرده بود، اظهار داشت: او ديگر اخبار را تماشا نمي کند زيرا اين خبرها، ياد و خاطره فجايع سربازان امريکايي در ويتنام را براي او زنده مي کند. مسلماناني که از سراسر دنيا با من مکاتبه مي کنند نيز معتقدند امريکايي ها با شيطان هم پيمان گشته اند. اگر چه قبلا آيت الله خميني ، امريکا را شيطان بزرگ ناميده بود اما اينک اين جورج بوش و هم پالکي هايش هستند که بروشني به مردم امريکا و مسلمانان ثابت کردند امريکا با شيطان متحد شده است.
            ما بايد کاري کنيم که ملت ، تغيير موضع بدهد. قلدري و جنگ طلبي بوش درنهايت ، نتيجه عکس خواهد داد ؛ اما ما نيز بايد از راه قانوني ، او را از ددمنشي و وحشيگري بيشتر بر حذر داريم. مردم دنيا کم کم به اشتهاي سيري ناپذير جناب بوش براي رسيدن به قدرت ، و اين که ممکن است اين نوع رفتار ، به يک جنگ جهاني ويرانگر منتهي شود،پي مي برند. اگر ما قادر باشيم از قتل عام و خونريزي هيات حاکمه کاخ سفيد جلوگيري کنيم ، اين امر مي تواند شروع خوبي براي اصلاح دنيا باشد. اکنون زمان آن فرا رسيده که با يکديگر متحد شده و براي متوقف ساختن رئيس جمهور مغول صفت خود ، راههاي قانوني ابداع کنيم.
         در غير اين صورت ، اگر به دادگاهي فراخوانده شويم يا اگر يک فرد مذهبي باشيم ، در روز جزا در پيشگاه خداوند و خلق خدا، ما نيز به همراه او مجرم شناخته مي شويم.

    سام حماد
    مترجم: اعظم موسوي

     

     

    copy right 2004 Barjavand Rayaneh