|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
صهيونيسم نماد بارز نژادپرستی به قلم يونس ابراهيم روزنامه البعث تاريخ جهان شاهد اشکال مختلف نژادپرستی و جنبه های فکری و عملی آن بوده، اما نژادپرست تر و خطرناک تر از انديشه و افکار صهيونيسم را مشاهده نکرده است. علت آن هم به نشأت گرفتن نژادپرستی صهيونيسم از اصول دينی باز می گردد. اين که عرب ها صهيونيست ها را نژادپرست می نامند، اتهامی بی مورد و ساختگی نيست بلکه آنها عملاً هدف اقدامات نژادپرستانه رژيم صهيونيستی قرار گرفته اند و از آن رنج می برند و به خوبی با خوی و نگرش نژادپرستانه صهيونيسم آشنايی دارند. شديدترين شيوه های نژادپرستی عليه عرب ها اعمال می شود و حتی در دوره ماقبل و مابعد تاريخ نيز چنين اقداماتی عليه هيچ قومی صورت نگرفته است. همچنين بسياری از ملت های جهان به ويژه اروپاييان نيز در اين مسأله با ما هم عقِيده هستند. از سوی ديگر، مردم اروپا نيز در گذشته هدف اعمال نژادپرستانه جنبش صهيونيسم قرار گرفته اند. کسی که کتاب "المفسدون فی الأرض" نوشته حسن ناجی را مطالعه کند به جنبه هايی از اين نژادپرستی پی می برد. تعداد زيادی از نويسندگان و انديشمندان کتاب های زيادی در مورد نژادپرستی جنبش صهيونيسم تأليف کرده و تحقيقات گسترده ای نيز در اين زمينه انجام داده اند. اين اشخاص از طريق مطالعه و بررسی افکار، انديشه و اقدامات جنبش صهيونيسم و تأثيرات آن بر جوامع و ملت هايی که هدف اعمال بی رحمانه صهيونيست ها قرار گرفته اند، به تشريح نژادپرستی اين جنبش پرداخته اند. تاريخ شاهد اشکالی از نژادپرستی مکاتب و اقوام مانند نازيسم، فاشيسم و سفيدپوستان در آفريقايی جنوبی و نامبيا عليه سياهان بوده است. اين گونه اقدامات از لحاظ اخلاقی پست ترين اعمال انسانی می باشد که عقل و وجدان بشری ممکن است، به آن تن دهد. اما همه اين اعمال نژادپرستانه برخاسته از خوی و خصلت روانی و شخصی نژادپرستان است و در راستای منافع سياسی و اقتصادی صورت می گيرد. بر عکس آن، نژادپرستی صهيونيسم برخاسته و نشأت گرفته از اصول و عقايد دينی است. ابتدا بايد ميان تورات اصلی و تورات و تلمود جنبش صهيونيسم فرق قائل شد. در اين تورات نصوصی مبتنی بر کينه و کدورت از همه انسان ها وجود دارد. در نظر صهيونيسم همه غيريهوديان حيواناتی هستند که بايد کشته شوند و از دست آنها خلاص شد. آنها در اين باره به مطلب ذيل استناد می کنند که يهوديان هنگام حمله به فلسطين هفت قوم (کنعانيان، فزري ها، يبوسی ها و جيوشی ها و...) ساکن اين سرزمين را به خاک و خون کشيدند که برخی ها جان سالم به در بردند و پا به فرار گذاشتند. صهيونيسم معتقد است که اين تعداد فراری در ديگر مناطق کره زمين زاد و ولد کردند و نسل کنونی انسان ها از آنها هستند و همين علت، بايد تا اندازه ممکن از اين مردم کشته شوند زيرا ممکن است از ساکنان قديمی فلسطينی باشند که فرار کردند و به قتل نرسيدند. صهيونيست ها خود را ملت برگزيده خداوند می دانند. احبار و علمای يهود به خداوند بلندمرتبه اين دروغ بزرگ را بستند تا اين گونه خوی و خصلت نهفته نژادپرستی خود عليه ديگران را آشکار سازند. يهوديان برای توجيه اين مسأله که به خداوند نسبت می دهند، و اين که خداوند را به علت آفرين ملت های غير از آنها به توبه واداشته اند، مطلب ذيل را به دروغ از زبان آفريدگار جهان عنوان می کنند: "من به خاطر خلقت اقوامی غير از ملت و امتم (يهود) پيشمان هستم اما آنها را تنها به خاطر دو دليل آفريدم: يا اين که بردگانی برای شما باشند و يا اين که آنها بسان گوسفندانی و شما نيز گرگان درنده ای باشيد که هر جا آنها را يافتيد بکشيد." برای تشريح بر اين مطلب سخنان خاخام نژادپرست يوسف عباديا در نشست 9/4/2001م. پارلمان رژيم صهيونيستی را ذکر می کنيماو مي گويد: "عرب ها اشرا و ملعونند ... آنها را بکشيد و با موشک و جنگ افزارهای نظامی نسل آنها را از ميان برکنيد، زيرا عرب ها چون افعی هايی هستند که بايد نيست و نابود شوند." با توجه به مطالب فوق، يهوديان بنا به خصلت نژادپرستی صهيونيسم تنها افراد پاک و مقدس و ديگران نجس هستند و بايد با آنها جنگيد و نابودشان کرد. اگر کشتن آنها ممکن نباشد، بايد به صورت تحقيرآميزی با آنها رفتار کرد. برای توضيح بيش تر، يک نص از تلمود درباره غيريهوديان را می آوريم:"اسرائيلی نزد خداوند بهتر از ملائکه است و اگر شخصی يک اسرائيلی را بزند، انگار که خداوند را زده است." آيا افراطی تر، تروريست تر، ستمگرتر و نژادپرست تر از اين نيز وجود دارد؟ صهيونيست ها در تلمود دروغ هايی زيادی آورده اند. مطالبی در اين کتاب آمده است که نشانگر اوج نژادپرستی و برخورد تحقير آميز يهوديان با ديگران است. در تلمود آمده است: "سگ بهتر از ديگران (غيريهوديان) است!!" يهوديان دليل برتری سگ از غيريهوديان را اين مطلب تلمود می دانند:"به يهودی اجازه داده شده است که در اعياد به سگ ها غذا بدهد اما اطعام ديگران حرام است و حتی اجازه ندارد که تکه گوشتی به ديگران بدهد، بلکه برعکس بايد آن را به سگ ها بدهد که آنها بهتر از ديگران (غيريهوديان) هستند." آيا معقول است که خدای عزوجل ديگران را به آدم کشی تشويق کند. بنا به عقايد نژادپرستانه و باطل يهوديان خداوند خطاب به قوم يهود در تلمود گفته است: "شما به هر اندازه که از ديگران بکشيد به من نزديک می شويد. هر کس يک انسان در راه من قربانی کند، عمل وی مقبول و بهتر از قربانی کردن حيوان است." اصول و احکام نژادپرستانه تلمود از يهوديان می خواهد که هر وقت از کنار قبرستان ديگران عبور کردند، آنان را تف كنند و آبا و اجداد مردگان را لعن و نفرين نمايند. خطرناک تر از همه اين ها، فتوای شيمون وايزر خاخام بخش مرکزی فلسطين اشغالی است. سرباز موشی يکی از مريدان خاخام وايزر از وی درباره کسانی که در هنگام جنگ کشته می شوند، سؤال کرده بود. وايزر در جواب به مطلب زير از کتاب اسرائيل شاحاک استناد کرده بود: "بدان ای فرزندم که بنا به فتاوی موسی بن ميمون، دماغ شرورترين افاعی را از جا برکن و بهترين اغيار (ديگران) نيز بايد چون افعی ها کشته شوند. اما عرب ها بهترين کاری که می شود با آنها کرد اين است که با آلت جنگيد و روده و جگر آنها را پاره پاره کنی." اين مطالب نمونه هايی از متن های نژادپرستانه ای است که در کتاب های دينی تحريف شده يهوديان آمده است و آنها را به نژادپرستی و نفرت از ديگران تشويق می کند و کشتن و نابودی ديگران را از وظايف دينی و واجب يهوديان عنوان کرده است. بنا به اين دلايل، ادعاهای صلح طلبانه و آزادی خواهانه رهبران صهيونيسم فريبی بيش نيست. هنوز خيلی ها معتقدند که محرک اساسی صهيونيست ها همين اوامر و نصوص هستند که باعث شده اند قاتل و سفاحی چون شارون تصدی رهبری اسرائيل را بر عهده گيرد و علناً مخالفت جدی خود را با صلح اعلام کند. نژاد پرستي يهوديت تلمودي ما معمولاً وقتي دربارۀ مشكلات درگيري « مسلمانان و صهيونيستها » سخن مي گوييم ميان « يهوديّت و يهوديان » و « صهيونيسم و صهيونيستها » فرق مي گذاريم؛ بدين صورت كه يهوديّت را دين و ملّتي مي دانيم كه ايمان مسلمان كامل نمي شود مگر اينكه آن را در جاي خود در ميان ادياني قرار دهد كه به آنها ايمان دارد؛ در حالي كه صهيونيسم را حركتي قوم گرايانه و نژادپرستانه بر مي شماريم كه ضد كشورهاي اسلامي با امپرياليسم غربي همدست شده است؛ و در ميان احزاب، متفكّران و رهبران آن، سكولاريسم، ماديگرايي و انكار يهوديّت به عنوان يك دين در حال شيوع مي باشد. من فكر مي كنم اين فرق گذاري نيازمند به بازنگري است؛ زيرا يهوديّت تلمودي و خاخامي اي كه با افكار، احزاب ديني، دانشگاهها و موسّسات خود در برابر ما قرار دارد، آن ديني نيست كه خداوند بر موسي و هارون و پيامبران بني اسرائيل - عليهم السلام- نازل كرده است، چرا كه يهوديّت به عنوان دين آسماني، از اديان توحيدي است، در حالي كه يهوديّت كنوني به بت پرستي نزديكتر است تا يكتا پرستي؛ در اين يهوديّت خداوند پروردگار جهانيان و تنها خداي يگانه نيست، بلكه او فقط خداي يهود است و ملّتهاي ديگر خدايان خود را دارند. در تفكّر تلمودي و دايرة المعارفهاي يهودي و نيز در قانون بازگشت اسرائيل، يهودي شخصي نيست كه به دين يهود متديّن است، بلكه او كسي است كه از مادر يهودي زاده شده باشد، چنين فردي صرف نظر از ديندار بودن يا نبودنش يهودي است گرچه هم ملحد باشد، بلكه در نزد آنان از ملّت برگزيدۀ خداوند است حتّي اگر به خداوند كفر ورزد؛ آري چنين كسي صرف نظر از اينكه چگونه زاده شده است از ملّت برگزيدۀ خداست، گرچه به خدا كافر و زنازاده باشد! مهم اين است كه از مادري يهودي متولّد شده باشد، حتّي به ايمان مادرش و نوع دينداري او نيز توجّه نمي شود. پس آيا اين نوع دينداري كمترين ارتباط با ديني دارد كه خداوند بر پيامبران بني اسرائيل يا پيامبران ديگر نازل فرموده است؟ بي گمان ما در برابر « نژادپرستي اي » قرار داريم كه هيچ ارتباطي با حقيقت دين و دينداري ندارد، و با تفكّري مواجهيم كه ميان انسانها طبق معيار « تولّد » فرق مي گذرند، نه معيار درستي و تقوي، چنانكه در شان و منزلت همۀ اديان است؛ امري كه موجب شده تا اين نوع « يهوديّت » را همچون « صهيونيسم » تفكّري نژادپرستانه بدانيم كه با طبيعت دين الهي سازگار نيست، هرچند دايرۀ يهود از دايرۀ صهيونيستها گسترده تر باشد. و آنگاه كه يهوديّت تلمودي و خاخامي بي ارتباط با جوهرۀ ديني است كه خداوند آن را به پيامبران بني اسرائيل وحي كرد، پس همانا كساني كه به رهبري حركت صهيونيستي پيرامون افسانه هاي يهوديِّت تلمودي گرد هم آمده اند، با امپرياليزم غربي براي استعمار فلسطين همدستند؛ و هيچ ارتباطي نيز با عبرانيان گذشته ندارند، بلكه آنان دسته هايي از يهود خزر هستند كه در هنگام حكومت تزاري روسيه به شرق و مركز اروپا كوچ كرده اند و از جهت نژادي با ساميان پيوندي ندارند، چنانكه با يهوديّت به عنوان يك دين نيز ارتباطي ندارند. دكتر محمد عماره: كتاب انديشه اسلامي معاصر
|
||||||
|
copy right 2004 Barjavand Rayaneh |
|||||||