ENGLISH

الصفحة العربية لا په ره ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

 

اوضاع عراق از نگاهي ديگر

 عبدالعزيز سليمي

- اشغال عراق

- دمكراسي و آزادي موعود

- فدراليسم

- تروريسم

-  انتخابات اخير

- مقاومت

     بررسي ، داوري و صدور حكم شرعي يا قانوني  و سودمند و يا زيانبار شمردن  رويدادها و پديده هاي مختلف به ويژه رويداد هاي سياسي، پيش از شناخت دقيق و بررسي اسباب ، پيشينه ، باورها و اهداف پديد آورندگان و  بازيگران آن نمي تواند اقدامي آكاهانه پرهيزكارانه و دادگرانه باشد.  تحليل رويداد هاي سياسي  كه با توجه به نقش آنها در تمامي ابعاد زندگي جامعه ها از اهميت و حساسيت بالايي برخوردار است، همچون ديگر رشته هاي علوم به متخصصين و خبرگاني نياز دارد كه در تحليل، نتيجه گيري و داوري خود معيارهاي خاصي را مراعات نمايند.

          اگر پزشكي بدون برخورداري از تخصص لازم رؤيت بيمار، آزمايش هاي مختلف، و تشخيص دقيق ، در مورد بيماري كسي  اظهار نظر كند و نسخه خاصي را براي او تجويز نمايد، حاصل كارش چيزي جز در معرض هلاكت قرار دادن بيمار و يا طولاني تر شدن زمان بيماري او نخواهد بود.

     در حوزه پديده هاي سياسي، به ويژه از نوع بين المللي آن نيز قضيه به همين صورت است، و تنها گروه هاي كارشناسي و متخصص سياسي ، حقوقي و فقهي  هستند كه تحليل، نتيجه گيري علمي و قضاوت و يا حكم شرعي مناسبي  را مي توانند ارائه بدهند، تحليل و داوري ديگران چيزي در حد اظهار نظر فردي است و بس كه  غالبا غير علمي و غير كارشناسانه و برخاسته از عاطفه ، احساسات، انگيزه هاي نژادي ، تعصبات مذهبي و مسلكي و... مي باشند.

از آنجا كه موضوع مورد بحث ما با بحران عراق در ارتباط است، از آن به عنوان مثال ياد مي كنيم.

            افراد ، احزاب و حكومت ها  تنها زماني از تحليل اوضاع آن كشور مي توانند نتيجه گيري و داوري درستي داشته باشند، كه بر پايه  راهكار هاي علمي، آكادميك و كارشناسانه عمل كنند و با تمامي اطراف درگير در صحنه سياسي آن كشور آشنايي داشته باشند و  با معيارها و موازين دانش سياسي، اصول و مباني قضاوت قانوني، صدور حكم شرعي و راهكارهاي تعامل با گونه هاي متفاوت رويدادها ي صحنه آن كشور  آشنا باشند.

به عبارت ديگر تنها در شرايطي  مي توانند از تحليل درست و نتيجه گيري و داوري شرعي و قانوني آن برآيند كه پيش نيازها و ضرورت هاي آن را مراعات نمايند كه  به طور اجمال عبارتنداز:

         1- شناخت اصول ، مباني ، راهكارها، اهداف، وابستگي هاي مذهبي، ايدئولوژيكي و سياسي احزاب و شخصيت هاي كليدي و گرايش ها ي تاثيرگذار در صحنه سياسي آن كشور

       2-آشناي با ساختار فكري ، برنامه ها، لابي هاي صاحب نفوذ ، اهداف ، و سياست هاي  فرهنگي ، اقتصادي داخلي و خارجي دولت هاي آمريكا و انگليس، و پيشينه تاريخي استعمارگري آنها .

     4- نقش رژيم صهيونيستي اسراييل در بحران آفريني ها، بازيگري هاي بين المللي و نقش آن رژيم  در تصميم گيري هاي سياسي ، نظامي و اقتصادي آمريكايي و انگليسي ها و آگاهي از باورهاي ديني توراتي و تلمودي صهيونيست ها از جمله اعتقاد ديني آنان  به اينكه از رود نيل  در مصر تا رود فرات در  عراق از آن يهود است و غير يهوديان  جانوراني در شكل و شمايل انسان مي باشند و....

     5- مباني فكري ، تاريخي، سياست ها، رابطه ها و اهداف حزب بعث، حزب دمكرات كردستان عراق به رهبري بارزاني ها ، اتحاديه ميهني به رهبري جلال طالباني ، مجلس اعلا، به رهبري عبدالعزيز حكيم، مرجعيت سيستاني، حزب الدّعوة  به رهبري ابراهيم جعفري ، كنگره ملي عراق به رهبري  احمد چلپي، حزب  وفاق ملي به رهبري  اياد علاوي ،  حزب اسلامي به رهبري دكتر  محسن عبدالحميد،  هيئت علماي اهل سنت به رهبري دكتر حارث ضاري ، جناح مقتدي صدر ، جناح خالصيه و شناختي كلي از هزاران نفر از معارضين قبلي عراق كه مدت زماني زيادي در لهستان  دوره هاي اطلاعاتي و نظامي را  زير نظر سازمان سيا و پنتاگون گزانيده اند و....

     5- نقش قدرت هاي بين المللي در گذشته و حال وضع پيش آمده در عراق ،  نقش صاحبان كارخانه هاي اسلحه سازي، شركت هاي نفتي، كليسا و مبشرين مسيحي.

     6- ساختار عشيره اي، ديني، تاريخي و ملي جامعه عراق.

            7- برخورداري از منابع معلوماتي مطمئن و بي طرف.

     8- آگاهي از اهداف و سياست هاي كشورهاي منطقه به ويژه همسايگان عراق.

     9- از همه مهمتر دارا بودن معيار سنجش پذيرفته شده شرعي، و مباني  قوانين بين المللي براي قضاوت و داوري صحيح علمي در مورد اهداف، سياست ها و برنامه هاي هر يك از اطراف درگير در مسايل عراق.

     10 -  براي باورمندان به اسلام آگاهي كافي از  نصوص قرآن و سنت ، اصول فقه ، سياست شرعي ،   معرفت فقه واقعيت ها ، فقه اولويت ها ،  فقه موازنه ها  و فقه مصالح، جزو پيشنياز هاي ضروري داوري در باره هر گونه پديده و موضوعي از جمله امور سياسي است. زيرا صدور حكم در حوزه مسايل سياسي اهميت و حساسيتش به مراتب از صدور حكم  در باره مسايل شخصي  و فردي بيشتر است.

     به نظر اينجانب در چنين مواردي - ضمن اينكه هر كس در حد توان خود لازم است  تحقبق كند و حق اظهار نظردارد ، اما پيش ازداوري و صدور حكم  آن را   به مجمعي علمي و هيئتي قانوني و يا شرعي بايد عرضه نمود. تا آن را مورد بررسي كارشناسي قرار بدهند. در اين صورت است  كه  مفتي ،  قاضي  و نظريه پرداز  گمراه نمي شوند و ديگران  را به  گمراهي و سرگرداني سوق نمي دهند.

 به هر صورت لازم است صدور حكم نهايي را به هيئت ها و مرجعيت هاي مستقل و برخوردار از امكانات علمي، مادي، و نيروهاي متخصص و خبره سپرد، زيرا صدور حكم و داوري در اين  مورد كه اشغال عراق قانوني  است يا غير قانوني مشروع است يا غير مشروع  دست كمي از حكم شرعي  وقوع و يا عدم وقوع طلاق ميان زن و شوهر و يا ديه چاقو خوردن انساني  ندارد.

     البته اين موضوع چيزي طبيعي است كه هر كس بنا بر  تشخيص خاص خود شخصي هيئتي و يا مرجعيتي را براي خود بر گزيند. براي مثال  ناسيوناليست ها، سكولارها و ليبرال ها  داراي منابع اطلاعاتي و توجيهي و رهبري ها ي خاص به خود هستند.

     امّا در اينجا روي سخنم با اسلام خواهان، آگاهان از مباني حقوق بين الملل و مدافعان دين ، فرهنگ، تاريخ و  سرمايه هاي مادي و بشري و تمدن امّت اسلامي است، كه لازم است به جاي كسب اطلاعات و تبعيت از تحليل رسانه هاي وابسته به گرايش هاي سكولاريستي، ناسيوناليستي و غربزده به منابع اطلاعاتي مطمئن مانند: روزنامه ها و سايت ها و رسانه هايي كه ديدگاه شخصيت ها و هيئت هاي مورد اعتماد را ابلاغ مي نمايند ، مراجعه نمايند و در صورتي كه خود از كار تحقيقي گسترده علمي ناتوانند: هريك با توجه به گرايش فكري و مسلكي خود به مراجعي بين المللي  مانند: (اتحاد جهاني علماي مسلمين) كه از صدها عالم و كارشناس در رشته هاي مختلف فكري ، سياسي ، فقهي و اقتصادي و... شكل گرفته ، مراجعه نمايند.

     طبيعتاً اسلامگرايان اهل سنت عراق داراي مرجعيت هايي مانند: « هيئت علماي مسلمين »، « حزب اسلامي » و « اتحاد اسلامي كردستان عراق » مي باشند، و قشر عظيمي از اهل تشيع عراق از جماعت  مقتدي صدر، و جماعت خالصيه تبعيت مي نمايند و عده اي هم از مراجع و احزابي ديگر پيروي مي كنند.

ليبرال ها،سكولارها و ناسيوناليست هاي آن كشور  نيز داراي منابع و مراجع خاص به خود هستند و از حمايت هاي گسترده  سياسي ، اطلاعاتي ، مالي و رسانه اي غربي و تعدادي از كشور هاي عربي و غير عربي منطقه بر خوردارند.

     ما در اينجا به پاره اي از مسايل در ارتباط با اوضاع عراق، از جمله:  اين ادعاي آمريكايي ها كه اقدام آنها  به بر اندازي  رژيم قبلي عراق  اقدامي در جهت نجات مردم آن كشور از ذيكتاتوري حزب بعث و تلاش  براي گسترش دمكراسي و آزادي در منطقه بوده  است. همچنين  مسائلي  مانند:  تروريسم، فدراليسم ، انتخابات اخيرو قضيه جنجالي مقاومت _ با استفاده از ديدگاهاي: اتحاد جهاني علماي اسلام، هيئت علماي اهل سنت ، رهبريت عام اخوان المسلمين، حزب اسلامي و تعدادي از كارشناسان مستقل عراقي مسايل آن كشور _ مطالبي را حضور شما خوانندگان گرامي ارائه مي دهيم.

اشغال عراق

     بسياري ازكارشناسان مستقل مسايل بين المللي در منطقه و غرب  در اين مورد اتفاق نظر دارند كه اهداف آمريكا ،انگلييس و كشورهاي هم پيمان از اشغال آن كشور در موارد زير خلاصه مي شود:

     1- كنار نهادن رژيم بعث كه اگر رسماً كارگزار آمريكا هم نبوده باشد با جنگ افروزي ها و ماجراجويي ها و استبداد و خود كامگي هايش زمينه را براي تسلط بيگانگان فراهم گردانيده بود.

     2- غارت نفت عراق، براي جبران خسارت يك هزار ميليارد دلاري مستقيم و غير مستقيم عمليات 11 سپتامبر.  و سر و سامان دادن به روند روز به كاهش در آمدهاي خارجي آمريكا.

     3- حفظ امنيت اسراييل در برابر رژيمي كه پيشتر 39 موشك به آن كشور پرتاب كرده بود، رژيمي كه از هر جهت خود را در تنگنا و محاصره مي ديد. و امكان هر گونه ماجراجويي انتقامي از جانب آن وجود داشت.

     4- سركوبي حركت ها و حكومت هاي- به قول آمريكايي ها- سركش و خارج از قانون مانند : ايران و سوريه و در نتيجه تحت فشار قرار دادن حركت هاي  حماس ، جهاد اسلامي و حزب الله لبنان و .... براي پايان دادن به مبارزه عليه رژيم صهيونيستي.

     5- جلوگيري از سقوط رژيم هاي وابسته به غرب   بر اثر حركت هاي مردمي ، كودتاهاي احتمالي و پيشگيري از تكرار نمونه انقلاب ايران  و كودتاي سودان در ديگر كشور هاي منطقه.

     6- از بين بردن زير بناي اقتصادي ، نيروي نظامي و  امكانات مادي، انساني و علمي عراق.

ياد آوري اين موضوع شرعي و مورد اتفاق را  - به كساني كه احكام و ارزش هاي ديني را مرجع خود به شمار مي آورند - لازم مي دانم كه : علماي  مجتهد و مستقل  در گذشته و در  عصر حاضر در اين مورد كه  : اگر رويارويي و خروج مسلحانه عليه حكام مستبد به فتنه و فساد و كشتار بيشتري  بيانجامد، نامشروع است ، اتفاق نظر دارند."

بدين معني كه خروج و قيام عليه حاكم مستبد در چنان شرايطي كه به فساد و مشكلات گسترده تر  _ به ويژه به  حاكميت بيگانگان بيانجامد - همچون ريختن نفت بر آتش است و اضافه بر تضاد با توحيد و موالاة مؤمنين با اصول و قواعدي مانند:

(يدفع اشد الضّررين بتحمل اخفهما.)

"از ميان  اجبار به تحمل يكي از دو زيان آن يكي كه زيانش كمتر و سبكتر است بر گزيده مي شود."

و در روايتي آمده است كه:

"الفتنة نائمة لعن الله من ايقظها"

  " فتنه و آشوب (همچون هيولايي) خفته است ، خداوند كسي را كه آن را بيدار كند مورد لعن و نفرين قرار دهد."

آيا كشيدن پاي شيطان بزرگ به عراق كه تاكنون سبب كشته شدن ده ها هزار انسان و ويراني و ايجاد مشكلات گسترده اقتصادي و اجتماعي، گسترش دشمني و پراكندگي _ با هر هدفي كه  بوده باشد _ بجز فتنه انگيزي و وسوسه شدن به وسيله شياطين مي توان نامي ديگر بر آن نهاد ؟

به گزارش رسانه ها از رويدادها و جنگ و انفجار هاي عراق  تنها در عرض 3  شبانه روز توجه كنيد:

+ كشته شدن چهار عضو حزب دمكرات كردستان عراق در نزديكي  شهر كركوك.

+ ترور برادر زاده رئيس هيئت علماي اهل سنت بدست نيروهاي مارينز آمريكايي در اتوبان فرودگاه بغداد

 + ترور عبدالحسين خزعل مدير دفتر تلويزيون الحرة آمريكايي  در بصره كه مركز اصلي آن در لوس آنجلس قرار دارد.

+ترور يكي از اعضاي بارز مجلس اعلا در بغداد.

+انفجار در لوله ي نفت كركوك به بيجي.

+ بازرسي منزل يكي از اعضاي هيئت علماي اهل سنت و بازداشت او به وسيله نيروهاي آمريكايي.

+كشته شدن 9 نفر در نزديكي يك نانوايي در بغداد بر اثر انفجار يك خودرو.

+كشته شدن 25نفر از پليس عراق و 4 نفر از افراد مسلح در جنوب بغداد.

+ كشته شدن چهار نظامي آمريكايي در نزديكي شهر رمادي .

+كشته شدن 17 و زخمي گرديدن 16 نفر بر اثر انفجار خود رو در نزديك بيمارستاني در بغداد.

+ ربوده شدن  يكي از معاونين وزارت كشور عراق كه مديريت عمليات ضد نيروهاي مخالف را در بغداد بر عهده داشت.

+ ترور طه اميري رئيس كل دادگستري در شهر بصره.

+ ربوده شدن 23 نفر از افراد پليس زخمي شده در در گيري با نيروهاي مخالف از بيمارستاني در حله.

آيا معارضين قبلي رژيم بعثي عراق علي رغم تمامي آواره گي ها و سركوب شدن ها زماني كه در مورد اسلحه كشتار جمعي و همكاري صدام با القاعده و اينكه مردم عراق با گل و شيريني به استقبال نيروهاي آمريكايي  مي آيند و با همكاري آن ها تمامي وزارت خانه و نيروهاي مسلح عراق را منحل كردند ، چنين اوضاع و احوالي  را كه اكنون پيش آمده پيش بيني كرده بودند.؟

هيچ انسان آگاهي استبداد و جنگ افروزي و خود كامگي سران حزب بعث ميشل عفلق صليبي را انكار نمي كند. اما نبايد فراموش كرد كه تحريم 11 ساله آمريكا از طريق سازمان ملل به اعتراف سازمان هاي مستقل غربي سبب مرگ بيش از يك  ميليون  و دويست هزار عراقي به ويژه كودكان و مستمندان بر اثر كمبود مواد غذايي و خدمات درماني شده و آن تحريم همچون بمباران اتمي هيروشيما  _ هر چند زمينه سقوط سياسي و نظامي رژيم عراق را فراهم نموده بود _  اما در واقع نوعي از  اقدام به كشتار دسته حمعي بوده است.

همچنين به اعتراف سازمان هاي رسمي و روزنامه هاي غربي از آغاز اشغال عراق تا سه ماه پيش يكصد هزار انسان عراقي كه 95% آنان غير نظامي بوده اند بدست نيروهاي اشغالگر كشته شده اند.

اضافه بر آن قتل و كشتار ها ، ترور افراد مختلف از دو طرف حاميان و مخالفان اشغالگران ، نابود شدن ساختار زير بنايي ، غارت گسترده آثار باستاني به وسيله احزاب همكار با آمريكايي ها و انفجار هاي گسترده كه بسياري از گروهاي عراقي  از جمله:  حزب اسلامي ،  هيئت علماي مسلمين ، جماعت مقتدي صدر و جماعت خالصيه (اهل تشيع) بر اين باورند كه آن نوع از انفجار ها كه در مراكز عمومي و غير نظامي روي مي دهند  شواهد زيادي وجود دارند كه  به وسيله سازمان هاي اطلاعاتي اشغالگران و موساد اسرائيل  با هدف آلوده  نمودن چهره مقاومت مشروع و قانوني  و تقويت اختلافات مذهبي و ملي صورت مي گيرند.

به نظر شما و به دور از هر گونه تعصبات نژادي ، مذهبي و تسليم شدن در برابر احساسات و در ارتباط با مصالح كلي ملت هاي منطقه آيا ادامه حكومت حزبي ضعيف و مهار شده به مراتب شر و زيانش كمتر از وضعي نبود كه اكنون در آن كشور پيش آمده نبود؟

     آيا  قبول ولاء كفر و همكاري برخي از احزاب عراقي با  دشمنان ( همانند تعدادي از سران عرب) خيانتي بزرگ به مصالح درجه اول مسلمانان به شمار نمي آيد.؟ ولائي كه خداوند قبول كنندگان آن را بخشي از دشمنان به شمار مي آورد.

وعده آزادي و دمكراسي

يكي از سوابق سوء استعمار گران براي گسترش حاكميت خود بر ديگران بهره گيري برنامه ريزي شده براي تغيير ذهنيت ها و باورها و يا به عبارت ديگر شسشوي مغزي و استحمار تعداد هر چه بيشتري از افراد تاثير گذار برجامعه و مردم هدف قرار گرفته  است . در واقع همان اشخاص در ظاهر خودي بوده  و هستند كه بيش از هر عامل ديگري زمينه حاكميت بيگانگان را فراهم نموده و مي نمايند. كه مي توان به كار روس ها و سازمان KGB)) بر روي تعدادي از دانشجويان افغاني در شوروي سابق  و بيگانه نمودن آنان با تمامي باورها و ارزش هاي ديني و ملي اشاره نمود كه بعدها از طريق كودتا آنان را به قدرت رسانيد و زمينه را براي اشغال آن كشور فراهم نمود كه به ده ها سال جنگ و كشتار بيش از يك ميليون انسان افغاني و نابودي  حرث و نسل آن كشور  انجاميد. و احكام  شريعت اسلامي مربوط به برخورد قاطع با مرتدين با اينگونه  موارد در ارتباط است و  در جهت جلو گيري ازآنگونه فاجعه هاست كه  اعمال آن به هنگام وجود نظام اسلامي ضرورت پيدا مي نمايد.

متآسفان امروزه تعدادي از روشنفكر نمايان در دنياي اسلام با برخورداري از حمايت سازمان هاي متعلق به بيگانگان و برخي از حكومت هاي وابسته پايشان در اينگونه دام ها گير افتاده و در قالب باور هاي بيگانه اي مانند: ليبراليسم،سكولاريسم و ناسيوناليسم ازنوع نژاد پرستي آن زمينه را برا ي حاكميت بيگانگان و در معرض خطر قرار دادن مصالح در جه اول دنياي اسلام  فراهم مي نمايند.

     از بسياري از روزنامه نگاران و نويسندگاني كه در رسانه هاي كشورهاي اسلامي  در رابطه با تلاش آمريكا براي ايجاد دمكراسي در عراق و اينكه  آن را الگويي براي گسترش دمكراسي در خاورميانه تلقي مي كنند،  بايد بسيار متعجب شد ، تعجب از اين كه مگر آنان نمي دانند.

     - آمريكا در طول تاريخ دخالت هاي غيرقانوني و غيراخلاقي خود در جهان در هر شرايطي حامي پروپا قرص ديكتاتورهاي  وابسته به خود مانند: پينوشه، بورقيبه، نظاميان تركيه، شاه اردن، شيوخ كويت و حسني مبارك،و حاكمان ديكتاتور و صهيونيست شده موريتاني و ديكتاتور نظامي پاكستان و.. بوده و هست؟.

     - مگر نمي دانند اگر حمايت هاي همه حانبه اطلاعاتي، سياسي و نظامي، آمريكا و انگليس از بسياري از ديكتاتورهاي منطقه قطع شود، چند صباحي بيشتر دوام نخواهند آورد و در انتخاباتي مردمي و يا عصياني عمومي به سرنوشت شاه ايران و چاوشسكو رئيس جمهور  قبلي روماني دچار خواهند شد.؟

_ مگر مطلع نيستند كه : آمريكا براي دستيابي به مصالح نامشروع خود پرويز مشرف حاكم نظامي پاكستان را در مقابل دمكراسي و پارلمان آن كشور مورد حمايت قرار داد و پيشرفته ترين تجهيزات  هشدار دهنده وجود بمب را در مسير اتومبيل او نصب كرده است.؟

_مگر خبر ندارند كه آمريكا مدت هاست براي تغيير رژيم منتخب و مورد حمايت طبقه فقير و متوسط ونزوئلا و بر كنار نمودن هوگو چاوز تلاش نموده و مي نمايد؟

     - مگر اطلاع ندارند، كه ديكتاتورمصر ساليانه دو و شاه  اردن يك ميليارد  دلار كمك بلاعوض اقتصادي از آمريكا  دريافت مي كنند.؟

     - مگر نمي دانند كه دمكراسي به معناي واقعي در آمريكا دروغ بزرگي همچون ديگر دروغ هاي حاكمان كاخ سفيد است؟ و به قول "نوام چامسكي" كارشناس مسايل سياسي آمريكا:

 « دمكراسي آمريكا مناسبترين دمكراسي است كه مي توان آن را با پول خريد. »

و « دمكراسي آمريكا دست بدست شدن قدرت ميان سرمايه داران درجه اول صنايع نظامي، نفتي به رهبري صهيونيست هاست.» ؟

     - مگر خبر ندارند كه آمريكايي ها و انگليسي ها پايه صنعت ، پيشرفت و رفاه خود را بر روي غارت سرمايه هاي مادي و انساني ديگر ملت ها قرار داده اند.؟

     - مگر نمي دانند كه هدف از دمكراسي واقعي، تامين حقوق و آزادي ها و تحقق عدالت اجنماعي است؟ امّا در آمريكا عملاً حزب سومي، به غير از دو حزب رسمي دمكرات و جمهوريخواه اجازه حضور جدي در انتخابات را ندارد، و  تفاوت ميان آن دو حزب  كه دولت در ميان آنها دست بدست مي شود به قول نوام چامسكي  همچون « تفاوت ميان كوكاكولا و پپسي كولا » مي باشد.

- از همه مهمتر اينكه  مگر خبر ندارند كه عدالت اقتصادي و اجتماعي در آمريكا دروغ و فريب بسيار بزرگي بيش نيست؟  زيرا: بنا بر گفته دكتر عدنان نفيسي - كه مدت 25  سال را در آمريكا استاد دانشگاه بوده -  1% از آمريكايي ها  صاحب 95% ثروت و سرمايه ها ، و در مقابل 99% بقيه مردم تنها 5% از ثروت ها را در اختيار دارند؟!

     - در صورتي كه معناي دمكراسي و تمدن اين است كه 1% مردم 95% ثروت يك جامعه را در اختيار خود داشته باشند، و بقيه مردم در مقايسه با آنها در محروميت به سر ببرند. سران قبيله هاي آفريقايي صد سال گذشته از حاكمان آمريكايي متمدن تر و دادگرترند.

     - مگر نمي دانند دمكراسي در آمريكا، تنها به آزادي بيان ،  تشكيل اجتماعات و پاره اي از نهادهاي مدني درجه دوم و سوم محدود مي شود، و تنها 25 نفر اكثراً صهيونيست تعيين كننده برنامه هاي  كلان سياسي، نظامي و اقتصادي هستند، و هيچ گوش شنوايي براي شنيدن  ديدگاه يك هزار حزب و جمعيت مخالف دولت  و صهيونيست ها و صليبي هاي حاكم بر آن كشور وجود ندارد ؟

 _مگر خبر ندارند كه در دوسال گذشته 63 خبرنگار در عراق  غالبا بدست نيروهاي اشغالگران كشته شده اند، و زماني كه (ايسون گاردن) مدير خبر تلويزيون آمريكايي (CNN)  تنها احتمال مي دهد كه آنان به عمد از طرف نيروهاي آمريكايي هدف قرار گرفته اند او را ناچار به استعفا مي كنند.؟

     - آيا آمريكا  در شرايطي كه رقم بدهي هاي خارجي آن كشور به رقم سر سام آور 8تريليون (هشت هزار ميليارد) دلار رسيده و تلاش دارد بحران كسري شديد تجارت خارجي و ديگر مشكلات اقتصادي خود را از مردم پنهان كند،  هزينه سيصد ميليارد دلاري جنگ افغانستان و عراق را به خاطر مردم آن دو كشور پرداخت كرده  و بيش از 2000 سرباز خود را به كشتن داده است، يا براي حفظ مصالح نامشروع و غارتگرانه ي خود.

     - چرا دولت هاي آمريكا و اسراييل  بسياري از سياست هاي كلان خود را  بر پايه باورهاي مذهبي تدوين مي كنند.؟ براي مثال جورج بوش جنگ خود را در عراق جنگ صليبي و كشيش رابرتسون مرجع مذهبي او پيامبر بزرگوار  اسلام را سردسته تروريست ها مي نامد ، اسراييل پارلمان خود را كنيست « عبادتگاه خاص يهوديان » ناميده و بر اساس تعاليم تلمود و تورات غير يهودي ها را انسان به شمار نمي آورد، امّا در جهان  سوم به ويژه در جهان اسلام از سكولاريسم و جدايي دين از واقعيت هاي سياسي و اجتماعي ، حمايت مي نمايند؟!

_ چرا بسياري از سياستمداران و آگاهان مانند كاسترو رئيس جمهور كوبا و نلسون ماندلا قهرمان مبارزه با آپارتايد، دولتمردان آمريكا را ديوانه ، جنايتكار جنگي ، سرمست بوي نفت و تاجر اسلحه به شمار مي آورند ، اما تعدادي از سياستمداران تجارت پيشه و خود باخته در ميان  ملت هاي ما  آنان را منجي بشريت ، مدافع حقوق ملت هاي ستمديده و فداكاران راه دمكراسي و حقوق بشر به شمار مي آورند؟!

_ مگر خبر ندارند كه : 65% مردم اروپا  _بر اساس آمار رسمي اتحاديه اروپا _ رژيم نژاد پرست اسرائيل مورد حمايت آمريكا و انگليس  را خطري جدي براي صلح و امنيت جهاني به شمار مي آورند. اما برخي از سران احزاب وابسته و تجارت پيشه _ همچون  تعدادي از سران  دولت هاي عرب _ با آغوش باز از كارشناسان اطلاعاتي و نظامي آن رژيم استقبال مي كنند  و عامل اجراي برنامه هاي آنان مي شوند.؟

تروريسم

هر چند اخيرا يكي از اساتيد دانشگاهي آمريكايي به نام "وورد چرچيل" در مورد قربانيان آمريكايي رويداد يازدهم سپتامبر گفته است:  آنان قرباني سياست هاي  غلط و غير انساني دولتمردان آن كشور شده اند. و رسانه هاي صليبي و صهيو نيستي تبليغات گسترد هاي را عليه او به راه انداخته اند. اما هيچ انسان دور انديش و ديندار و  قانونمندي با كشتن انسان هاي بيگناه  - حتي گناهكاران _ را  بدون محاكمه عادلانه و اثبات جرم _  مورد تاييد قرار نمي دهد. و آيين راهگشاي اسلام هيچگاه تعرض و تجاوز به ديگران را بر نمي تابد.

     عمليات 11 سپتامبر كه بر اساس ديدگاه هواداران  سازمان القاعدة  عملياتي انتقامجويانه در برابر زورگويي ها و كشتار ها و غارتگري هاي آمريكا بوده و  قدرت اطلاعاتي، ابهت نظامي و سياسي حاكمان آن كشور  را به سختي زير سوال برده ، بيش از يك هزار ميليارد دلار به اقتصاد بيمار و بحراني آن كشور زيان وارد نموده است،  از نظركارشناسان مسايل ديني اين اشكال شرعي و قانوني را دارد  كه سرنشينان  هواپيماها و بسياري از ساكنين برج ها افراد بيگناهي بوده و به سازمان  القاعده وكالت عمليات فدا كردن آنان را  نداده بودند.

     اكثريت قريب به اتفاق رسانه هاي ارتباط جمعي  جهان امروزه تنها از تروريسم القاعده ، ابو مصعب زرقاوي و انصارالاسلام  و... سخن مي گويند. امّا در اينجا اين پرسش ها به ذهن مي رسند كه:

     - چرا از كشتار  و قتل عام 8 ميليون از 10 ميليون ساكنين بومي قاره آمريكا به دست اروپايي هاي اشغالگر آن قاره _ كه بسياري از آنان مسلمان بوده اند  _سخني نمي گويند.؟

     - چرا از بمباران شهرهاي ناكازاكي و هيروشيماي ژاپن به وسيله اسلحه كشتار جمعي آمريكايي ها و قتل عام بيش از 150 هزار نفر از مردم آن كشور در عرض چند دقيقه سخن كمتر گفته مي شود؟

         - چرا از 200سازمان تروريستي داخل آمريكا و چرا از تروريسم دولتي افسارگسيخته آن كشور و كشتن ميليون ها انسان در جنگ هايي كه تاكنون براي رسيدن به اهداف نامشروع خود به راه انداخته چيزي گفته نمي شود ؟ اگر تروريسم به معناي كشتن انسان ها ي  بيگناه بدون محاكمه است كه آمريكا و ديگر استعمارگران در اوج تروريسم قرار دارند.

     - چرا از جنگ افروزي آمريكايي ها و انگليسي ها در جنگ هاي كره، ويتنام، حمايت از رژيم صدام حسين در طول 8 سال جنگ با ايران و چراغ سبز سفير آمريكا  در عراق به صدام حسين براي حمله به كويت  سخني گفته نمي شود.؟

         _چرا تا زماني منافع غربي ها  و برخي از سران عرب ايجاب مي كرد افغاني ها و اعراب داوطلبي كه با اشغالگري شوروي ها مي جنگيدند  قهرمان و مجاهد به شمار مي آمدند و بسياري از گروه هاي جهادي را مورد حمايت قرار مي دادند ، اما زماني كه نوبت به مبارزه با اشغالگري آمريكايي و انگليسي ها رسيد،  مجاهدان و قهرمانان ديروز  را  تروريست  و آزادي ستيز ، مي نامند ؟

     - چرا از مرگ يك ميليون و دويست هزار عراقي در سال هاي تحريم اقتصادي مورد حمايت آمريكا سخني به ميان نمي آورند.؟

          _ جرا از فاجعه نگاهداري حداقل 500 زنداني كه بيشتر آنان از  علماي ديني  و دانشمندان و استادان دانشگاه هاي عراق بوده اند  در سالن يكي از  زندان هاي آن كشور ماه ها به صورت كاملا عريان در كنار يكديگر سخني گفته و نوشته نمي شود.؟

     - چرا از كشته شدن يكصدهزار انسان از هنگام اشغال عراق تا 6 ماه پيش كه بيش از 90% آنها غير نظامي بوده اند، چيزي گفته نمي شود؟

     - چرا از حمايت هاي افسار گسيخته سياسي، نظامي، اقتصادي آمريكايي ها و انگليسي ها از رژيم نژاد پرست صهيونيستي و وتوي حداقل 36 قطعنامه سازمان ملل به نفع  اسراييل چيزي نوشته و گفته نمي شود؟!

     - چرا از ترور دانشمندان اتمي مصري و دانشمندان عراقي- كه بنا برگفته تحليلگران در دو سال گذشته ماهي بين 7 تا 10 نفر آنان به وسيله جوخه هاي مرگ رژيم صهيونيستي در عراق ترور شده اند، حرفي زده نمي شود؟ چرا اگر جرمي را مرتكب شده اند آنها را به صورت علني محاكمه و مجازات نمي كنند.؟

     - چرا از ترور شيخي نشسته بر روي ويلچر و پيش از او دكتر فتحي شقاقي در قبرس ، ترور عباس موسوي رهبر قبلي حزب الله لبنان ، ترور نافرجام خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس در اردن و صدها رجال علمي و سياسي ديگر توسط رژيم صهيونيستي چيزي گفته نمي شود؟!

     - چرا از كشتار تعداد زيادي از  مردم فلوجه به وسيله اسلحه كشتار جمعي به ويژه بمب هاي خوشه اي و هيدروژني و ويران كردن  3000 خانه و ده ها مسجد و بيمارستان در آن شهر چيزي گفته مي شود؟!

     - اگر تروريسم منفور و محكوم است،  مگر معامله بر سر هويت  ديني و فرهنگي ملت ها ، چپاول ثروت ها، سلب آزادي، و زير پا نهادن حقوق مردم و ترويج انديشه هاي انحرافي و الحادي و زمينه سازي براي گسترش بيشتر سلطه صليبي ها و صهيونيست ها  توسط سران تعدادي از احزاب مورد حمايت آنان  به مراتب منفور تر و بدتر نيست.؟

     - مگر نمي دانند كه آمريكايي ها چهره واقعي دفاع از حقوق بشر و آزاد سازي  مردم از اسارت رژيم هاي خودكامه را به وسيله  شكنجه هاي وحشيانه در  زندان قرون وسطايي گوانتانامو و ابو غريب به نمايش نهاده اند؟

     - مگر خبر ندارند كه در زمان پول پرمر حاكم نظامي آمريكايي 9 ميليارد دلار  يعني درآمد حدود 6 ماه نفت عراق از ثروت هاي مردم آن كشور سوء  استفاده شده است.؟

     - چرا  از فغاليت هاي  36 دفتر اطلاعاتي و سياسي صهيونيست ها در شهرهاي مختلف عراق به خوانندگان و شنوندگان خود اطلاعاتي نمي دهند؟

_ مگر نمي دانند كه يكي از عوامل موثر در تهاجم غربي ها به افغانستان فشار مافياي مواد مخدر بوده است كه بنا گفته معاون رياست جمهوري ايران در امور مبارزه با مواد مخدر در زمان حكومت طالبا ن و فتواي ملا محمد عمر در  مورد تحريم  كشت خشخاش توليد آن  به ميزان 75% كاهش پيدا كرده بود؟

     - چرا از خفه شدن 1500 نفر از اسراي طالبان  در كانتينرهاي سربسته توسط نيروهاي  ائتلاف شمال افغانستان  و نظارت نيروهاي اطلاعاتي آمريكا و گروه هاي وابسته به آنان چيزي گفته نمي شود؟

_چرا غربي ها با بهره گيري از امپراتوري رسانه اي خود و با حمايت رسانه هاي احزاب و گروه هاي وابسته ، اسلام و مسلمانان را ضد دمكراسي و آزادي و حقوق بشر و حركت هايي مانند: حماس و جهاد اسلامي و حزب الله لبنان ، مبارزين چچن ، كشمير و فيليپين را كه در برابر غارت و اشغالگري نظامي و سياسي اسرائيل و استعمار گران در منطقه به رويارويي مي پردازند، تروريست به شمار مي آورند؟ اما كشتن هزاران انسان را در افغانستان و عراق و .... تلاش براي گسترش دمكراسي و آزاد سازي ملت ها به شمار مي آورند.؟

فدراليسم

     مالك بن نبي انديشمند نامي الجزايري ، استاد محمد غزالي مصري و بسياري از ديگر انديشمندان بر اين باورند كه در طول تاريخ هميشه  استبداد داخلي، زمينه ساز استعمار خارجي بوده است و ديكتاتورهاي ماجراجو بيش از ديكتاتورهاي وابسته به استعمارگران خدمت مي كنند.

هيچكس با برخورداري تمامي ملت هاي ستمديده _ از جمله قوم  كرد_  از تمامي حقوق ديني ، ملي و فرهنگي خود در چهار چوب حفظ هويت مورد قبول اكثريت مردم مخالف نيست و حكومت هايي كه به آنان به عنوان شهروندان  درجه دوم و سوم نگاه مي كنند  در واقع مرتكب ستم و ظلم آشكاري در حق آنان  مي شوند و ظلم ظلمات و مشكلات دنيا و عقبي را به دنبال دارد. از طرف ديگر خواسته يا ناخواسته زمينه را براي دخالت بيگانگان فراهم مي كنند.

 اما حكمت  ، مصلحت و احساس  مسئوليت ديني و انساني ايجاب مي نمايد كه حكومت ها حقوق مسلم اقليت ها را مراعات نمايند و با پذيرفتن راهكاري همچون تعامل عثماني ها با مليت ها و اينكه هر يك از آنها در ولايت و سرزمين خود از فدراليسمي به مراتب بهتر از آنچه مورد نظر فريب خوردگان فرهنگ غرب و دروغگويي هاي آن هاست ، زندگي مي كردند_ به وظيفه ديني ، انساني خود عمل كنند و راه را بر دخالت بيگانگان ببندند.