بسم الله الر حمن الرحیم
تغيير و تحول جامعه و گذر دادن
آن از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب
وايجاد همبستگي در بين تمام ملتها،
همواره دغدغه
انسانهاي دردمند ومؤمنان حقيقي بوده
است. مسلمانان هم به عنوان انسانهاي
مؤمن،
داراي عوامل وحدتبخش فراواني هستند كه
بكارگيري اين عوامل وحلقه زدن پيرامون
آنها
از جمله مواردي است كه منجر به ثبات
ايماني آنها ميشود كه از
جملةآنهاميتوان به
قرآن به عنوان برنامه ومنشور زندگي ،
شخص پيامبربه عنوان خاتم پيامبران
ورسالت آور
اين امت، كعبه قبلهگاه مسلمانان ،
زبان قرآن به عنوان زبان اول كشورها
ويا زبان
دوم وسوم بعضي ديگراشاره كرد و اينكه
مسلمانان فقط باتکيه بر عوامل وحدتبخش
ودوري
ازتفرقه، بايد انتظارداشته باشندكه
جامعه به سوي اهداف عالي كه همان
ايمان به خدا و
مؤمنانه زندگي كردن است رهنمون شود.
مقاله حاضر با بررسي عوامل وحدتبخش
وبه خصوص
شيوه رسول بزرگوار اسلام
(صلى
الله عليه
وآله
وسلّم)،
درصدد پاسخگويي به اين نظريه است که
پيامبر اسلام
(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
چگونه تمدني جديد را بنا نهادند که
قرنها پرچمدار تمدن بشري بود. واينكه
شيوة عملي
آن حضرت چگونه بوده است . پيامبري كه
براى زنده كردن ارزش ها و حفظ و نگه
دارى آنها
و احياى اعتقادات از هيچ كوششى دريغ
نورزيدند، به ويژه آنكه روش ايشان به
روزترين و
كارآمدترين شيوه ها بود. ايشان با
درايت، آنچه به اقتضاى زمان مناسب
بود، برگزيدند
و سبك ها و شيوه هايى ارائه دادند كه
شناسايى آنها مى تواند در عصر حاضر
بسيار
كارگشا باشد.
كليدواژه ها: ، پيامبر
اسلام(صلى
الله عليه
وآله
وسلّم
)،اسلام
شيوه دعوت، نمونه، عوامل وحدت
بخش
عوامل وحدتبخش
مسلمانان
هر مكتبى براى جامعه پيامى دارد
و مردم را به پذيرش آن فرامىخواند و
در اين جهت از روشهاى خاصي بهره
مىجويد كه
بااهداف اصلى آن مكتب وابسته باشد.
تمامى پيامبران از حضرتآدم(ع) تا
منجى بشريت
حضرت محمد
(صلى
الله عليه
وآله
وسلّم)
از جانب خداوند مبعوث شدندتا انسان را
از ظلمت و جهل
به نور علم و هدايت و از
تنگناىطبيعتبه وادى بىانتهاى
معنويت و از ظلم و شقاوت
به عدل وكرامت و از پرستش بتها به
عبادت خدا رهنمون شوند.
يکی از بزرگترين ويژگيهای سيرة
پيامبر اسلام به عنوان پيامبر رحمت،
عبوديت وبندگی در درگاه الهی وشعار
کلمة
توحيدواتحاد است
كه زندگى سراسر عزّت
رسول گرامى(ص)يكى از كارآمدترين و
برترين زمينه هاى الگوپذيرى در ترويج
دين و تبليغ
انديشه ها ي اسلامى است.
آن بزرگوار براى إحياي ارزش ها و
اعتقادات و حفظ و نگهدارى وترويج
احكام و مسائل علمى و عملى اسلام از
هيچ كوششى
دريغ نورزيدند، به ويژه آنكه روش
ايشان به روزترين و كارآمدترين
شيوهها
بود
زيرا که بندگیِ الهی، انسان را از
قيد بندگی مسائل دنيوی نجات خواهد داد
وشعار توحيدی نيز رمز تمام
پيروزيهاست
كه تمام انبياء براي آن
آمدهاند.
و به هر میزان اتحاد و
همگرایی کشورهای اسلامی پررنگتر شود
فرصتهای بیشماری برای اظهار وجود و
قدرتِ
نهایی امت اسلامی در برابر
زیادهخواهی دنیای زر و زور مهیا
خواهد شد.و هرگاه از
وحدت واتحاد و یکی بودن سخن به میان
میآید، ذهن به سمت و سوی پیوندها و
مشترکاتی
سوق داده میشود که به واسطة آنها این
وحدت حاصل میشود."
واژه اتحاد را دركتاب فرهنگ فلسفي
تعريف ميكنند : مقصود از اتحاد اين
نيست كه چيزي
تبديل به چيز ديگري شود يا اينكه يكي
از آنها زايل شود وديگري باقي بماند.
بلكه
معني اتحاد اين است كه دو شيء در عين
اينكه هر دو به حال خود موجودند وجه
اشتراكي
داشته باشند... هر اتحادي مستلزم اين
است كه عناصر و اجزاء داخلِ درآن از
يكديگر
متمايز و مشخص باشند ... نيز اتحاد بر
مجموعه افرادي كه هدف واحدي موجب
اتحاد آنها
شده باشد اطلاق مي شود(سايت:www.rayen.ir/intellectual.asp)
تشكيل حكومت توسط پيامبر گرامي
اسلام
(صلى
الله عليه
وآله
وسلّم) كه بنا به اعتقاد ما داراي
مبنايِ وحياني وبدور از خطا و اشتباه
بوده است ، از ابتداي كار مواجه با
تمايزات
اخلاقي ، فرهنگي وبلكه ديني بوده است
وبرخورد آن حضرت با اين تمايزات مؤيّد
قابل
پذيرش بودن آن است. مانند انعقاد
پيمانهاي متعدّد ميان قبايل مختلف
وحتي بين
مسلمانان ويهوديانِ مدينه كه زندگي
مسالمت آميز اين گروهها پس از انعقاد
چنين
پيمانهايي حاكي ازآن است كه ملتها با
وجود تمايزات فكري و فرهنگي مي توانند
به صورت
متحد و يكپارچه علاوه بر تأمين منافع
مشترك در مواقع لزوم در مقابل دشمن
ايستادگي
كنند.
ودر كشورهاي اسلامي با وجود
تمايزات سياسي ، مذهبي و بعضاً دينيِ
موجود و همچنين با وجود سياستهاي
خصمانه دشمن
مشترك كه كيان آنها را مورد هدف قرار
داده است ، تنها داروي شفا بخشي كه مي
تواند
در اختيار داشته باشد اتحاد است.و
بايد آنچه را كه موجب تفرقه و اختلاف
ميشود و
باعث ميگردد مسلمانان نسبت به همديگر
بدبين و از يكديگر دور شوند را از بين
برد و
به هر نحوي كه هست موجبات همفكري با
ديگر مسلمانان فراهم شود.
از آنجا كه اتحاد و همبستگي
جامعه يكي از مقوله هاي مهم و ضروريات
اجتناب ناپذير حكومتداري است، گر
بخواهيم
اهميت اتحاد را بررسي كنيم چارهاي
جز مراجعه به سيره پيامبر باقي
نميماند.كه به
هنگام مراجعه به سنت آن بزرگوار
درمييابيم كه آن حضرت در همان ابتداي
زندگي به
دنبال توضيح وتبيين ارزش واقعي اتحاد
و وحدت بوده است و اگر ما مسلمانان
هم مي
خواهيم از شر دشمنان درامان باشيم
بايد از اختلافات دست برداشته وبه اين
نكته توجه
داشته باشيم كه ما داراي عواملِ
وحدتبخش زياد ومهمي هستيم كه از آن
جمله ميتوان به
موارد زير اشاره كرد:
1-وجود
قرآن به عنوان آخرين
كتاب آسماني وبرنامة خدايي ،گوينده اي
كه زبانش خسته نميشود. واين يك
واقعيت است
كه تازمانيكه قرآن دربين مسلمانان
باشد ومهجور نباشد مسلمانان سرافراز
وسربلند
خواهند بود .قرآني كه به گفتة شيخ
محمدغزالي مصري :امر به زدودن شقاق
ونزاع مي کند
وبه وحدت و همبستگي دعوت مي نمايد، چه
اينکه خداوند مي فرمايد :« واعتصموا
بحبل
الله جميعا ولاتفرقوا»(آل عمران 103)
ونيز ميفرمايد: « ولاتنازعوا فتفشلوا
»(أنفال46)
امامتأسفانه، ماروياروي اين نصوص
ومُحکمات هستيم .(وبه جاي اتحاد
وهمبستگي ) بايکديگر به نام دين
ميستيزيم وهريک به راهي مي رويم
ودرآن تعصب مي
ورزيم وبا ديگر برادران خود دشمني
ميکنيم.(سايت
www.magiran.com/npview.asp)
حتى خداوند, در جهت تإكيد بر
مسائل اخلاقى و الهى, به پيامبر(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
دستور مى دهد كه به معبودها وبتهايي
كه مشركان ميپرستند دشنام ندهيد تا
مبادا آنان
خشمگين شوند و تجاوزكارانه خدارا
دشنام دهند (و لا تسبوا الذين يدعون
من دون الله
فيسبوا اللهَ عدواً بغير علم(
انعام108)
كه اين آيه بيانگر اين است كه طرف
مقابل ، هركسي با هر مرام وانديشهاي
ميتواند باشد وبر فرد مسلمان واجب
است كه به آراء ونظرات ديگران احترام
بگذاردو
اين را مدنظر داشته باشد كه اين
آراء، مورد قبول آنهاست ، واگر بنا
براين باشد كه
فرد از همان ابتدا به او بي احترامي
شود اصلاً حاضر به شنيدن كلام ديگران
نيست جداي
از حق وباطل بودن آن
.
با توجه به اصل تدريجي بودن قرآن
به عنوان يكي ازملاكها براي فهم آن
،ميتوان به اين نتيجه رسيد كه پبامبر
در برنامة
زندگياش مرحله به مرحله وتدريجي عمل
ميكرده بدين معنا كه ابتدا سه سال
ياراني
مطمئن براي دعوت خود پيدا كرد وبعد
از آن بود كه نداي علني را سرداد
ودعوتش را
اعلام كرد، يعني ابتدا ستونهاي محكمي
براي اين بنا ساخت كه تا پاي جان هم
دست از
ايمان خود نميكشيدند از جمله ياسر
وسميه و بلال،كه همه و همه حكايت از
چنين
ياراني ميكند كه هر دعوتگري آروزي
پيوستن آنان را دارد. پيامبري كه به
عنوان
دعوتگر، سختي ودر جهل بودنِ انسانها
برايش سخت بود.لَقَدْ جَاءكُمْ
رَسُولٌ مِّنْ
أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا
عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم
بِالْمُؤْمِنِينَ
رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ
(128
توبه)(قطعا
براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر
او
دشوار استشما در رنج بيفتيد (و)به
[هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان
دلسوز
ومهربان است.)اين آيه بيانگرصفت
پيامبر اسلام(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)وشيوهاي
است كه او باامت خويش
در پيش گرفته بود. پيامبر اسلام(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
دو صفت مهم دارد :يكي آنكه آمده است
تادشواريها را رفع
كند وديگر آنكه به هدايت ودرستي راهِ
ما آدميان حريصانه مشتاق است. وازاين
رو
طبيبانه بر زخمهاي ما مرهم مينهد واز
سرِ استغنا مزد واجرت نميطلبد وبه
تعليم
كتاب وحكمت وبه تزكيه وتربيت ما همّت
ميگمارد. كسانيكه فقط با بال علم
ميپرند،يا
كسانيكه گمان ميكنند تزكيه بي علم،
بتنهايي برايشان ميسر يا كافي است
بايد بدانند
كه در پيروي راستين آنها از پيامبر
بزرگوار اسلام خلل است(سروش،عبدالكريم،
ص 279)
كه اين روش ميطلبد كه داعي هم در اين
دوره وزمانه اينگونه باشد وهمچون
پيامبر اكرم
(صلى
الله عليه
وآله
وسلّم)
حريصانه در پي آن باشد كه ديگران رابه
راه راست دعوت
كند.
2-
وجود كعبه به عنوان قبلهگاه
همة مسلمانان ،كه ما نمونة اين اتحاد
را ميتوانيم به هنگام حج شاهد باشيم
كه در آن
از تمام كشورها ،نژادها ومذاهب در
كنار هم وبدون هيچ اختلافي مشغول
مناسك حج هستند.
"حج
گزاران مسلمان در این عبادت دسته
جمعى، وحدت و
همبستگى خود را به نمایش گذاشته و با
مشاركت در مناسك روح بخش آن بر اهداف
مشترك
خویش كه همان صفابخشیدن به روح و جسم
در پرتو آیین توحیدى ابراهیمى و محمدى
است،
تأكید ورزیده، عوامل نفاق و جدایى و
انگیزههاى تفرقه و تشتت را از خود
دور
مىكنند"(سايت:://moballegh.net/fa/up/vahdat)
3-
وجود پيامبر اكرم
(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
به
عنوان آخرين فرستادة برحق خدا ،
پيامبر از جمله كساني است كه
هميشه برهمبستگي واتحاد مسلمانان
تأكيد ميكرد تا جاييكه اين بزرگواراز
ترس اينكه
مبادا اختلاف در قرائت قرآن منجر به
تفرق واختلاف مسلمين شود آنها را در
هنگام روي
دادن اختلاف از قرائت قرآن منع
ميكرد. امام مسلم وبخاري ازپيامبر
(ص)روايت
ميكنند:«إقرؤا القرآن ما إئتلفت
عليه قلوبكم فإذا إختلفتم قوموا
عنه»قرآن بخوانيد
تا زمانيكه دلهايتان را به هم ربط
ميدهدوهرگاه به اختلاف افتاديد در
همانجا توقف
كنيد ، يعني از آنجا پراكنده واز
قرائت منصرف شويد تا اين اختلاف منجر
به شر وفتنه
نشود.(
قرضاوي ،يوسف /بيداري اسلامي ص 33))
سنت پاك آن بزرگوار گواه براين
واقعيت. ودر صحيح آمده: همانا كسي از
جماعت به اندازةوجبي فاصله بگيرد
وبميرد
جاهلانه مرده است1.
در حدبث أنس بن مالك آمده است نسبت به
همديگر بغض وحسد نداشته باشيدوبه
همديگرپشت نكيد بلكه بندة خدا وبرادر
ديني
باشيدوبراي هيچ برادر مسلماني جايز
نيست كه بيش ازسه روز متوالي برادر
دينياش رابه
قصد كينه وعداوت ترك نمايد2»
پیامبر اسلام
(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
معلم و آموزگاري بود
كه قبل از همه خودش دارای بهترین و
شایسته ترین اخلاق حسنه بودند تا جایی
که خداوند
او را به عنوان بهترین وبزرگترین اسوه
برای تمام بشریت معرفی می نماید:{
لَقَدْ
كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ
أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ
يَرْجُو اللَّهَ
وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ
كَثِيراً3
(21/احزاب)ودر
جایی دیگر ميفرمايد:{ وَإِنَّكَ
لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
(قلم/4)
وياهنگامی که از حضرت
عائشة
(رضي
الله عنها)
مي پرسند که اخلاق پیامبر چگونه بود
؟ در جوابشان گفت : { کان
خُلُقُهُ القُرآن } اخلاق پیامبر
(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
قرآنی بود . بدين معني كه پيامبر
(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)تطبيق
عملي قرآن در
زندگيِ يك انسان را به نمايش گذاشت
(مودودي
، ابوالأعلي ،ص 60)
فرد مسلمان كه جداي ازتمام شرايط
و وخصلتها نسبت به كساني كه دعوتشان
ميكند وبا آنها در يك محيط زندگي
ميكند محبت
كندوازايجادتفرقهواختلافخوداري كند
وبا نرمي باآنها برخورد كنداي چه بسا
اين چنين
محبتي ونرمشي باعث جذب افراد شود
واختلاف مابين آنها راازبين ببرد
آنچنان كه آن
پيامبر بزرگوار(ص) عمل ميكرد روايت
ميكنندكه
"مرد
تندخويي از قبايل صحرانشين كه تحت
تأثير تبليغات شياطين قريش عصبيت
جاهلياش به
هيجان آمده وآتش خشمش شعله ور شده
بود ميخواست كه پيامبر را بكشددر پي
اين انديشه
شمشير خود را صيقل مي دهد وخروشان
وغضبناك ودشنام گويان به سوي آن حضرت
رفته تا او
را به قتل رساند با وجود اينكه آن مرد
بسيار جاهلانه برخورد ميكند و طوفاني
از خشم
او را فراگرفته است در عوض پيامبر
طيفي از آماج لبخند ومحبت به سوي او
ميفرستد
وچنان با نرمي با او برخورد ميكندكه
بغض وكينة او به دوستي مبدل ميشود
وبعد از آن
به پيامبر ميگويد:« يا محمد به خدا
قسم من در حالي به سوي تو آمدم كه هيچ
كس رادر
روي زمين به اندازة تو دشمن
نميپنداشتم واكنون در حالي از نزد تو
ميروم كه هيچ كس
را در روي زمين به اندازةتو دوست نمي
دارم (خالد محمد خالد،ص 128)
همة ما به اين نكته واقفيم كه
پيامبر اسلام(ص) جامعه جاهلى را به
جامعهاي اسلامى تبديل كرد، كه مدتها
بعد از خود
آن حضرت ادامه داشته ودارد، جامعهاي
كه بسياري از زشتيها نزد آنها عين
شجاعت به
حساب ميآمد ، جامعهاي كه به خاطر يك
شتر سالهايِِ سال در بين آنان جنگ
وخون
بود،پس همچون شخصيتي ميطلبد، شيوهاي
برتر از تمام شيوهها را داشته، كه
توانسته
است انسجام و يكپارچگي واتحاد لازم را
بين اين قبايل از جمله دو قبيلة مشهور
اوس
وخزرج را ايجاد كند.جامعهاي كه
دختران را خود را زندهبگور ميكردند
تا حدي كه
قرآن به هنگام بازخواست از آنان
نميگويد"
از قاتلان اين دختران
بازخواست ميشود بلكه ميگويد از چنين
كودكان معصوم ومظلومي پرسش ميشود
گويي
قاتلان ارزش بازپرسي را ندارند"
(خرم
دل ،مصطفي
/ص1270)
درست در آن عصر كه مردم
فرزند دختر داشتن را ننگ و
عار
ميدانستند و از شنيدن خبر صاحب دختر
شدن چهره در هم مى كشيدند,
پيامبر(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
از دخترش
به بهترين وجه ياد ميكند. واو را به
نام « اُم أبيها» ندا ميزند.
5-
از ديگر ازمسائل مهم كه
كشورهاي اسلامي ميتوانند به عنوان يك
نقطة قوت از آن استفاده كنند زبان
قرآن است
كه ميتوان همين را هم انگيزهاي كرد
براي ايجاد اتحاد وهمساني دربسياري از
موارد
،مانند ازبين بردن مرزها، ايجادواحد
پول مشترك، پس ما مسلمانان اگر
بخواهيم ،
ميتوانيم، با هم وبه عنوان انسانهاي
مسلمان در كنار هم زندگي مسالمت آميزي
داشته
باشيم . چگونه است كه در دنياي معاصر
اروپا با وجود اديان ،زبانها ومذاهب
مختلف
وحتي غير مذهبيها در كنارهم داراي
زندگي مسالمت آميز وبدون درگيري هستند
،داراي
واحدِپول مشتركي هستند، مرزها را از
ميان برداشته وهمچون فردي در ايران كه
به راحتي
ميتواند از شهري به شهري ديگر سفر
مي كند در اروپا از كشوري به كشوري
ديگر
ميتوان سفر كرد. پس وظيفة هر مسلماني
است كه ديگران را به اتحاد وهمبستگي
تشويق
كند و آنان را از تفرقه نهی كند وقبل
از همه خود، براي اين كارپيشقدم شويم
واسباب و
عواملِ تفرقهانداز را بشناسيم ودر پي
علاج آن باشيم وحداقل از اروپاييان در
اين
زمينه عبرت بگيريم .ويااينكه قرنهاي
گذشتة اسلاميِ خود رابه ياد بياوريم،
وزمانهايي راكه اختلاف و تفرقه در بين
آنان نفوذ نكرده بود ماية عبرت خود
بگيريم
زمانهايي كه در آن مسلمانان همچون يك
پيكر واحدبودند ودرتمام زمينه ها
پيشوا و
پيشگام بودند مسلماناني كه حتي به
گفتة خود غربيها استادهاي تمدن وفرهنگ
جديد
هستند. زيرا"تاريخ
نصيحت گري صامت، بيصدا وپر از عبرت
وپند است
وچنانكه ثبت نموده امتهاي قبلي دچار
تفرقه واختلاف شدند ودر نتيجه به
هلاكت
افتادندوهيچ عذر وبهانهاي نداشتند
زيرا نسبت به مضرات تفرقه آگاهي
داشتندوخداوند
براي آنها روشنگر فرستاده بود وبه
همين مناسبت خداوند اين قضيه را به
مسلمانان
يادآوري مينمايدوآنان راازمضرات آن
آگاه ميسازد.(
قرضاوي،يوسف / ص24)
{وَلاَ
تَكُونُواْ كَالَّذِينَ
تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن
بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ
وَأُوْلَئِكَ
لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(آل
عمران 105)4
بايد به ياد داشته باشيم كه دست
خدا با جماعت است و بايد اين تصور را
در ذهن ايجاد كرد كه در صورت همراهي
با جماعت،
مي توان با استفاده از امكانات مادي و
معنوي و فكري بهتري كه فراهم است وبا
اتكاء
بر خداوند متعال وايمان به او ميتوان
در اين دنيازندگي توأم با راحتي
وآسايشي
داشت.واز اختلاف وتفرقه و تكرويي كه
نتیجهاي جز گرفتار آمدن امت اسلامی
در دام
شیاطین جن و انس و زوال و نابودی آنها
را در برندارد دوري كنيم همانطور كه
در
روايات داريم كه:
إِيَّاكُمْ وَ
الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ
النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ
الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْب5
شيخ محمد عبده تفرقه را
دسيسه دشمنان مي داند و ميگويد :«
تفرقه وضعف مذاهب ودين، از دسايس
بيگانگان
است.بيگانگان کوشيده اند فِرَق مختلف
اسلامي را باتفرقه اندازي ضعيف کنند
وقلوب
آنان را نسبت به يکديگر آزرده سازند و
آنان را از دستورات راستين اسلام دور
کنند
وبذر تشکيک را درميان مسلمانان بپاشند
ورابطه مسلمانها را با دين راستين کم
کنند(سايت
www.magiran.com/npview.asp)
عنصر اتحاد از دیدگاه حضرت علي
(ع)
به قدری ارزشمند و دارای اهمیت است که
بر هم زننده آنرا مستحق بدترین عذابها
می
دانند و می فرماید :أَلَا مَنْ دَعَا
إِلَى هَذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ
وَ لَوْ
كَانَ تَحْتَ عِمَامَتِي هَذِه6
(بحار/
ج33/ص372)نكتة
قابل ذكر اين است كه دشمنان جهان
اسلام دركنار تبلیغات روانی و
القائات اغواگرانه خود دست به هر كاري
ميزنند تا كه وحدت ويكپارچگي
مسلمانان را به
هم بزنند وآتش تفرقه و جنگ مذهبی را
در بین فرقههای اسلامی شعلهور كنند
كه در
بعضي مواقع به تضعیف ابهت و موقعیت
مسلمانان در جهان منجر ميگردد. هر
چند كه
بايدموج بیداری و خیزش فرهنگی و
بالندگی دین اسلام در گوشه و کنار را
هم در اين
دوران ازنظر دور نداشت
.
از جمله مواردي كه اتحاد وانسجام
اسلامی را تقویت كند میتواند به
رسانههای جهان اسلام، اندیشمندان و
دانشگاهیان،
سازمان کنفرانس اسلامی، همایشهای
دینی و قرآنی و امثال آن اشاره
كرد.
دکتر یوسف قرضاوی بر ضرورت
نزدیکی و تقارب تمامی مذاهب و
گرایشهای اسلامی تاكید نموده و در
شرایط کنونی آن را
واجبی شرعی بر شمردند وضمن تاکید بر
ضرورت توافق بر اساس منشور و میثاقی
برای وحدت
مسلمانان و التزام عملی به آن، منشور
زیر را برای وحدت و تقریبِ مطلوب
پیشنهاد
فرمودند:كه مهمترین آن اصول عبارتند
از:
● 1:
شناخت طرف مقابل از طریق منابع مورد
قبول
او
● 2:
حسن ظن متقابل
● 3:
همکاری در مسائل مورد اتفاق
● 4:
گفتمان درباره ی مسائل اختلافی
● 5:
پرهیز از طرح مسایل تحریک کننده
● 6:
صراحت گویی حکیمانه
●7:
پرهیز از پراکنده گویی افراطیون
● 8:
هوشیاری درباره توطئه های دشمنان
● 9:
ضرورت هم آوایی در شرایط سخت(www.mosallavahdat.ir/modules/news
)
●
وازجمله مواردي كه جهت انسجام ملي هم
ميتوان به آن اشاره
كرد برطرف كردن تبعيض در مورد اقليتها
است كه بايد درتمام زمينهها مقامها
ومنصبها
ودرجات براساس شايستهسالاري انجام
گيرد به عبارت ديگر هر شهروندي به حق
وحقوق خود
برسد.
ودرپايان ازخداوند منّـان
ميخواهم كه اين مراسمهاوشعارات فقط
در حد شعار ومراسم نماند بلكه در
اعمال
ورفتار هم جامة عمل به خود بگيرد واز
خدا می خواهم پیروی از معلمِ اول
اخلاق،پيامبر(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
در تمام زمینه ها برای تمام امت
اسلام فراهم شود. به
اميد روزي كه اختلاف وتفرقه ازبين امت
محمد(صلى
الله عليه وآله
وسلّم)
رخت بر بندد.
«ربنا
اغفرلنا و لاخواننا الذین
سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا
غلاً للذین آمنوا ربنا انک رؤوف
رحیم»
21/9 /1386
هـ ش/12/12/2007
ميلادي
1-قرآن
كريم
2 - (مودودي
،ابوالاعلي خطبههاي
نماز جمعه، ترجمه د.آفتاب اصغر چاپ
دوم 1377
3 -
خرم دل ،مصطفي ، تفسير نور،
انتشارات احسان ،چاپ چهارم سال 1384
4- (
سروش،عبدالكريم، مدارا
ومديريت،مؤسسة فرهنگي صراط چاپ اول
فروردين 1376
- 5قرضاوي،يوسف
/بيداري اسلامي و
فرهنگ اختلاف/ مترجم قادري/كتاب فروشي
صداقت بي تا)
6-
خالد محمد خالد،پيامبر رحمت،
مترجم بلاغي، صدر
حسينية ارشاد چاپ
اول1359
7-www.rayen.ir/intellectual.asp
8-
moballegh.net/fa/up/vahdat
9-
www.magiran.com/npview.asp
10-www.mosallavahdat.ir/modules/news