اشاره: در تلاطم حوادث و
رخدادهای فلسطین و در
آستانه برگزاری کنفرانس
آناپولیس و شکل گیری
توطئه ای دیگر علیه آرمان
یک ملت و شور و شوق
فراوان جریان سازشکار
منطقه و جهان برای شرکت
در یک "گردهمایی بین
المللی" و به عبارت دقیق
تر در "نشست خداحافظی جرج
بوش" خبرنگار مرکز اطلاع
رسانی فلسطین با موسی ابو
مرزوق نایب رئیس دفتر
سیاسی جنبش مقاومت اسلامی
حماس در جریان سفر ایشان
به تهران گفت و گویی را
انجام داده است که مشروح
آن از نظر خوانندگان
محترم می گذرد:
س: هدف از سفرتان به
ایران در مرحله حساس
کنونی چیست؟
ج:
سفر به ایران با هدف
مشارکت در کنفرانس احزاب
اسلامی در ایران است که
به دعوت حزب موتلفه ایران
برگزار شده است.
س:
اکنون با توجه به تحولات
حساس منطقه و تلاش همه
برای برگزاری کنفرانس
آناپولیس، می خواهیم نظر
شما را درباره این
کنفرانس جویا شویم. با
مطالعه تاریخ روسای جمهور
آمریکا در می یابیم که
همه آنان برای کسب
دستاوردی در پایان دوره
حکومتش تلاش کرده اند به
نظر شما آیا فراخوان اخیر
بوش نیز در همین راستا
مطرح شده است؟
ج:
در واقع اغلب روسای جمهور
آمریکا چه در پایان دوران
حکومت یا اوایل آن تلاش
می کنند تا جایی که می
توانند آرای مردم آمریکا
را به نفع حزب شان کسب
کنند و بدون شک خدمت به
رژیم صهیونیستی اولویت
اصلی همه آنان به ویژه در
دوره اخیر است که طی آن
حزب افراطی آمریکا
(جمهوری خواه) و لابی
یهودی در این کشور روی
کار آمدند. بدیهی است که
لابی صهیونیستی در
انتخابات اخیر آمریکا یک
قدرت تاثیرگذار بودند و
به همین خاطر روسای جمهور
آمریکا پیوسته خود را به
آنان نزدیک کرده اند تا
بلکه بتوانند آرا و دوستی
آنان را به دست آورند.
روسای جمهور زیادی در
آمریکا تاکنون این رویه
را پیش گرفته اند حتی
کارتر نیز در دوران
حکومتش البته در سطح عربی
و نه فلسطینی همین کار را
انجام داد با این تفاوت
که در سطح عربی هدف کنار
زدن مصر از کشورهای مخالف
اسرائیل بود و به عبارت
دیگر هدف نهایی تاثیر
گذاری بر مساله فلسطین و
بیرون کردن مصر از گردونه
کشورهای مخالف اسرائیل و
کشورهای صلح طلب منطقه
بود. اما در دو دوره
ریاست جمهوری بیل
کلیتنتون و جرج بوش به
ویژه در دوران بوش و دور
دوم حکومت کلینتون بدون
شک تحرک سیاسی گسترده ای
در آمریکا وجود داشت. این
حکومت ها چه بسا گفته شود
که برای تحقق دمکراسی در
جهان تلاش گسترده ای
کردند اما یک مساله وجود
دارد و آن این که
سیاستمداران آمریکایی پس
از تدوین یک سیاست یا
برنامه، سیاست را به
قانون تبدیل می کنند به
دیگر سخن ارتباط و تعامل
با طرف های فلسطینی
تاثیرگذار نظیر جنبش
مقاومت اسلامی حماس در
وقت کنونی برای آمریکا
امری ممنوع است به این
خاطر که آمریکا حماس را
در لیست سازمان های
تروریستی قرار داده است و
از این حیث آمریکا در
تنگنا قرار گرفته و دیگر
نمی تواند در فلسطین
مانند اسرائیل تحرک
گسترده سیاسی داشته باشد.
مساله دوم این که آمریکا
از گذشته تاکنون برتری
نظامی رژیم صهیونیستی
نسبت به کشورهای منطقه را
حفظ کرده و نسبت به تامین
امنیت این رژیم کاملا
پایبند بوده است و به
همین خاطر آمریکا همواره
امنیت اسرائیل را در راس
برنامه های سیاسی خود
قرار می دهد و هنگامی هم
که آمریکا امنیت اسرائیل
را در اولویت قرار می دهد
به معنای آن است که قادر
به مخالفت با برنامه ها و
سیاست های رژیم صهیونیستی
در جریان مذاکره و تعامل
با طرفی دیگر نیست.
درباره مساله برتری نظامی
رژیم صهیونیستی در منطقه
و جانبداری آمریکا از
اسرائیل برای حفظ این
برتری نیز باید گفت که
هنگامی که آمریکا از رژیم
صهیونیستی در زمینه نظامی
و امنیتی حمایت و به آن
کمک می کند این بدان
معناست که موازنه قدرت
همواره به نفع رژیم
صهیونیستی خواهد بود و
همین امتیاز به "اسرائیل"
این فرصت را می دهد که
هرگز و به هیچ یک از طرف
ها امتیازی سیاسی ندهد و
ما می بینیم که همین عامل
"اسرائیل" را به طرفی
سرکش و مستبد تبدیل کرده
است و پیوسته تلاش می کند
تا دستاوردهای سیاسی
بیشتری را برای خود کسب
کند. آمریکا در سایه
سیاست ها و برنامه هایش
از جمله تقسیم فلسطین به
دو گروه تروریستی یا
سازشکار، حفظ امنیت
اسرائیل، عدم اعمال فشار
به دشمن صهیونیستی و حفظ
برتری نظامی رژیم
صهیونیستی هرگز نمی تواند
یک طرف مورد اعتماد باشد
و لذا همه می دانند که
جرج بوش در آخرین دوره
حکومتش هر اندازه هم که
برای حل مساله فلسطین
تلاش کند در نهایت سیاست
هایش به نفع رژیم
صهیونیستی خواهد بود و
هرگز در منازعه کشورهای
عربی و اسرائیلی یا
فلسطینی و اسرائیلی
منصفانه عمل نمی کند و به
خاطر همین سیاست است که
می بینیم کاندولیزا رایس
وزیر خارجه آمریکا در
سفرهای اخیرش به منطقه و
اراضی اشغالی هرگز
نتوانست علیه اسرائیل
اعمال فشار کند بلکه به
طرف فلسطینی فشار آورد و
بر همین اساس بنده معتقدم
که تحرکات سیاسی اخیر
آمریکا در منطقه و فلسطین
نخواهد توانست به بحران
فلسطین خاتمه دهد.
س: اهداف اصلی این اجلاس
چیست عده ای می گویند که
فلسطین محور اصلی این
اجلاس است نظر شما در این
باره چیست؟
ج: موضوع و محور
اصلی کنفرانس آناپولیس حل
منازعه کشورهای عربی با
اسرائیل و پایان آن است.
اسرائیل خواهان مذاکره با
طرف های عربی به ویژه طرف
فلسطینی به طور جداگانه
است و هدفش از مطرح کردن
توافقنامه ها عادی سازی
روابط با کشورهای عربی و
این است که خود را به
عنوان بخشی از منطقه
معرفی کند و بتواند در
اجلاس هایی اینچنینی شرکت
کند. جای هیچ شکی نیست که
در آناپولیس به مساله
فلسطین پرداخته خواهد شد
اما سوال این است که
درباره چه موضوعی بحث می
شود و نتایج آن چیست؟
آمریکا از زمان بروز
حوادث اخیر در غزه تاکنون
سیاست های گوناگونی را
دنبال کرده است؛ نخست این
که به ابو مازن اجازه گفت
و گو با حماس را نداد و
محاصره علیه این جنبش و
ملت در نوار غزه و کرانه
باختری را تشدید کرد.
سیاست بعدی آمریکا این
بود که به محمود عباس
برای اجرای بند نخست نقشه
راه فشار آورد و سلام
فیاض نخست وزیر دولت
غیرقانونی برای اجرای این
بند عملا کارهایی را
انجام داد که رژیم
صهیونیستی در سال های
گذشته انجام نداده بود به
طوری که موسسات وابسته به
حماس را تخریب کردند یا
بستند و طرفداران این
جنبش را تحت پیگرد قرار
دادند. همه این جنایت ها
برای اجرای بند اول نقشه
راه صورت می گیرد. اعمال
فشار به ابو مازن برای
پشت کردن به کشورهای عربی
و روی آوردن به کشورهای
غربی و اسرائیل از دیگر
سیاست های آمریکا در
مرحله پس از حوادث غزه
است و ابو مازن نیز بر
مبنای این سیاست به هیچ
یک از پیشنهادهای کشورهای
عربی به ویژه مصر و
عربستان گوش نداد. آخرین
سیاست آمریکا در این
مرحله باز کردن درهای گفت
و گو با طرف صهیونیستی
برای دستیای به سندی
مشترک با هدف ارائه آن به
اجلاس آناپولیس است. بر
سر این سند تاکنون به علت
میزان بالای شرط و شروط
های رژیم صهیونیستی که
هیچ فلسطینی به آن ها
پاسخ نخواهد داد توافقی
صورت نگرفته است. به
علاوه این که رژیم
صهیونیستی نه تنها با هر
گونه گفت و گو درباره
مسائل مربوط به حل و فصل
نهایی فلسطین مخالفت کرد
که با مطرح کردن مسائلی
نظیر یهودیت اسرائیل و
مبادله اراضی و شناسایی
قدس به عنوان پایتخت کشور
اسرائیل عملا راه را به
روی هر گونه فرصت برای حل
و فصل بحران فلسطین یا
بررسی راه حل ها بست. طرح
این گونه مسائل از سوی
رژیم صهیونیستی هر گونه
امید و آرزو برای دستیابی
به یک سند تفاهم مشترک را
به باد داد.
آمریکا هم اکنون و در
سایه یک چنین موضع گیری
هرگز نمی تواند برای بحث
و بررسی مسائل مربوط به
حل و فصل نهایی فلسطین
اقدامی انجام دهد. آمریکا
و رژیم صهیونیستی تلاش
کرده اند تا آناپولیس به
یک اجلاسی صرف تشریفاتی و
برای دید و بازدید تناول
غذاهای پرچرب و نرم تبدیل
شود و پس از آن اعلام شود
که مذاکرات در یک جدول
مشخص زمانی بین رژیم
صهیونیستی و تشکیلات
خودگردان از سرگرفته شود
و سپس توافقنامه های پوچ
و بی فایده نظیر
توافقنامه های مادرید از
پی هم می آیند. اسرائیل
نیز همین را می خواهد و
این موضوع ساده ای نیست.
صهیونیست ها می خواهند با
وقت کشی هر چه بیشتر
برنامه های را به کرسی
بنشانند و از توافقنامه
های امضا شده دوری می
کنند. آنان هنگامی که
نقشه راه را به عنوان یک
واقعیت مطرح کردند آن
جاست که آمریکا می آید و
می گوید که در مذاکرات
آتی می بایست حقایق
جغرافیایی و جمعیتی در
نظر گرفته شود. آمریکا
همین تعامل را با شارون
نیز داشت.
س: اما لیونی وزیر امور
خارجه رژیم صهیونیستی
تشکیل جبهه ای علیه ایران
را از اهداف این اجلاس
دانسته است؟
ج:
پایه و اساس فراخوان
برگزاری اجلاس آناپولیس
جبهه گیری سیاسی است نه
ارائه راهکاری برای حل
مساله فلسطین مقصود ما از
این جبهه گیری این است که
پیش از این اجلاس مساله
پرونده هسته ای ایران
مطرح بود و در آمریکا یک
جنگ تبلیغاتی بزرگ علیه
ایران به منظور زمینه
سازی برای حمله به این
کشور به راه افتاده بود.
آمریکا برای این کار می
بایست خاورمیانه را برای
جنگ آماده کند و طی آن
رسانه های گروهی آمریکا
اقدام به دروغ پردازی
کردند و هر روز ما داستان
عجیب و غریبی که هرگز
واقعیت ندارد شنیده ایم
اما کشورهای منطقه و
آمریکا جز پس از شکل گیری
ائتلاف های سیاسی و نظامی
وارد جنگ نخواهند شد.
آمریکا سال هاست که به
این رویه ادامه می دهد.
آمریکا هیچ وقت به تنهایی
جنگ نمی کند. این کشور در
جنگ اول و دوم خلیج و جنگ
های دیگر نیز همین کار را
کرد. آمریکا هنگامی که
موضوع جنگ علیه ایران را
به کشورهای خلیج پیشنهاد
داد هیچ کس آن را نپذیرفت
و در این میان تونی بلر
به آمریکا پیشنهاد داد که
مساله فلسطین را مطرح
کند. آن ها می دانستند که
مساله فلسطین تنها مساله
ای است که می تواند
کشورهای عربی را در یک
اجلاس گرد هم آورد و به
همین خاطر آمریکا مساله
فلسطین را در راس برنامه
اجلاس آناپولیس قرار داد.
در واقع انگیزه اصلی
برگزاری این اجلاس مساله
ایران است و همه کشورهای
همجوار ایران و کشورهای
بزرگ اسلامی نظیر مالزی،
افغانستان، پاکستان،
اندونزی، ترکیه و هفده
کشور عربی نیز با این هدف
به این اجلاس دعوت شدند
آمریکا همچنین از طریق
این اجلاس در صدد است تا
سوریه را از همپیمانی با
ایران بازد دارد مثالی که
می توانیم برای این اجلاس
بیاوریم اجلاس مادرید
است. در اجلاس مادرید که
تحت نظارت سازمان ملل
برگزار شد نیز همه این
کشورها دعوت شدند و در آن
موقع ایران خواستار
برگزاری کنفرانسی برای
بررسی مساله فلسطین شد و
این کنفرانس در تهران
برگزار گردید پس از آن یک
ائتلاف بین المللی در
منطقه شکل گرفت و این
ائتلاف تا به امروز ادامه
دارد. اما باید اذعان کرد
که موضع گیری ایران در آن
زمان یک موضع گیری
خردمندانه و کاملا درستی
بود و ما می بینیم که همه
طرح هایی که در این اجلاس
مطرح شد یکی پس از دیگری
شکست خوردند.
س: برخی طرف های رسمی و
غیر رسمی رژِیم صهیونیستی
بارها بر عدم توانایی این
رژیم در دادن امتیاز به
طرف فلسطینی تاکید کردند
و حتی حاییم رامون معاون
اولمرت نیز اخیرا گفت که
امتیازاتی که رژیم
صهیونیستی به تشکیلات
خودگردان می دهد کمتر از
نیمی از امتیازاتی است که
در کمپ دیوید به عرفات
داد این اظهارات به معنای
آن است که دیگر هیچ
امتیازی در خصوص مسائل
اساسی فلسطین نظیر قدس و
آوارگان داده نخواهد شد
اما در تشکیلات خودگردان
می بینیم که مذاکره
کنندگان بسیار خوش بین
هستند و از تحقق صلح طی
هشت ماه آینده سخن می
گویند به نظر شما چه
مساله ای طرف فلسطینی را
تا این اندازه خوش بین
کرده است؟
ج:
سران تشکیلات خودگردان
خوش بین بودند و می گفتند
که آناپولیس مساله فلسطین
را حل خواهد کرد و طی آن
کشور فلسطینی تشکیل می
شود اما پس از این که
مذاکرات مقدماتی را با
طرف صهیونیستی آغاز کردند
ناامید شدند و به در بسته
خوردند آنان در جریان
مذاکرات به این مساله پی
بردند که در هیچ مساله ای
با صهیونیست ها اتفاق
نظر ندارند و این جا بود
که اطرافیان ابو مازن وی
را تحت فشار قرار دادند
که در آناپولیس شرکت
نکند. صائب عریقات مذاکره
کننده ارشد این تشکیلات
طی سخنانی اظهار داشت که
صدای دهل از دور خوش است
و هیچ خیر و برکتی در این
اجلاس وجود ندارد. سران
تشکیلات خودگردان در
نهایت به حرف آمدند و
گفتند که نمی توانیم
درباره صلح سخن بگوییم و
در حالی که توپخانه ها و
هواپیماهای صهیونیستی
مناطق مختلف کرانه باختری
را بمباران می کنند و هر
لحظه صدای رگبار مسلسل به
گوش می رسد. هیأت مذاکره
کننده تشکیلات خودگردان
در آغاز به کشورهای عربی
و پیشنهادهای آنان هیچ
توجهی نمی کردند اما
هنگامی که از دستیابی به
هر گونه توافق با رژیم
صهیونیستی مایوس شدند دست
به دامان این کشورها شدند
و مساله فلسطین را یک بار
دیگر حواله آن ها کرد و
عباس در یک موضع گیری
عجیب طی اظهاراتی گفت که
تنها زمانی به آناپولیس
می روم که سران عرب در آن
شرکت کنند عباس از این
گفته خود دو هدف عمده را
دنبال می کرد، اول این که
بگوید وی در سایه یک
تصمیم و اجماع عربی به
آناپولیس می رود و دیگر
این که حماس اگر با
آناپولیس مخالفت کند یعنی
با اجماع عربی مخالفت
کرده است.
س: اما ابو مازن چند روز
پیش درباره تحقق صلح ظرف
هشت ماه آینده خبر داد؟
ج:
به هر حال اگر ابو مازن
گمان می کند که با ادامه
مذاکرات رژیم صهیونیستی
به وی امتیازی خواهد داد
سخت در اشتباه و خیالی
خام و باطل در سر
پرورانده است. خداوند در
آیه ای می فرماید:« آنان
اگر ثروتی یا دارایی نصیب
شان شود ذره ای از آن را
به مردم نمی دهند.» مصداق
این آیه صهیونیست ها
هستند که با این همه قدرت
و ثروت و دارایی اما به
ابو مازن هیچ چیز نمی
دهند مگر آن که کسی به
زور آنان را وادار به
امتیاز دهی کند. صهیونیست
ها زمانی از جنوب لبنان
عقب نشینی کردند که حزب
الله پیروز شد و صهیونیست
ها زمانی از نوار غزه عقب
نشینی کردند که حماس
زندگی را برای آنان در
نوار غزه تلخ کرده بود و
آنان از منطقه سینا پس از
آن عقب نشینی کردند که
ارتش صهیونیستی در سال
1973م. شکست خوردند.
صهیونیست ها بر اساس آیات
قرآن حتی ایمان خود را
نیز به زور دریافت کردند.
خداوند در این زمینه می
فرماید:« وَإِذْ
أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ
وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ
الطُّورَ خُذُواْ مَا
آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ
وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
صهیونیست ها تنها تحت زور
کار می کنند. آبا و
اجدادشان با خداوند
درباره مساله گاو چانه
زنی کردند اما اگر گوش می
دادند و پیروی می کردند
مساله برای آنان بسیار
آسان و مهیا می گشت اما
همچنان درباره ذبح گاو
بهانه تراشی کردند تا این
که خداوند بر آنان خشم
گرفت. طبیعت یهودیان این
است. یهودیان هر زمان که
آتش جنگی را شعله ور
کردند خداوند آن را خاموش
کرد. یهودیان تنها برای
به راه انداختن جنگ و
فساد روی زمین و در بین
مردم زندگی می کنند این
ماهیت یهودیان است و بر
همین اساس، ابو مازن خیال
واهی در سر پرورانده است
و هرگز نمی تواند دستاورد
یا امتیازی را کسب کند.
س: ارزیابی شما از حضور
کشورهای عربی در آناپولیس
چیست؟
ج:
بنده معتقدم که مشکل
کشورهای عربی این نیست که
در اجلاس آناپولیس شرکت
کنند بلکه مشکل این جاست
که آنان در این اجلاس چه
مسائلی را مطرح می کنند و
به چه نتایجی دست می
یابند. پیش بینی من این
است که کشورهای عربی به
هیچ گونه توافقنامه سیاسی
دست نخواهند یافت.
س: سعود الفیصل وزیر
خارجه عربستان اخیر در
قاهره گفت که کشورش بر
خلاف اجماع عربی حرکت نمی
کند و در آناپولیس شرکت
خواهد کرد آیا می توان
گفت که عربستان از آمریکا
برای شرکت در این اجلاس و
موفقیت آن وعده های
دریافت کرده است؟
ج: عربستان حتی اگر
وعده هایی دریافت
کنند این وعده ها
طولی نمی کشد که پیش
از اجرا از بین خواهد
رفت و آن موقع است که
کشورهای عربی خواهند
فهمید که وعده های
آمریکا و اجلاس
آناپولیس سرابی بیش
نبود و هدف از آن
چیزی جز به تصویر
کشیدن صحنه دیدار و
نشست دشمن قاتل جنایت
پیشه با کشورهای عربی
و اسلامی نبود گویی
دشمن مرتکب هیچ گونه
جنایتی نشده است.
س: شما اخیرا در یک
مصاحبه خبری درباره
تشدید مقاومت پس از
آناپولیس سخن گفتید
سوال این است که
مقاومت چرا پس از
آناپولیس شدت خواهد
یافت آیا بیم آن می
رود که نتایج این
اجلاس منفی باشد و در
صورتی مثبت بودن جواب
پس چرا مقاومت پیش از
آناپولیس شدت نیافت؟
ج:
اغلب تحلیل گران و
کارشناسان سیاسی رژیم
صهیونیستی بر این
باورند که پس از شکست
کمپ دیوید فلسطینیان
قیام کردند و با
اشغالگران به نبرد
برخاستند و هنگامی که
سازمان آزادی بخش
فلسطین در بیروت مورد
حمله قرار گرفت و
نیروهای نظامی و
مقاومت سیاسی در همه
جهان عرب متفرق و
پراکنده شدند، در آن
موقع انتفاضه ملت
فلسطین شکل گرفت اگر
چه حادثه المقطوره و
حادثه بازدید شارون
از مسجد الاقصی آتش
انتفاضه را شعله ور
کرد اما ملت فلسطین
همه جا و همواره به
دنبال حقیقت و عدالت
بوده است. گوش مردم
فلسطین از وعده های
ابو مازن درباره
اعلان قدس به عنوان
پایتخت همیشگی
فلسطین، بیرون کردن
اشغالگران از سرزمین
فلسطین، ازادی اسرا و
بازگشت آوارگان پر
شده است و دیگر به
این وعده ها گوش نمی
دهند و این بار دست
به انتفاضه و مقاومت
جدیدی خواهند
زد. مقاومت همچون موج
دریا گاهی اوج می
گیرد و گاهی فروکش می
کند در این میان
آناپولیس اگر هیچ
دستاوردی نداشته باشد
لذا بهترین گزینه
برای ملت فلسطین
مقاومت خواهد بود.
س:
حماس سال گذشته میلادی
هدف خود از شرکت در
انتخابات پارلمانی را
مبارزه با فساد و جلوگیری
از امتیازدهی بی حد و حصر
تشکیلات خوگردان به رژیم
صهیونیستی اعلام کرد،
اکنون اگر ابومازن به این
رژیم امتیازی دهد، حماس
چه برنامه ای برای مقابله
با آن دارد؟
ج:
هنگامی که حماس قدم در
عرصه انتخابات گذاشت برای
حفظ برنامه مقاومت و
تقویت شعار مقاومت و
اصلاح امور داخلی و پایان
دادن به فساد موجود در
تشکیلات خودگردان این کار
را انجام داد. به دنبال
پیروزی حماس در انتخابات
غرب و شرق تلاش کردند تا
حماس را از عرصه سیاسی
خارج کنند تا این جنبش
نتواند وعده هایی را که
به ملت داده محقق سازد
اما هیچ یک از این تلاش
ها نتیجه نداد و حماس
برای حل بحران داخلی و با
هدف حفظ وحدت ملی دست به
کار شد. حماس دوست ندارد
که هیچ اختلاف یا درگیری
در فلسطین وجود داشته
باشد. حماس در گذشته نیز
نسبت به توافقنامه های
اسلو و مشابه آن هشدار
داده بود و رویکرد این
جنبش در خصوص این
توافقنامه طولی نکشید که
بر همگان کاملا آشکار شد
و همه دیدند که اسلو شکست
خورد و از کمپ دیوید نیز
چیزی حاصل ملت فلسطین نشد
و ما امروز نیز تاکید می
کنیم که اجلاس پیش رو
(آناپولیس) که از هشت ماه
پیش تاکنون برای آن
برنامه ریزی شده نتیجه ای
در بر نخواهد داشت و حماس
صبر می کند تا ببیند
محمود عباس چه کار خواهد
کرد. حماس راهی ندارد جز
این که به سیاست راهبردی
خود یعنی مقاومت در برابر
اشغالگران صهیونیست و
تلاش برای وحدت صفوف ملت
و ساماندهی و بازسازی
نهادهای فلسطینی به گونه
ای که ملت از آن راضی و
خشنود باشند ادامه دهد.
س: اکنون که سوریه تصمیم
به مشارکت در این کنفرانس
گرفته است، به نظر شما
آیا می توان گفت که جبهه
پایداری و ممانعت یکی از
اعضای خود را از دست داده
است؟
ج:
بنده گمان نمی کنم که
تصمیم سوریه برای مشارکت
در این کنفرانس باعث شود
که این کشور از صف
کشورهایی که در جبهه
ممانعت و پایداری قرار
دارند خارج شود و این
مشارکت به مثابه شکل گیری
ائتلافی علیه جبهه ممانعت
نیست و به گفته روس ها ما
تنها برای اعلام حضور خود
در این اجلاس شرکت می
کنیم. به هر حال باید
اندکی صبر کرد و دید که
وضعیت چه می شود اما بنده
اصلا به این مساله معتقد
نیستم که سوریه که خود
سرزمینی اشغال شده است از
جبهه مقاومت و ممانعت دور
شود.
س: وضعیت برگزاری کنفرانس
ملی گروه های فلسطینی در
دمشق به کجا رسید؟
ج:
زمان برگزاری این کنفرانس
به تعویق افتاد و قرار
بود که کمیته مقدماتی
کنفرانس نشستی برگزار و
زمان و مکان آن را مشخص
کند و معتقدم که به زودی
این وضعیت مشخص خواهد شد.
س: رئیس جمهور و وزیر
خارجه ایران از دبیران کل
گروه های فلسطینی دعوت
کرد تا به ایران سفر کنند
سوال اول این که آیا
رهبران گروه های فلسطینی
در تهران گرد هم خواهند
آمد و سوال بعدی برگزاری
یک چنین نشستی در تهران
چه مفاهیمی دربردارد؟
ج:این فراخوان هنگام سفر
اخیر دکتر محمود احمدی
نژاد رئیس جمهوری محترم
ایران به سوریه مطرح
گردید و آقای احمدی نژاد
به خاطر مشغله کاری زیاد
در دمشق، نتوانست با
رهبران گروه های فلسطینی
دیدار کند و به همین خاطر
به آنان وعده داد که
نشستی گسترده تر از دمشق
در تهران برگزار شود و در
واقع فراخوان برگزاری
این دیدار پیش از
آناپولیس و پیش از تحولات
اخیر در فلسطین مطرح شده
بود.
س: هم اکنون جبهه مقاومت
و بازدارندگی متشکل از
ایران و سوریه و حزب الله
و حماس چه جایگاهی در
معادلات منطقه ای و بین
المللی دارند؟
ج:این جبهه به ایستادگی
خود ادامه خواهد داد.
همین گروه های مقاومت
بودند که توطئه های
آمریکا را در عراق و
خاورمیانه ناکام گذاشتند.
جبهه مقاومت و بازدارندگی
به وظایف سنگینی که بر
دوش دارند کاملا ایمان
دارند و به آن عمل می
کنند و همه می دانند که
جنبش های مقاومت از لحاظ
نظامی و تجهیزاتی بخشی از
موازنه قدرت به شمار می
آیند و از نظر معنوی نیز
به حق باید گفت که این
گروه ها قدرتی برتر هستند
و تاریخ نشان داده است
جنبش های مقاومت بوده اند
که تاکنون اهداف بزرگ و
پیروزی را برای ملت ها به
ارمغان آورده اند و همین
جنبش ها سرانجام توطئه
های دشمنان را خنثی
خواهند کرد و بالاخره امت
اسلام پیروز خواهد شد.
س: ریاست تشکیلات
خودگردان با هر گونه گفت
و گو با حماس به شدت
مخالفت کرده است شما
دیدارهای تکراری سران این
تشکیلات با رژیم
صهیونیستی و در مقابل
مخالفت با گفت و گو با
حماس را چگونه ارزیابی می
کنید؟
ج:
این سوال می بایست از
محمود عباس پرسیده شود.
عباس تحت هر بهانه ای با
گفت و گوی داخلی مخالف
کرده و در مقابل برای
دیدار با اولمرت لحظه ای
درنگ نمی کند با این که
با چشمانش می بیند
نیروهای اولمرت چگونه در
نوار غزه و کرانه باختری
مبارزان و ملت فلسطین را
مورد حمله قرار می دهد.
س: نظر شما درباره موج
بازداشت ها و جنایت ها
علیه حماس در کرانه
باختری توسط نیروهای
امنیتی وابسبته به عباس و
فتح چیست؟
ج:
بازداشت ها از زمان بروز
حوادث غزه همچنان ادامه
دارد و لحظه ای متوقف
نشده است و در واقع این
بازداشت ها در چارچوب
اجرای بند نخست نقشه راه
صورت می گیرد. بند اول
نقشه راه بر سرکوب مقاومت
و مبارزان فلسطینی عضو
گروه های مختلف مقاومت و
در نهایت سرکوب اراده ملت
فلسطین استوار است.
س: عده ای دیدار برخی از
رهبران حماس در کرانه
باختری با عباس را نقطه
آغاز گفت و گو بین فتح و
حماس می دانند اما ما پس
از این دیدار شاهد هیچ
گونه تحول مثبتی در روابط
دو طرف نبوده ایم علت
چیست؟
ج:ما
تاکنون با انجام مذاکره
یا برگزاری نشست و
دیدارهای داخلی مخالف
نبوده و نیستیم و به همین
خاطر این دیدار نیز قالب
سیاست های جنبش حماس مبنی
دیدار و مذاکره با جنبش
فتح و دیگر گروه های
فلسطینی صورت گرفته است
اما متاسفانه ابو مازن با
این دیدارها مخالفت می
کند. ابو مازن تحت
فشارهای آمریکا و رژیم
صهیونیستی خواهان گفت و
گوی سیاسی با حماس نیست.