|
وقتي از صاحب
خانه اي كه خانه اش مورد تهاجم قرار گرفته و او را از بيشتر بخشهاي ان
بيرون كرده اند،خواسته مي شود كه با مهاجم مهربان باشد وبا او صلح و
سازش نمايد و بر رويش لبخند بزند ،و از او به خاطر بخشهاي باقيمانده ي
خانه اش تشكركند.
زماني كه از شلاق خورده خواسته مي شود داد و فرياد سر ندهد، تا فريادش
شلاق بدست را آزرده خاطر نگرداند و سرش را به درد نياورد !
زماني كه قرباني را به آرامش فرا مي خوانند ،تا تكان و تقلاي او مانع
اقدام قصاب نشود و كفش و لباس او را خون آلود نگرداند!
آنگاه كه خانم محترم و پاكدامني مورد تعرض قرار مي گيرد و او با چنگ و
دندان از حرمت و حيثيت خود دفاع مي كند ،از او خواسته مي شود كه
مقاومت نكند تا مزاج متجاوز مختل نشود، و لذت تجاوز را به كام او تلخ
نگرداند!
زماني كه براي دقت هدف گيري موشك هاي شليك شده از هليكوپترهاي آپاچي
آمريكايي به وسيله ي شياطين يهود ،كه شيخ فاضل و مجاهدي را كه از نماز
بامداد بر روي ويلچر او را باز ميگردانيدند،به شهادت مي رساند، هورا
كشيده مي شود ومورد تحسين قرار مي گيرد !
وقتي از كودكي كه در آغوش مادر هدف تير شياطين شراره به دست يهود قرار
گرفته و خونش آغوش و دامان مادر را رنگين مي كند، پرسيده مي شود كه به
چه گناهي كشته شده اي و او از دادن پاسخ باز مي ماند !
زماني كه كارگزاران آمريكايي،انگليسي واسرائيلي سازمان ملل در برنامه
نفت در برابر غذا و دارو براي مردم عراق ده ميليارد دلار آن را -كه دست
كم دو ميلياردآن متعلق به مردم كردعراق است - مي دزدند، و در طول يازده
سال محاصره اقتصادي يك ونيم ميليون انسان عراقي از كمبود غذا و دارو
تلف مي شوند!
زماني كه مجسمه بزرگ آزادي نيويورك براي آنكه صداي آزاديخواهي ملت هاي
فلسطين، چچن ، فيليپين ،كشمير ، عراق و كردستان تركيه و... را نشنوند
انگشتان خود را در گوش خويش فرو مي برد!
آنگاه كه بولدوزرهاي شياطين يهود درختان زيتون پير زنان و يتيمان
فلسطيني را قلع و قمع مي نمايند و اگر اعتراض كنند با باتوم و قنداق
تفنگ سربازان هرزه و سرمست و وحشي صهيونيست روبه رو مي شوند؟!
زماني كه دشمنان تاريخي ملت كرد در پي آنند "نژادپرستي" را جايگزين
"خدا پرستي" بگردانند، و تاريكي را بر نور پيروز نمايند!
وقتي كه حاكمان مردم مسلمان با نام اسلام به اسلام خيانت مي كنند و در
برابر بت آمريكا ، اسرائيل و انگليس سر تعظيم فرود مي آورند ، و خود
نيز مردم مسلمان را از عدالت و دادگري و آزادي محروم مي نمايند!
زماني كه حكام مسلمين به ماموريت هاي خود در جهت جلوگيري از توسعه
سياسي و اقتصادي جهان اسلام مغز ها را در سياه چال ها مي اندازند يا
براي خدمت به غربي ها به خارج فراري مي دهند!
درشرايطي كه زمامداران صهيونيست شده ي آمريكا از يك طرف رهبران ،
حكومتها و احزابي را مورد حمايت همه جانبه قرار مي دهند و از طرف ديگر
رهبران و حكومت ها و احزاب ديگري را قلع و قمع مي كنند و فريب خورده و
يا سياستمدار تجارت پيشه اي را در آغوش مي گيرند و مبارزي را چشم بسته
تحويل مزدوران ديگر خود مي دهند!
زماني كه " ستم و تجاوز وجنگ " را "دادگري و آزادسازي و صلح " مي
نامند و تروريسم افسار گسيخته دولتي و قتل عام دسته جمعي و غارت ثروت
هاي مردم را " گسترش دمكراسي و دفاع از خود "و مقاومت و مبارزه را "
تروريسم "مي نامند!
وقتي كه چشمان سر سپردگان و باز ي خوردگان به سراب آزادي و دمكراسي
دشمنان كه دامي ديگر و دروغي ديگر بيش نيست ، خيره مي شوند و نمي دانند
كه كتاب دروغ هاي دشمنان ، پرفروشترين كتاب سال كشورشان بوده است!
آنگاه كه وارثان همه فراعنه تاريخ عزيزان را ذليل و ذليلان را نديم
خويش مي نمايند! و بنام و بهانه امنيت صدها عالم ودانشمند را در پايتخت
هارون الرشيد و عمر بن عبدالعزيز در يك سالن لخت و عريان شبانه روز در
كنار هم در بند مي كشند!
زماني كه فريبكاران و مدعيان آزادي بيان و اطلاع رساني و تحليل آزاد
وقايع مراكز تلويزيون هاي مستقل را به بمباران تهديد نموده و دفتر هاي
آنها را در كابل و بغداد هدف قرار مي دهند وخبرنگاران آنها را كه چشم و
گوش مردم مظلوم عرب و مسلمانند به قتل مي رسانند!
زماني كه دشمنان دين و بشريت با نام دفاع از دمكراسي به دنبال پيشگيري
از دمكراسي واقعي هستند و مي خواهند مردم فراموش كنند كه ده ها سال است
از بدترين و شرورترين ديكتاتور ها حمايت مي نمايند!
وقتي كه دشمنان ملتي به سراب وعده هاي استعمارگراني -كه آنها را به
انتقام پيروزي ها و قهرماني هاي بزرگاني مانند صلاح الدّين ايوبي در
ميان چهار كشور ديگر تقسيم كرده اند - خيره مي شود و سياست مداران
تجارت پيشه بر ريشه فرهنگ و تاريخ و مبارزات و دين ملت خود تيشه مي
زنند!
در چنان شرايطي همه ارزش هاي آسماني و زميني بي رنگ مي شوند، معيارها
مختل مي گردنند، اميد ها به نا اميدي تبديل مي شوند، حق و باطل با هم
مشتبه مي گردند، و گرگ خود را در پوست ميش مخفي مي كند، و روباه رداي
زهد و تقوا بر دوش مي اندازد، و واژه ها معاني ديگري پيدا كرده و
مردم به فرهنگ لغت جديدي نياز پيدا مي كنند، و در آن لغتنامه مي
بينندكه " ظلم " را " عدالت " ، " بردگي " را " آزادي " ، "
استبداد" را " دمكراسي " ، " تبعيض " را " مساوات " ، " زورگويي
غارتگران و مستكبران " را " گفتگوي ميان تمدن ها و اديان " ، " تبعيت "
را " تعاون " ، " قتل " را عين" زندگاني " ، " فساد " را "
اصلاح " ، " فرياد مظلوم " را " تروريسم " ، " مجاهد " را "مجرم " و "
شهادت و از جان گذشتگي " را " خودكشي و انتحار " معني مي كند .
در
چنان شرايطي شرايع و قوانين كنار نهاده مي شوند و قانون جنگل حاكم مي
گردد و "منطق قدرت" جاي را بر
"منطق عقلانيت" تنگ مي كند، و
زورگويان و زورمداران عملاً همچون فرعون به همه مي گويند:
«
ما اَراكم الّا ما اَري و ما اَهديكم الّا سبيل الرّشاد » غافر: 29- 40
" من بجز ديدگاه و نظر خود چيز ديگري را براي شما نمي پذيرم و به
غير از راه درست راهي را برايتان نمي نمايانم."
و به آن هم قناعت نمي كنند و مي گويند:« هر كس با ما همراه نيست
،دشمن ماست.»
و "جنگ ما
جنگ صليبي جديدي است"
و در عمل مي گويند:
« اَنا
ربّكم الاعلي » النازعات 75- 34
« من فرمانرواي برتر شما هستم.»
اما سرنوشت محتوم ستمكاران و زورگويان بجز خواري و درماندگي دنيوي و
اخروي چيز ديگري نخواهد بود، و:
« سيعلم الّذين ظلموا ايّ منقلب ينقلبون.»
الشعرا:227
"و كساني كه ستم مي كنند
خواهند فهميدكه بازگشتشان به كجا و سرنوشتشان .چگونه خواهد شد"
عبدالعزيز
سليمي
|