|

مسلمانان در ارتباط با
اثبات تمدن و اصالت رسالت متمدنانه ی خود نه تنها بر پایه ی
نظریاتی که مطرح می کنند ، بلکه بر روی حقایق تاریخی خویش تکیه می
نمایند . زیرا تمدن اسلامی برتری و دادگرانه بودن رسالت خود را در تمامی ممالکی که آنها را آباد گردانیده به اثبات رسانیده است .
زیرا به هیچوجه
با استفاده از قدرت و سرکوب دین و نژادی را از بین نبرده است .
«
اندلس » مسلمانان و تمدن و
عدالت وزندگی مسالمت آمیز وتعامل آنان با پیروان دیگرادیان کجا و
دادگاه های تفتیش عقاید وروحیه ی ریشه کن کردن وسرکوبگری که مسیحیان
حاکم بر اندلس اعمال می داشتند کجا ؟!
همچنین در شبه قاره ی هند که
تمدن اسلامی در آن گسترش یافت و پایه هایش استوار گردید، با بسیج
هندوها درهندی که مسیحیان انگلیسی بر آن حاکم بودند و سپس آن کشور را
به آنان سپردند ، و اینکه مسلمانان در سایه ی کینه توزی مشترک هندو
ها و نصرانی ها چه مصایبی ها متحمل شدند ،به هیچوجه قابل مقایسه
نیستند.
تاریخ
تمدن و تجارت جاده ی ابریشم در آسیای
میانه ی مسلمان نشین کجا و اقدامات سرکوبگرانه و قتل و ویران و زیر پا
لگدمال کردن حقوق اولیه ی انسانی توسط بلشویک ها کجا ؟
مسلمانان به قانون و سنّت
تداول و تنوع میان تمدن های انسانی پایبند بوده اند، تنوعی که چنانچه وجود نمی
داشت ، حق از باطل ، توحید از شرک معلوم نمی گردیدند و چنانچه چنان
تداولی در کار نبود تلاشی های تمدن سازی انسانی در نقطه ی معینی از
تاریخ بشری متوقف می شد ، امّا مسلمانان همه ی بشریت را به صیانت از
حقوق انسانی و عدم گسترش تباهی هایی که از پیروزی امّتی بر امتّی دیگر
ناشی می شود ، دعوت کرده و همه را به خود داری از نابودی تمامی آنچه که به هویت دیگران تعلق دارد ، فرا می خوانند .
مسلمانان به عنوان امّتی
جهانی دارای دینی واحد ،امّا با ملیت ها و نژادها ی مختلف به خود نگاه
می کنند ، لازمه ی چنین نگرشی این است که جهانیان به حقوق ایشان
درارتباط با پیوند ها ، حمایت از یکدیگر،محافظت از حقوق ، ثروت و هویت
خویش اعتراف کنند ، و در این مورد هشدار می دهند که صلح و امنیت جهانی
در کنار پایمال کردن این حقوق تحقق پیدا نخواهند کرد ، سیاستی
ستمگرانه ای که نصاری
و یهودی ها در طول قرن بیستم میلادی و در تمامی نقاط جهان از اندونزی
تا مراکش برای اجرای آن تلاش کرده اند .
مسلمانان
جهانی را که
منظومه ای از ارزش ها بر آن حاکم باشد ، غیرازآنچه نصاری و یهودیان در
طول قرن بیستم بر جهان حاکم کرده اند ، آرزو می کنند ، سیاستی ستمکارانه
ای که کرامت و ثروت بشریت را هدف قرار داده ، ودر عرصه های اقتصاد و
سیاست وفرهنگ تباهی ها و نا هنجاری های بسیاری را گسترش بخشیده است.
تا جایی که در پایان قرن
بیستم صاحب نظران مسیحی و یهودی در این امید و آرزو بودند که به جز
نژاد سفید تمامی انسان را از هستی ساقط کنند و از صفحه ی روزگار محو
نمایند ، هر کس باور ندارد به سخنان و دید گاه های رهبران خود کامه و
فرعون صفت آمریکا و نژاد پرستی ایشان مراجعه کند .
مسلمانان
آرزوی گسترش منظومه ای از ارزش های اخلاقی و متمدنانه را دارند که بر
پایه های فضیلت و علم – نه برتری نژاد و رنگ – قرار داشته باشند ، برخی
از مفردات این منظومه ی اخلاقی عبارتنداز:
"دادگری و آباد سازی
جهان همراه با
احترام به فطرت بشری ، حفظ نژاد انسانی ، احترام به پیشرفت هاو موفقیت
های علمی ، حق انسان ها به استفاده از امکانات علمی ، بدون آنکه جهتی و
کسی آنها را دراحتکار خود قرار بدهد ، حق ملّت ها به بهره گیری از
خیرات و ثروات ، حق تعیین سرنوشت ملّت ها و مراعات حق عدالت و انصاف در
مورد اقلیت ها ، جلو گیری از انتشار فساد درهر شکل آن به هر وسیله ای
که ممکن باشد ، حتی مقابله با آن در سطح جهانی مانند : ربایی که ثروت
های جهانی را دردست اقلیت یهودی و عده ای مسیحی در اروپا و آمریکا
قرار داده است ."
مسلمانان
با چشم
احترام به موفقیت های علمی ، تکنولوژیکی و اداری تمدن غرب می نگرند ، و ادامه
ی آن موفقیت ها را درجهت خدمت به بشریت و تقویت روابط سالم و سازنده
میان ملّت ها آرزو می نمایند ، و به افق های روشنی از همکاری فعال
مسلمانان در مورد افزایش و استوار نمودن پایه های دانش و تکنولوژی بر
پایه ی دین بزرگ و تاریخ پر افتخار خویش چشم می دوزند .
مسلمانان با هدف قرار
دادن ومحو هویت ،رنگ ، نژاد و دین یک ملّت مبارزه خواهند کرد ، همان اقدامی که
مسیحیان اروپا در قرن های گذشته به ویژه در قرن بیستم علیه یهودیان ، و
هندوها در شبه قاره ی هند با تشویق و حمایت مسیحیان اروپایی به ویژه
انگلیسی ها علیه مسلمانان و همچنین مسیحیان آمریکا علیه سرخپوستان بومی
و صاحبان اصلی آن سرزمین صورت دادند .
مسلمانان با منظومه ی
اخلاقی منفی گرایی همراه با فلسفه « جهانی شدن » مورد حمایت آمریکا با
هدف نابودی خانواده ی بشری و گسترش هم جنس بازی که آمریکایی ها آن را
از جامعه ی « سدوم » به ارث برده اند و گسترش سوء استفاده ی جنسی از
کودکان و بردگی سیاهان برای سفید پوستان و دیگر منظومه های ضد اخلاقی و
ضد ارزشی آمریکا ، به شدت مقابله خواهند کرد .
مسلمانان
با روح سلطه گری
طاغوتی و روش تبلیغاتی کاذبی که بر سردمداران کاخ سفید آمریکا حاکم است
، مبارزه خواهند کرد ، سلطه گری و دیکتاتوری آنچنانی که آنها را تا مرز تهدید
تمامی جامعه ی بشری و تلاش برای نظامی نمودن فضا ، گسترش اسلحه ی کشتار
جمعی و روا شمردن قتل عام تمامی ملّت هایی که این ماجراجویی و آشوب گری
آمریکا را مورد تایید قرار نمی دهند ، به پیش برده است .
مسلمانان با دیگر ملّت
های جهان در زمینه ی حمایت همه جانبه آینده ی استقلال
سیاسی و اقتصادی ملت های جهان مشارکت می نمایند ، به ویژه در سایه ی
برنامه های احتکار و سلطه ی اقتصادی که آمریکا با ادعا و بهانه ی جهانی
نمودن و اقتصاد آزاد آنها را دنبال می نماید .
رسالت روابط بین المللی :
در ارتباط با این رسالت می
توان نقاط زیر را مورد اهتمام و توجه قرار داد :
مسلمانان به بازسازی
ساختار و تقویت پایه های قوانین حاکم بر روابط بین المللی متناسب با
آرزوی تحقق عدالت ، مساوات و حفظ حقوق بشرامیدوارند . به ویژه در سایه ی
ناکامی و نا بسامانی هایی که جهان در ارتباط با نظام جهانی شاهد آن است
. جهانی که همچنین شاهد گسترش دامنه ی ستم و سیاست ها و قطعنامه های جانبدارانه ی رهبران کشورهای بزرگ عضو شورای امنیت بوده است ، تا اینکه
خداوند اراده فرمود و یکی از بزرگترین محورها و رؤوس آن یعنی اتحاد
جماهیر شوروی ملحد دچار فروپاشی گردید . همچنین در سایه ی قلدری و ستمگری همه جانبه ای که ایالات متحده ی آمریکا می خواهد آن را بر بشریت
تحمیل نماید .
همچنین مسلمانان برای
گسترش منظومه ی حقوقی در روابط بین المللی که بتواند امنیت و آسایش را
به بشریت باز گرداند ، تلاش می نمایند ، امنیت و آسایشی که سیستم های
اقتصادی ، نظامی و سیاسی سلطه گر آنها را مورد تهدید قرارداده اند ،
برخی از محور های آن منظومه عبارتند از : حقوق همجواری میان ملّت ها و
مناطق گوناگون ، حقوق متعلق به همکاری در مورد منافع عمومی و حقوق
متعلق به
تقسیم ثروت های مشترک ، قوانین و حقوق مربوط به رفع ستم و رویارویی با
ستمکار ، قوانین متعلق به جلوگیری از سوء استفاده از درآمدهای طبیعی و
موارد دیگر .
مسلمانان همه ی جهانیان
را به ضرورت پایان دادن به مشکلات و مصایب ملت های جهان بر اثر ا دامه
ی شوم ستمکاری نظام استعماری قدیم که در قرن بیستم بر جهان حاکم بوده
اند ، مانند امپراتوری فرانسه ، انگلستان و ... و پیامد های آن مانند
دخالت در بنای ساختار واقعیت سیاسی ، اقتصادی ، فرا می خوانند ، و
اضافه بر آن برای رویا رویی با نظام استعماری نوین به رهبری ایالات
متحده ی آمریکا تلاش جهانی را طلب می نمایند.
مسلمانان
با نگرانی تمام
به تلاش های مداوم از طرف آمریکا و کشورهای هم
پیمان آن برای محروم
نمودن ملّت ها از حقوق خود در تعیین سرنوشت خویش به ویژه در کشمیر ،
فیلیپین و فلسطین و ... زیر نظر دارند و آنها را بدست فراموشی نمی
سپارند ، همچنین محروم نمودن آنها از تعامل بر پایه ی ساده ترین قواعد
جنگ و صلح مانند حق قانونی و بین المللی مقابله ی نظامی با اشغالگران و
حقوق اسیران جنگی مورد توجه دارند . همچنین اقدامات آمریکا به دادن حق
مطلق و جهانی به خود در مورد تعیین حکام ، تغییر نظام های آموزشی
کشورها ، تحمیل شرایط غیر منصفانه و زور گویانه بر دیگران مانند وضعی
که بر افغانستان ،عراق و... حاکم گردیده اند و ناچار نمودن ایشان به
تسلیم و عبودیت مطلق آنان به هیچ وجه پذیرفتنی نیستند.
مسلمانان با نگرانی بسیار
تلاش های سخت و مداوم آمریکایی ها در ارتباط با جلو گیری از هر گونه
پیشرفت در روند اجرای شریعت اسلامی در ممالک مسلمان نشین و ادای نقش
وکیل و وصی مدوام بر ملت های مسلمان و صدور قوانین لازم الاجرا از
ماورای بحار مانند: قانون متعلق به وضع سودان که به آمریکا اجازه می دهد
از همه وسایل و راهکارها برای جلوگیری از پیشرفت اجرای شریعت اسلام در
سودان استفاده کند ، ملاحظه و مشاهده می نمایند .
مسلمانان امیدوارند سیستم
مربوط به اهرم های فشار بین المللی و تامین امنیت و حقوق تمامی مردم
جهان به گونه ای دچار دگرگونی بشود و حرکت های آزادی خواهانه بدون
ارتباط با نیروهای استعمارگران بر جهان گسترش پیدا نمایند . حرکت های
آزادی بخشی که کردار آنها گفتارشان را تکذیب ننماید . مسلمانان حرکت
های اعتراض آمیز مردمی جهان را که به هنگام تلاش آمریکا برای حمله به
عراق- که در آن چیزی برای درهم کوبیدن باقی نمانده بود- روی داد ، به
فال نیک می گیرند .
مسلمانان خواستار آزاد
سازی مراکز و تریبون های بین المللی از زیر سلطه و حاکمیت ایالات متحده
آمریکا می باشند .
مسلمانان به حق رویارویی
ملت های جهان با تجاوز گری و ستم هایی که توسط قدرت های خود کامه علیه
ایشان صورت می گیرد ، اقرار و اعتراف می نمایند .
مسلمانان برای رهایی
جهان از نظام هایی که زندگی بشری را مورد تهدید قرار می دهند ، تلاش می
نمایند، مانند قلدری هایی که از جانب آمریکا و اسرائیل و کشورهای هم
پیمان ایشان جهان امروز را مورد تهدید قرار می دهد .
مسلمانان جهانیان را به
تحمیل مسئولیت همه جانبه ی آشوب ها و نابه سامانی های جهان بر دوش
آمریکا به خاطر تلاش مداوم آن کشور برای تحمیل خواست خود بر ملت ها ،
فرا می خوانند .
مسلمانان
به اسباب انسانی تاثیر گذار بر روی آوری به مهاجرت توسط ملت های جهان
احترام می گذارند و به حقوق مهاجرین در مورد آسان گردانیدن اسباب زندگی
ایشان و حمایت از وجود و پذیرش آنان در جامعه های جدیدی که به آن وارد
شده اند – بدون توجه به گرایش های دینی و نژادی ایشان – اقرار و اعتراف
می نمایند .
مسلمانان خود را موظف به
حمایت از حقوق انسان در جهان می دانند و برای تقویت پایه ها و توان
فعالیت های متعلق به حقوق بشر که انسان را از زندگی با کرامت و
برخورداری از زندگی طبیعی و دستیابی به حقوق خود می خواهند ، از
ارزشهای تمدن خویش موادی را بر آنها اضافه می نمایند . بدون آنکه از
این رسالت سوء استفاده ی عقیدتی و سیاسی صورت بگیرد .
فرازی از کتاب « دورنمای استراتژی
بیداری اسلامی در بيست و پنج
سال آينده »
نوشته :استاد حسن الدّقی
ترجمه :عبدالعزیز سلیمی
|