|
لازمة اين مرحلة جديد از تعامل آمريكا و
كشورهاي همپيمان آن، با كشورهاي ديگر به ويژه ممالك اسلامي
اين است كه مردم مسلمان نيز همه توان و تلاش خود را در موارد
مهم زير متمركز نمايند:
1-براي شناخت بيشتر و دقيقتر مؤلفههاي
موجود در منظومة تصميمگيريهاي آمريكا و باندها و لابيهاي
صاحب نفوذ سياسي و اقتصادي به ويژه لابي صهيونيسم، تلاش جدي
بنمايند.
2-به روش علمي و آكادميك طرحهاي سياسي،
اقتصادي، اجتماعي و ديني آمريكا را مورد بررسي قرار بدهند.
3-از نقش و ثروت و رسانههاي ارتباط جمعي
آمريكا در تصميمگيريهاي سياسي، و ايدئولوژي افراطي ديني و
سرتا پا حقد و كينه حاكمان آن كشور اطلاع پيدا نمايند.
4-شناخت دو حزب جمهوريخواه و دموكرات، كه
زمامداران اولي را صاحبان ثروت و سلاح و تندروان مذهبي مسيحي
به دست دارند، و حزب دوم (دمكرات) كه زمام امور آن در دست
ليبرالها قرار دارد و اقليتها در آن داراي نقش و تأثير اندكي
هستند، بسيار ضروري است.
5-تقويت جبهه داخلي از طريق اعطاي
آزاديهاي مشروع مدني و احترام به ارزشهاي و باورهاي ديني در
ارتباط با حقوق و كرامت انسانها و حفظ حقوق مخالفان ديني و
سياسي.
6-كنار گذاشتن عوامل تفرقهزاي ملي، مسلكي،
مذهبي و منطقهاي.
7-احترام به آراء مردم آگاه و صاحبان
انديشه و دانش و صاحبنظراني كه به بيگانگان دلبستگي و وابستگي
ندارند.
8-استفاده بهينه و علمي از ثروت و منابع
كشورهاي اسلامي در جهت تقويت صنايع زيربنايي و تلاش براي رهايي
از وابستگي علمي و صنعتي به بيگانگان.
9-ايجاد صندوقهاي منطقهاي براي حمايت از
كشورهاي اسلامي و عربي كه از فقر و مشكلات اقتصادي رنج
ميبرند.
10-تلاش جدي براي تقويت آگاهيهاي سياسي
مردم منطقه و زمينهسازي در جهت كنار نهادن مسالمتآميز
حاكماني كه متأسفانه بسياري از آنها در برابر بت آمريكا،
انگليس و اسرائيل و ... سر تعظيم و بندگي را فرود آوردهاند.
11-تلاش و زمينهسازي مردم و حكومتهاي
مستقل مسلمان براي تأسيس اتحاديههاي سياسي، اقتصادي و نظامي
بر اساس برنامهها و طرحهاي علمي و تحقيقي مانند: اتحاديه
كشورهاي اسلامي، بازار مشترك اقتصادي اسلامي و پيمان نظامي
مشترك ميان ممالك اسلامي، همچون اتحاديه اروپا، بازار مشترك
اروپا و پيمان نظامي ناتو.
12-تحريم اقتصادي و سياسي دولتهايي كه در
خاورميانه به صورت بخشي از وزارت خارجه و وزارت دفاع و سازمان
اطلاعات مركزي آمريكا درآمده و عمل ميكنند.
13-ايجاد مرجعيت ديني مستقلي متشكل از
عالمان و كارشناسان در زمينههاي گوناگون و از مذاهب مختلف؛ به
ويژه عالماني دينشناس و دردمند كه به خوبي با اوضاع و احوال
فرهنگي، ديني، سياسي و اجتماعي و مسائل بينالمللي دنياي امروز
آشنايي دقيق داشته باشند.
14- تصويب قوانيني لازمالاتباع براي تبعيت
نظامهاي سياسي از مصوبات كلي آن مرجعيت در مورد حفظ مصالح و
دفع مفاسد عمومي امت اسلامي با حفظ ويژگيهاي محلي و منطقهاي
هر كشور.
آنچه را كه امروز مردم مسلمان به آن نياز
دارند، نه عبادت آمريكاست و نه عداوت مطلق با مردم و تمدن آن؛
زيرا اگر عبادت و عداوت مطلق آمريكا مشكل ما را حل و فصل
ميكرد تاكنون تمامي مشكلات سياسي، اجتماعي و اقتصادي برطرف
شده بودند، بلكه آنچه كه ما بيش از هر چيز به آن نيازمنديم،
شناخت درست و دقيق و تحليل كارشناسانه و كشف ديناميسم جامعة
آمريكا و نيروهاي اجتماعي و ايدئولوژيهاي متغير داخل
آمريكاست، تا بتوانيم استراتژي روشن، علمي و منسجمي را براي
تعامل با تصميمات و تحولات آن كشور تهيه نمايم.
تنها از طريق شناخت دقيق و علمي جامعة
آمريكا و باندهاي صاحب قدرت و ثروت و ليبرالها و مردم و صدها
گروه و سازمان موافق و مخالف است كه ميتوانيم از ميان آنها
دوستان و دشمنان خود را به خوبي بشناسيم و مشخص كنيم كه با
كدام طرف و با چه روشي به مقابله بپردازيم و با كدام طرف از در
گفتوگو و مباحثه وارد شويم و در اين ميدان دچار وحشت و جهالت
نگرديم و حب و بغض كور ما را به داوري نادرست وادار ننمايد.
برخي از كشورهاي غير مسلمان در طول پنجاه
سال گذشته از دوستي و تعدادي هم از دشمني با آمريكا به منافعي
كوچك و بزرگ دست يافتهاند، اما كشورهاي عربي و اسلامي در همين
مقطع زماني نه از دوستي و دلبستگي و وابستگي به آمريكا منتفع
گرديدهاند و نه از دشمني و مخالفت با آن كشور به نتايج مطلوب
خويش رسيدهاند.
بسياري از صاحبنظران بر اين باورند كه در
اين ميدان تضادهايي هم وجود دارد، تضادهايي كه در روابط
بينالمللي داراي پيشينه چنداني نيستند و عبارتند از اينكه
دشمنان آمريكا در منطقه امثال صدام حسين ـ نه بر اثر روابط
پنهاني و مزدوري آن كشور كه طرفداران تئوري توطئه آن را
ميپسندندـ بلكه به خاطر حماقتها و ندانمكاريهاي سياسي،
اجتماعي و نظامي خود در نزاع با آمريكا، انگليس و اسرائيل بيش
از مزدوران رسمي و شناخته شدة آنها در منطقه زمينه را براي سوء
استفادههاي آن كشورها و خدمت غير مستقيم به دشمنان فراهم
نمودند |