|
حقايقي در مورد:
انتخابات امپراطوری آمریکا ..!
انتخابات آمریکا برای تعیین چهل و چهارمین رئیس جمهور آن کشور پس از
ماهها تبلیغات و هزینه ای 10 میلیارد دلاری
دولت و دو حزب دمکرات و جمهوری در روز سه شنبه12 آبان برگزار
شد و با پیروزی جناح راست افراطی صلیبی حاکم بر حزب جمهوری و ادامه
ریاست جورج بوش پایان یافت.
در ارتباط با سیستم انتخاباتی آمریکا، عوامل تاثیر گذار، ماهیت دو
حزب اصلی دمکرات و جمهوری و سنجش پاره ای سیاست های آن کشور در
ارتباط با جهان در معیار دمکراسی واقعی در این مقاله اشاره ای
کوتاهی خواهیم داشت.
قوانین انتخاباتی :
قبل از هر چیز یادآوری این موضوع را لازم می دانم که قوانین مربوط به
انتخابات آمریکا به دهه های 20 و 30 قرن گذشته بر می گردد ، در آن
زمان می توان آن را قوانینی مناسب به شمار آورد، و هر چند بارها و
بارها حقوقدانان و سیاستمداران مستقل آن کشور خواهان تجدید نظر در
بسیاری از مواد آن شده اند. اما به دلیل سازگاری با منافع سیاسی و
اقتصادی اقلیتی اندک همچنان اعمال می شود.
موضوع مهم و اساسی در سیستم انتخاباتی آمریکا این است که رئیس جمهور
بر اساس رای مستقیم مردم انتخاب نمی شود، بلکه این هیئت های ایالتی
هستند که با توجه به برخورداری هر یک از آن ایالت ها از تعدادی مشخص
از برگ برنده یا کارت الکترال به یکی از کاندیدا ها امتیاز می دهند ،
و کاندید برنده کسی است که کارت امتیاز بیشتری را از آن خود بنماید ،
هر چند در مجموع ایالت ها اکثریت مردم به او رای نداده باشند .
برای مثال چنانچه یکی از کاندیدها 51%رای مردم را در ایالت اوهایو از
آن خود کند، 20 امتیاز آن ایالت را بدست می آورد، و در مقابل رای
49% بقیه مردم آن ایالت به مجموع آراء کاندید رقیب در ایالت های
دیگر اضافه نمی شود، به عبارت دیگر آن 49% از آراء باطل به شمار می
آید.
از طرف دیگر اگر یکی از کاندید ها برای مثال 95% رای مردم را در
ایالتی مانند میشیگان بدست بیاورد تنها از 4کارت الکترال یا امتیاز
برخوردار خواهد بود، و طرف رقیب تنها رای 5% باقیمانده را از دست
داده است.
ملاحظه می شود که رای مردم در تعیین رئیس جمهور دارای نقش مستقیمی
نیست و تعداد برگ های برنده یا امتیاز هایی که تعداد آن در هر ایالت
به تعداد نمایندگان آن در مجاس است و هیئت های انتخاباتی در مورد آن
تصمیم می گیرند، تعیین کننده هستند.
عوامل تاثیر گذار :
الف: تبلیغات سیستماتیک
و فریبنده براساس روانشناسی اجتماعی و بهره گیری از پیشرفته ترین و
پیچیده ترین شگردهای تبلیغاتی رادیو تلویزیون ها و دیگر رسانه های
متعلق به شرکت های نفتی و اسلحه سازی و ... آن چنان بر روی ذهنیت
مردم تاثیر می گذارند که عملاً اراده و استقلال تصمیم گیری در راُی
دادن را از مردم آن کشور صلب می کنند .
ب: لابی قدرتمند و پر نفوذ صهیونیسم که تقریباً سر رشته اصلی امور
سیاسی، اقتصادی آن کشور را در اختیار دارند و از نظر عقیدتی و
ایدئولوژیکی توانسته اند تعداد بسیاری زیادی از سیاستمداران مسیحی
افراطی مانند: دونالد رامسفلد ، وزیر دفاع ، جان اشکرافت وزیر
دادگستری و کندو لیزا رایس مشاور امنیت ملی رئیس جمهور و خود او را
به خدمت بگیرند .
ج: شرکت های بزرگ اسلحه سازی و کارتل های نفتی بخشی از بازی کنندگان
اصلی پشت پرده انتخابات آن کشورند که با توجه به تعهدات هر یک از
کاندیداها برای تامین منافع مادی آنها در جهان از او حمایت مادی و
تبلیغاتی به عمل می آورند .
یاد آوری این نکته تعجب
برانگیز را لازم می دانم که 95% سرمایه های اقتصادی آمریکا در اختیار
تنها 1% سرمایه دار قرار دارد و 99% بقیه مردم تنها 5% سرمایه مادی
را در اختیار دارند .
با توجه به اینکه دمکراسی تنها در انتخابات و آزادی انتخاب دین و
کار و اجتماعات خلاصه نمی شود و اینکه دمکراسی حقیقی در سه بعد :
1- سیاسی
2- اجتماعی
3- اقتصادی
نتیجه مطلوب را بدست می دهد، باید رای و خواست اکثریت مردم را مورد
توجه قرار دهد ، آیا 99% مردم آمریکا که تنها 5% از ثروت و سرمایه
های آن کشور را در اختیار دارند حاضرند بپذیرند که 1%سرمایه داران
95% ثروت های آن کشور را در اختیار داشته باشند ؟ !
در واقع 95% مردم آمریکا مستقیم و غیر مستقیم عملاً کارمند و عمله و
حقوق بگیر آن 1% هستند ، به نظر شما با توجه به چنین حقایقی دمکراسی
اقتصادی ، سیاسی و عدالت اجتماعی در آن کشور دروغی بزرگ همچون دیگر
دروغ های مسئوولین آن کشور نیست . ؟
به گفته چامسکی کارشناس مسایل سیاسی آمریکا ، علی رغم وجود سازمان
های و دستگاه ها متعدد و ارگان های مدنی و آزادی های فردی ، زمام
امور آمریکا در اختیار 25 نفر اکثراً صهیونیست و صلیبی افراطی قرار
دارد .
چامسکی در روزنامه کریستسن سانیس مانیتور می گوید :
« انتخابات سال 2000 میلادی با حمایت پپسی کولا توانست به نفع جورج
بوش تمام شود. »
او در مصاحبه با همان روزنامه گفته است :
« دمکراسی آمریکا مناسب ترین دمکراسی در جهان است که می توان آن را
با پول خرید . »
ماهیت دو حزب دمکرات و جمهوریخواه :
سیستم انتخاباتی آمریکا را سرمایه دارها و صهیونیست ها به گونه ای
ترتیب داده اند که عملاً حزب سومی توانایی حضور جدی و تهدید کننده را
نداشته باشد . در واقع می توان گفت که در آن کشور دیکتاتوری دو حزبی
حاکم است .
تفاوت آن دو حزب به پاره ای از سیاست های حاشیه ای و کم رنگ داخلی و
خارجی برمی گردد ، و هیچیک از آنها در مورد مسایل اساسی مانند :
دگرگونی جدی در سیاست خارجی حمایت ظالمانه و غیر اخلاقی و غیر قانونی
از اسراییل ، عقب نشینی از افغانستان و عراق ، قضیه دارفور جنوب
سودان ، مساله هسته ای ایران ، حمایت از دیکتاتوری حاکم بر ممالک
آمریکای جنوبی ، عربی و اسلامی و ... کمترین وعده ای به مردم نداده
اند.
رالف نادر کاندید سوم ریاست جمهوری آمریکا می گوید :
"تفاوت میان دو حزب جمهوری و دمکرات همانند تفاوت میان پپسی کولا و
کوکا کولاست . "
دو گانگی در سیاست خارجی آمریکا :
شعار و ادعای آمریکا در مورد حمایت از دمکراسی و آزادی در جهان را
عملکردهای کاملاً ضد دمکراسی و یک جانبه مبتنی بر باورهای صهیونیستی
و صلیبی – کاملاً بی رنگ می نماید ، و جز آدم های خام وخود باخته و
دلبسته و وابسته هیچکس دیگر را فریب نمی دهد ، برای نمونه به موارد
زیر توجه فرمائید :
1- حمایت کامل و همه جانبه آمریکا از رژیم های ارتجاعی دیکتاتوری و
پادشاهی مانند رژیم اردن و کویت و رزیم سرکوبگر تونس.
2- اقدامات سیاسی و نظامی همه جانبه علیه نظام ها و شخصیت هایی
مانند: حکومت بوگو چاوز در ونزوئلا ، قبل از آن کودتا علیه حکومت
مردمی سالوادر آلنده در شیلی و مرحوم مصدق در ایران ، یاسر عرفات در
فلسطین و فشارهای همه جانبه علیه حزب ملیگرایی یوزگ حیدر در اتریش و
اخیراً تحرکاتی علیه حکومت های لبنان و سودان و ...
3- حمایت از حرکت های جدای طلب در دارفور جنوب سودان و تعدادی از
احزاب کردی و اقدامات همه جانبه سیاسی و اطلاعاتی علیه کردهای ترکیه
.
4- حل و فصل یک ساله استان تیمور شرقی اندونزی – در راستای اهداف
صلیبی خود – و لاینحل باقی گذاشتن بیش از پنجاه ساله مساله فلیپین ،
کشمیر ، چچن ، فلسطین و ..
5- وضعیت زندانیان گوانتانامو و فاجعه زندان ابو غریب و زندانیان
فلسطینی را که با دستور مستقیم مسئولین سیا و پنتاگون صورت گرفته ،
صداقت و عدم صداقت دولت آمریکا را در مورد دفاع از حقوق بشر مشخص می
نماید .
5- زمانی که بنا بر گفته روزنامه های آمریکایی جورج بوش در طول چهار
سال ریاست جمهوری خود در 60 ( شصت ) مورد مهم آشکار را با مردم کشور
خود دروغ گفته است ، امید به وعده های دمکراسی و آزادی در عراق و
افغانستان و ... خود فریبی و خامی فاجعه باری به شمار می آید.
لازم به یاد آوری است که برنامه سازمان یافته آمریکایی ها برای
تقلب در انتخابات افغانستان به نفع حامد کرزای و عقب نشینی چهارده
نفر از هفده نفر کاندیدهای ریاست جمهوری در روز انتخابات . دلیل
قاطعی است بر دروغگویی و عوام فریبی باند صلیبی و وارثان همه فراعنه
تاریخ.
بنا به گفته خبر گزاری ها ، آمریکا برای بر سرکار آوردن هواداران خود
در عراق 40 میلیون دلار را اختصاص داده و هزاران نفر از افراد احزابی
را که با آن کشور برای اشتغال عراق همکاری کرده اند ، مامور تضمین
تحقق این هدف کرده است .
عبدالعزیز سلیمی
www.salahadin.net
abdolaziz_salimi@yahoo.com
17/8/83
|
1-چرا غربيها از بعضي
از حكومتهاي به شدت ارتجاعي و ديكتاتوري و ضد مرد مي حمايت همه جانبه مي نمايند، و براي
براندازي برخي ديگر از ديكتاتورها وارد عمل مي شوند؟ |
|
|
2- چرا آمريكااز تعدادي از احزاب كردي
عراق سال هاست حمايت همه جانبه مي نمايد و از 15 ميليون ملت كرد تركيه نه
اينكه دفاع نمي كند بلكه با همكاري اطلاعات اسرائيل و
يونان رهبر ايشان را تحويل نظاميان تركيه مي دهد؟ |
|
|
3-آيا دل بستن
به حمايت هاي آمريكا و انگليس كه در عين حال حامي رژيم صهيونيستي
اسرائيل هستند، خردمندانه و دورانديشانه است؟
|
|
|
4- به نظر شما شرايطي را
كه ديكتاتوري هاي دنيا پرست و مورد حمايت دشمنان در منطقه به ويژه در
افغانستان و عراق و فلسطين پيش آورده اند، ميداني براي آزمايش اهل
توحيد و اجتهاد وجهاد از طريق مبارزات سياسي و يا مسلحانه نيست؟
|
|
|
5- چرا آمريكايي ها و اروپاييان مسايل
كهنه نژادي و قومي و مرز ي ميان ملت ها را كنار نهاده،
اما آنها را در ميان ملت هاي جهان سوم تقويت مي كنند؟
|
|
|
|
|