مجری احمد شيخ: (دبیر بخش خبر تلویزیون
الجزیره):
بينندگان گرامي ! سلام و درود خداوند بر شما
؛ در برنامه« ديداري ويژه » كه شبکه تلويزيوني
الجزيره با هماهنگي و همفكري « اتحاد جهاني
علماي مسلمين » آن را تجربه مي كند به شما
درود مي فرستيم ، برنامه اي كه در آن دو
شخصيّت اسلامي هر يك از نگاه خويش، در رابطه با مشكلاتي كه جهان اسلام
با آن روبه روست و چالش هايي كه فرا روي آن
قرار گرفته، و راه حل هاي رهايي از آنها و
چگونگي تعامل با جهاني كه گرداگرد ما قرار
دارد ، -بر اساس رسالت امّت اسلامي و
وفاداري نسبت به بنيان هاي آن
–
و در راستاي وحدّت در رويكرد امّت اسلامي در
شرايط سختي كه در آن قرار دارد ، سخن خواهند
گفت .
اين ديدار ويژه كه به طور مستقيم پخش مي شود ؛
با مشاركت استاد دكتر يوسف قرضاوي « رييس
اتحاد جهاني علماي مسلمين » و جناب شيخ هاشمي
رفسنجاني «رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو
مجلس خبرگان ايران » و بنا بر فراخواني اتحاد
جهاني علماي مسلمين و بدنبال ديدار هيئتي از
اتحاد از تهران كه در آن توافق شد كه اين دو
شخصيّت در يك ديدار مشترك مردم مسلمان را مورد
خطاب قرار بدهند ؛ از خداوند بزرگ و با عظمت
مي خواهيم كه اين ديدار را گامي به سوي وحدت
صف مسلمانان ، پالایش دلها و وحدت كلمه
بگرداند .
اميدوارم كه اين دو بزرگوار در برابر پرسش هاي
مستقيم و صريح در ارتباط با مسائل مختلفی كه
مسلمانان اعم از شيعه و سنّي از آن گله مندند
و گاهي آنها را عامل تحريك كننده و اختلاف
برانگيز به شمار مي آورند ، پاسخ صريح بدهند.
همچنين مي خواهم توضيح بدهم كه اين ديدار در
واقع مناظره ميان اين دو شخصیت نيست ، بلكه
ديداري است ويژه كه هريك از ايشان به بيان
ديدگاه خود در ارتباط با مسايلي حسّاس خواهند
پرداخت .
انتظار دارم كه اين بزرگواران ، بزرگواري
فرموده و پرسش ها را در مدّت 2 تا 5/2 دقيقه
به صورت فشرده پاسخ بفرمايند تا بتوانيم هرچه
بيشتر از زمان باقيمانده استفاده كنيم ، زيرا
اززمان مقرر براي شروع برنامه اندكي
تأخيرداشته ایم .
اينك با سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني به مدّت
حدود 12 دقيقه- و مشابه آن نيز براي اظهارات
دكتر قرضاوي
–
برنامه را آغاز مي كنيم ، بعد از آن همراه با
ايشان چهار موضوع محوري را مورد برّرسي قرار
مي دهيم .
جناب آقاي هاشمي حضور شما را در اين گفتگوي
ويژه خوش آمد مي گويیم ، و منتظر شنيدن
سخنانتان هستیم ، بفرماييد !.
هاشمي :بسم
الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله و الصلاة و
السلام علي آله و صحبه ، اعوذ بالله من
الشيطان الرجيم ، و اعتصموا بحبل الله جميعاً
و لا تفرقوا .
من بايد از شبكۀ تلويزيوني الجزيره و همچنين
از شخص جناب آقاي قرضاوي كه اين برنامه را در
راستاي پاسداري از وحدت اسلامي ترتيب داده اند
، صميمانه تشكر كنم ، مي دانم كه اتحاد جهاني
علماي مسلمين براي وحدت مسلمين اهتمام شاياني
دارد ، و تلاش بسياري را براي بستر سازي و
فراهم كردن امكانات براي اجراي اين گفتگو به
عمل آورده است ، از خداوند مسئلت دارم كه خير
و بركت اين ديدار را شامل حال امّت اسلامي
بگرداند .
همۀ ما مي دانيم كه يكي از بنيان ها و مباني
عمومي جهت گسترش اسلام ، پاسداري از وحدت است
، و چنانچه اين وحدت تحقق پيدا كند ، خير و
بركت فراگير شامل حال تمامي مسلمانان خواهد
گرديد و همه در آن سهيم خواهند بود . پس از
پيروزي انقلاب ما تمامي تلاش هاي خويش را در
جهت توانمندي صفوف و نزديكتر شدن مذاهب بكار
گرفتيم . البته اين راهي بود كه مرحوم آيه
الله بروجردي و علّامه شيخ محمد عبده و همچنين
مؤسسۀ دار التقريب پايه هاي آن را بنيان
نهادند . ما نيز بعد از پيروزي انقلاب موضوع
هفتۀ وحدت اسلامي را مطرح كرديم ، و اين راه
را ادامه داديم . بنيانگذار جمهوري اسلامي و
همچنين آيه الله خامنه اي مقام رهبري جمهوري
اسلامي همان راه را به صورت جدّي و با پشتكار در
پيش گرفتند ، و در اين ارتباط پيشرفت ها و
دگرگوني هاي بسياري را بدست آورديم . و تعداد
زيادي از علما در كنفرانس ها حضور پيدا كردند
، كه مي توان از جناب آقاي شيخ قرضاوي نام برد
. همچنين تعداد زيادي از علماي مصر ، تونس ،
مراكش ، عراق ، سوريه ، عربستان سعودي و تمامي
كشور هاي اسلامي حضور داشته اند.
ما ميوۀ آن تلاش ها را چيديم و به يكديگر
نزديك شديم و از خداوند مي خواهم كه ما را در
تقويت و پاسداري از اين دست آوردها ياري دهد .
طبعاً در روزهاي اخير با امواجي از فتنه گري
رو به رو بوديم ، كه شايد از پاره اي از
رويداد هاي عراق ناشي شده باشند ، و شايد با
رويدادهاي ديگري مانند آنچه در افغانستان و
لبنان پيش آمده بي ارتباط نباشند .
تمامي آن فتنه ها ناشي از تلاش هاي دشمن كه
امواجي تازه از فتنه برانگيز ي را به راه
انداخته و پاره اي از نگراني ها را سبب شده
است ، كه چيزي نمانده تمامي تلاش هايي را كه علما
در گذشته در جهت وحدت به عمل آورده اند ،
ناكام و بي حاصل كند ، به اميد خداوند ما مي
خواهيم در اين برنامه در برابر آن امواج فتنه
برانگيز ايجاد مانع كنيم .
من بر اين باورم كه شكست آمريكا در جهت تحقق
و ايجاد خاورميانۀ بزرگ كه در واقع تلاش براي
گسترش سلطه گري خود بر سرزمين هاي ماست ، با
شكست رو به رو خواهد گرديد ، وجودشان در منطقه
و عراق تا كنون نتوانسته آنان را به اهدافي كه
دنبال مي كردند نزديك نمايد ، و حجم مشكلات
ايشان بيشتر شده ، آنان گمان مي كنند از طريق
گسترش تفرقه در ميان صفوف مسلمانان مي توانند
به آن اهداف واقعيّت ببخشند ، شكست اسرائيل در
جنگي كه عليه لبنان به راه انداخت ، همچنين
پيروزي که مردم فلسطين در انتخابات اخير و
تقويت پايه هاي مقاومت در تمامي ممالك اسلامي
به آن دست يافتند ، همۀ اينها جزو عوامل و
اموري بودند كه دشمن را به ايجاد تفرقه در بين
مسلمانان وادار كردند ، و تصمیم گرفته اند که
به طور جدّي به چنين توطئه اي دست بزنند ،
امّا ما فرزندان اسلام و قرآن نبايد فريب
بخوريم و همانگونه كه در آغاز سخن گفتم ، حكم
قرآني صريحي وجود دارد كه ما را از درگيري و
تفرقه بر حذر مي دارد : «و لا تنازعوا فتفشلوا
و تذهب ريحكم » اين حكم روشن و صريح قرآني است
، از طرف خداوند به ما امر شده است که از وحدت
پاسداري كنيم ، همانگونه كه مي فرمايد : «
انما المؤمنون اخوهٌ » علماي اسلام در برابر
مسئوليت هاي بزرگ و به راستي مهمي قرار دارند
به ويژه در شرايطي كه با مشكلات سختي رو به رو
هستيم و دشمن به دنبال ايجاد تفرقه در لبنان ،
عراق ، افغانستان و ديگر كشورهاست ، مشكلاتي
كه ما در سودان ، سومالي و ديگر ممالك با آنها
روبه رو هستيم ، حل و فصل آنها تنها از طريق
حفظ وحدت اسلامي ممكن است .
فتنه انگيزي ها و تفرقه افكني ها و تحريك
احساسات ميان شيعيان و سنّي ها در واقع جزو نغمه های شيطانی هستند و برماست كه در
برابر وسوسه هاي شيطان فريب نخوريم ، علما و
همچنين مردم ايران از اعماق درون به وحدت
اسلامي دل بسته اند ، و صميمانه چشم به راه
تحقق آن هستند . من مي دانم كه علماي اهل سنّت
نيز با علماي ما هم دل اند ، آنان به دنبال
ايجاد تفرّق در ميان مسلمانان نيستند ، امّا
پاره اي از آدم هاي نادان وجود دارند ، كه
اينجا و آنجا اقداماتي را صورت مي دهند ، و
سخناني را مطرح مي كنند ، امّا وظيفۀ خردمندان
و دانشمندان مسلمان است كه فراتر از عملكرد ها
و سخنان افراطي ها و تند روها عمل كنند ،
آناني كه به مصالح كلّي اسلام توجه نمي كنند ،
نبايد مورد اهتمام قرار بگيرند ، به همين خاطر
اميدوارم در اين گفتگو كه با جناب آقاي قرضاوي
خواهيم داشت به اسلام و امّت اسلامي خدمتي
بكنيم .
مجري: با تشكر از شما ، هم اكنون به دوحه مي
رويم تا سخنان دكتر قرضاوي را بشنويم ، جناب
شيخ بفرماييد .
دكتر قرضاوي : بسم الله الرحمن الرحيم ،
الحمد لله رب العالمين و الصلاه و السلام علي
سيدنا و امامنا و اسوتنا و حبيبنا و معلمنا
رسول الله و علي آله و صحبه و من اتبع هداه .
امّا بعد : سخنانم را با تشكر از شبكۀ
تلويزيوني الجزيره به خاطر اجابت درخواست
اتحاد جهاني علماي مسلمين مبني بر اجراي اين
ديدار آغاز مي كنم ، ديداري كه از خداوند مي
خواهم از راه آن خير و منافعي را ارزانی بدارد
، همچنين به آقاي هاشمي رفسنجاني درود و سلام
دارم ، هشت سال پيش دردیداری که از تهران
داشتم با او ملاقاتی داشتم و ضمن استقبال گرم
از اينجانب يك دوره كتاب تفسيرش رااز قرآن
به من هديه دادند .
بر اين باورم كه
اگر از اين ديدار به صورت
مطلوب استفاده بشود ، پيامد هاي مطلوبی را
براي امّت اسلامي به دنبال خواهد داشت ، از
جناب شيخ رفسنجانيِ که علاوه بر اينكه روحاني
برجسته اي است از رهبران سياسي طراز اوّل
ايران به شمار مي آيد ، انتظار دارم كه در
ارتباط با چهار موضوع محوري كه هيئت ارسالي به
تهران با مسئولين ايران در موردشان به توافق
رسيده اند سخن بگويد ، چهار موضوع اساسي وجود
دارند كه لازم است در موردشان صحبت كنيم و به
صراحت آنها را مورد بررسی قرار بدهیم .
من ضمن سخنراني در كنفرانس گفتگوي مذاهب كه
چند هفته پيش در قطر برگزار شد؛ گفتم که: ازدست
اندرکاران تقريب بين مذاهب كه نشست هايي را
ترتيب مي دهند و سپس پراكنده مي شوند و اقدامی
عملی را صورت نمی دهند، جدٌاٌ انتقاد دارم
، زيرا از دست نهادن بر روي نقاط و موارد
حسّاس و آسيب ديده و رويارويي با مشكلات حقيقي
دوري مي نمايند ، بسياري از آنها گردهم مي
آيند و به تعريف و تمجيد و مجامله گويي مي
پردازند و امور مهم را به حال خود رها مي كنند
.
به همين سبب قصد دارم كه در اين ديدار از
اموري سخن بگويم كه همگان اعم از شيعه و سنّي
و عموم مسلمانان از آن شكوه دارند و رنج می
برند،
يكي از آن مسايل مسألۀ تكفير است ، كساني
هستند كه حكم كفر شيعيان را صادر مي كنند و
كسان ديگري هستندكه اهل سنّت را تكفير مي كنند
، امّا ما مي خواهيم كه اسلام محور جمع كننده
ميان همگان و محور وحدّت باشد ، وقتي در ميان
اهل سنّت كساني هستند كه شيعيان را تكفير مي
كنند ، در ميان شيعيان نيز كساني هستند كه اهل
سنّت را كافر مي دانند و شايد ايشان تندتر و
بدتر از آن دسته از اهل سنّت تكفيري هستند ،
در ميان شيعيان اشخاصي وجود دارند كه مي گويند
: خدا و پيامبر و پيشوايان ما جداي از خدا و
پيامبر و پيشوايان اهل سنّت است ، نمي خواهم
از اشخاص نام ببرم و تنها به شيخ نعمت الله
جزايري و شيخ مجلسي صاحب كتاب بحار الأنوار
اكتفا مي كنم ، نمي خواهيم براي تند روها و
غلاّت حساب خاصّي را باز كنيم ، زيرا اگر پاي
خود را جاي پاي ايشان قرار بدهيم هيچگاه با
يكديگر كنار نخواهيم آمد ، بلكه بر روي اهل
اعتدال و ميانه روها بايد تكيه كرد و اميد بست
، ما مسألۀ تكفير را مردود مي شماريم ، همين
كه همۀ ما به (لا اله إلا الله و محمّد رسول
الله) شهادت مي دهيم ، شهادتي كه تضمين كنندۀ
احترام و پاسداري از جان و مال انسان مسلمان
است و به سوی يك قبله نماز مي خوانيم و به
وحدت اهل قبله باور داريم، كافي است .
اين يك مسأله، مسألۀ ديگر اين است كه اختلافات
موجود ميان شيعه و اهل سنّت را نبايد در بین
عامۀ مردم و بر روی منابر مساجد و اجتماعات
عمومي مطرح نمود ، بلکه اهل علم و تخصص بايد
به بررّسي مسائل اختلافي بپردازند آن هم با
تكيه بر اصول علمي و كارشناسي و بدور از تحريك
احساسات و تشنج آفريني و كينه توزي سياه و
کورکورانه، بلکه با بهره گيري از روح محبّت و
اخوّت.
موضوع سوّم در رابطه با اصحاب رسول خدا (ص) و
آل بيت است ، هرچند من و تمامي مردم اهل سنّت
ایمان و یقین داریم در تمام جهان اهل سنّت
حتي يك نفر هم پيدا نمي شود كه اهل بيت را
دوست نداشته و جايگاهشان را بر روي سر خويش
قرار ندهند، كدام اهل سنّت است كه علي بن ابي طالب
همسر بطول و عموزادۀ رسول و شمشیر آخته اسلام
را دوست نداشته باشد، كيست كه حسن و حسين
قافله سالار جوانان بهشتي ، زين العابدين
سجّاد ، ابو جعفر باقر و جعفر صادق و ديگران
را دوست نداشته باشد ، چنين كسي در ميان اهل
سنّت وجود ندارد .
امّا مشكل مواضع دوستان شيعي نسبت به اصحاب
رسول خدا (ص) است ، موضوعي كه در نهايت اهميّت
قرار دارد ، من هشت سال پيش هنگام ديدار از
تهران ، اين را به دوستان ايراني ياد آور شدم
و به خاطر دارم در تمامي گردهمايي هاي که در
آنها حضور يافته ام ـ از جمله گردهمايي تقريب
در رباط ( پايتخت مراكش ) و بحرين و دمشق ـ
اين موضوع را يادآور شده ام .
اين مسألۀ مهّم و حسّاس را ياد آور مي شوم كه
امكان ندارد دستانم را در دستان شما قرار دهم
و احساس كنم كه با هم برادريم ، زماني كه من
مي گويم : أبوبكر ، عمر ، عثمان و عايشه رضي
الله عنهم ، امّا شما ايشان را مورد لعن و
نفرين قرار بدهيد ، اين غير ممكن است ، به
همين خاطر لازم است در اين رابطه به توافق
برسيم .
بهتر است برادران اهل تشیع توجه کنندکه:
اصحاب پیامبر شاگردان و فارغ التحصيلان
دانشگاه رسالت و نتیجه و نهال بر زمين نهاده
شدۀ مدرسه تربیتی او بوده اند ، اگر ايشان را
آماج تير اتهامات قرار بدهيم ، در واقع استاد
و معلّم ايشان را مورد اتهام قرار داده ايم و
اين بدین معني است كه او به درستي ايشان را
تربيت ننموده است، اما سوگند به خداوند که
رسول امین در تربيتشان بسيار خوب عمل كرده و
بسيار موفق بوده است، و ايشان برترين و بهترین
نسلي اند كه تاريخ بشري شاهد آن بوده است .
اين را خداوند در هشت سوره از سوره هاي قرآن
یعنی : أعراف ،
أنفال
، توبه ، نحل ، حج، فتح ، حشر و حديد گواهي
مي دهد . خداوند به تمام اصحاب سابقين و نسل
بعد از ايشان به ويژه سابقين نخستين و حتي
كساني كه به خوبي از آنها پيروي كنند ، وعدۀ
خیر و رحمت داده ، از آنان خشنود گردیده و
ايشان نيز از وعده هاي خداوند خشنودند و
ايشان را به بهشتي كه از زير درختانش جويبارها
جاري است وعده داده است . قرآن و احاديث ،
ايشان را مورد تعريف و تمجيد قرار مي دهند .
از جهت تاريخي نيز آنان بوده اند كه قرآن را
حفظ و جمع آوري نموده و سنّت را برايمان روايت
كرده و پيروزي هاي بزرگ را نصيبمان نمودند و
اسلام را در جهان گسترش دادند ، چه كساني كه
اسلام را به مصر و ايران وارد كردند ؟ چه
كساني بودند ايشان را از آتش پرستي رهايي بخشيدند و
به يكتا پرستي هدايت كردند ؟ اين ها را همه اصحاب
رسول خدا انجام دادند.
نمي خواهم در اين ارتباط بيشتر سخن بگويم زيرا
سخن به درازا مي كشد و وقت مجال نمي دهد، اين
موضوعي است كه لازم است دربارۀ آن به توافق
برسيم ، به هرگونه توهین و كسر شأن و ملامت
نسبت به اصحاب رسول خدا بايد پايان داده شود .
اگر در میان اهل سنت هم كسي وجود داشته باشد
كه نسبت به اهل بيت بي احترامي كند ، بايد
متوقف شود .
از طرف
ديگر معاهده مكّه پيش روي ماست ، ميثاقي كه
انتظار داشتيم مراجع درجه اوّل اهل تشیع و
علماي اهل سنّت حضور مي يافتند و
آن را امضاء مي كردند ، معاهده ای كه در بر
گيرندۀ هشت اصل و قاعده است ، وضرورت دارد همه
ما تمامي آنها را بپذيريم و هيچكس را حق
مخالفت با آن نباشد و مبنا و راهکاری براي
ساماندهی به روابط ميان شيعيان و اهل سنّت
باشد. لازم است كه آن اصول را فعّال و عملياتي
كنيم ، تا نتيجۀ مطلوب را بدهد و در واقعيّت
حاصلي را در پي داشته باشد ، موضوع ديگر
رويدادهايي است كه ...
مجري: جناب شيخ اگر اجازه بدهيد در لابه لاي
پرسش ها ، به موارد هشت گانۀ مذكور خواهيم
پرداخت .
دكتر قرضاوي : يكي دو دقيقه به من اجازه بدهيد
تا موضوع دیگری را مطرح کنم، زیرا آنچه در عراق روي
مي دهد، يكي از مهمترين مواردي است كه به خاطر
آن در این گفتگو شركت كرده ايم ، مساله خون
هايي كه روزانه بر زمين ريخته مي شود ، و
پديدۀ قتل عام ها توسط جوخه هاي مرگ و مليشاها
و چيز هايي از اين قبيل كه پشت سر آنها تعصبات
مذهبي شناخته شده اي قرار دارد ، اين مسأله اي
محوري است عده ای مردم را از خانه ها و
اماکن سکونتشان از
سرزميني كه در آن به دنيا آمده و خود و
اجدادشان در آن زندگي كرده اند بيرون مي كنند
، مساجد بسیاری با زور از صاحبانشان غصب شده اند
، هر چند حسينيه هايي نیز اینچنین شده اند،
امّا در مقايسه با مساجد غصب شده اندكند ؛ اگر
مي خواهيم صريح و بي پرده سخن بگوييم بايد آن
موارد را مورد توجه قرار بدهيم .
موضوع ديگر اين است كه ما با تجزيۀ ممالك
اسلامي به شدّت مخالفيم ، زيرا قدرت هايي كه
با اسلام دشمني مي ورزند ، براي تقسيم و تجزيۀ
سرزمین های ما طرح و برنامه دارند ، پاره پاره
كردن آنها را در دستور كار خود قرار داده اند
، منظورم تجزيۀ كلّي نيست ، بلكه تجزيۀ محلي و
منطقه ای است، براي مثال مي خواهند عراق ،
سوریه و مصر را به چندين کشور کوچک تقسيم
نمايند ؛ اين موضوع به هيچوجه پذيرفتني نيست ،
عراق همچنان به صورت كشور و مردمي يكپارچه
بايد باقي بماند ، لازم است از يكپارچگي اين
ملّت پاسداري شود ، و تمامي طرح ها و برنامه
هاي تقسيم كنندۀ عراق و ديگر كشورها ي اسلامي
را مردود و محكوم مي شماريم .
به همين مقدار بسنده مي كنم و فرصت را براي
طرح پرسش ها از طرف برادر محترم استاد احمد در
اختيار ايشان قرار مي دهم .
مجري: با تشكر از استاد يوسف قرضاوي ، اكنون
به طرح پرسش هاي بسياري كه از قبل آماده كرده
ام مي پردازم ، امّا به خاطر سپري شدن بخشي از
وقت ناچارم از تعدادي از پرسش ها صرف نظر كنم
. قبل از طرح اوّلين سؤال از شيخ رفسنجانی
اين پرسش را دارم كه آيا جواب هايتان به پرسش
ها ی ما بیان ديدگاه شخصي شماست يا اينكه ديگر
مراجع و مسئولين نیز با شما هم عقيده هستند ؟
اين را به خاطر آنكه بينندگان متوجه موضوع
باشند مي پرسم ، لطفاً خيلي كوتاه پاسخ بدهيد
، تا به موارد ديگر بپردازيم .
هاشمي : طبعاً من از نگاه و ديدگاه خودم صحبت
مي كنم ، امّا مي دانم در بسياري از مسايلي كه
در اين برنامه مطرح مي كنم ؛ بسياري از علما
در ايران با من هم عقيده هستند .
مجري: با تشكر از شما ، بگذاريد از اينجا آغاز
كنيم ؛ سخنان شيخ قرضاوي را در ارتباط
باگردهمايي مكّه ، و عدم حضور مراجع بزرگ شيعه
در آن اجتماع و خود داري ايشان از امضاي
معاهده، شنيديد، برخي بر اين باورند كه عدم
حضور ايشان مانع پیشگیری از فتنۀ موجود ميان
مسلمانان شد؛ موضوع ديگر، مسألۀ ناسزاگويي به
اصحاب رسول خداست ، سخنان جناب دكتر قرضاوي را
شنيديد، شما چه مي فرماييد ؟.
هاشمي : نظر من اينست كه كارهايي كه مردم
عوام و افراطي هاي دو طرف انجام مي دهند ،
نبايد باعث ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان بشود
؛ همۀ ما بر اساس دستور قرآن بايد به حبل الله
متوسل شويم و در برابر خطراتي كه امّت اسلامي
را تهديد مي نمايد ، بر روي وحدت اسلاميمان
اصرار بورزيم . و مهمترين آن خطرات اسرائيل و
صهيونيزم و استكبار جهاني است ، آنان بذر فتنه
مي پاشند و برخي از كشورهاي ما مسلمانان را
اشغال كرده اند و اين را مدتهاست كه آغاز كرده
اند و به دنبال تسلّط بر منابع ما هستند ، به
همين سبب وظيفۀ امّت اسلامي است كه جمعيّتي
حدود يك ونيم ميليارد را تشكيل مي دهند و حدود
60 كشور اسلامي داريم و در سازمان ملل از وزن
قابل توجهي برخوردارند ، و نقاط استراتژيك و
حسّاسي را در دنيا در اختيار دارند در واقع
نقاط بسيار مهّمي هستند . همچنين بهترين منابع
را مانند انرژي كه خداوند به آنان ارزاني
داشته صاحب هستندو قرآني را در اختيار داريم
كه ما را در زندگيمان راهنمايي مي كند . و
همچنين از سنّت پيامبر و سيرۀ ائمه برخورداريم
و علما و دانشمندان و دانشگاه ها و شخصيّات
فراواني وجود دارند . به همين سبب امّت اسلامي
حق دارند قدرت بزرگي را تشكيل بدهند و از امّت
مسلمان دفاع نمايند . ما به دنبال تعرض به
ديگران نيستيم ، بلكه هدفمان پاسداري از
اسلام است ؛ اين هدف به وحدت نيازمند است . ما
نمي خواهيم وارد پاره اي از مسايل فرعي بشويم
كه اين چنين گفت و آن چنان گفت . ما در ايران
خطبه ها و سخنراني هايمان را با جملاتي همچون
:« الحمد لله و الصلاه و السلام علي رسول الله
و آله و اصحابه » آغاز مي كنيم . تقريباً
تمامي خطبا و سخنران ها اينگونه سخن خود را
شروع مي كنند ، ما شيعه ها در ايران به توحيد
و نبوّت و معاد ايمان داريم و هر انساني اين
باورها را داشته باشد او را مسلمان مي دانيم و
در نتيجه جان و مال و حيثيت او مصون و محترم
است ؛ و به هيچ وجه نبايد به حقوق و شخصيت
چنين انساني تعرض بشود ، و چنين كاري حرام است
. هرچند گله مندي ها و ملامت هايي از دو طرف
وجود دارد ؛امّا اين شرايط ، شرايط ملامت و
بازخواست نيست ، ما بايد دست به دست يكديگر
بدهيم و از هويّت اسلامي خود دفاع كنيم .
مجري : بسيار كوتاه مي گويم كه : برخي از
اهل سنّت مي گويند :«تا زماني كه براي دوري
از سب صحابه فتوايي ( از طرف مراجع ) صادر
نشود ، نبايد چنين موضعگيري وسخناني را جدّي
گرفت» .
هاشمي: كدام موضعگيري ؟
مجري: موضعگيري در برابر توهين به اصحاب رسول
خدا (ص) احياناً از طرف عوام شيعه ، نمي گويم
از طرف علما ؟.
هاشمي : بارها از طرف علماي اسلام و علماي
شيعه اين موضوع مطرح شده است ، به ويژه از طرف
مرحوم امام و اخيراً هم مقام رهبري در اين
ارتباط سخن گفتند ، من بر اين باورم كه لازم
است هر دو طرف به اين ابتكار دست بزنند و
علماي طرفين چنان فتوايي را صادر نمايند و بر
روي مسايل اختلاف برانگيز دست نگذارند ،
مسايلي كه اگر مورد توجه قرار گيرند ، عامل
وحدت نخواهند بود؛ هيچگاه تفرقه سودي را عايد
نخواهد كرد . و همانگونه كه قرآن مي فرمايد :
نزاع ما را دچار شكست خواهد كرد . (و
لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم ) ما نمي
خواهيم كه امّت اسلامي دچار ضعف شود ، ما پيش
از هر سخنراني از آل و اصحاب پيامبر اسم مي
بريم ، پس اين مناقشات به خاطر چيست ؟.
مجري : به دوحه مي رويم و با جناب دكتر
قرضاوي همراه مي شويم ، جناب شيخ براي آنكه
اهل انصاف باشيم بایدیادآوری کنیم که: بعضي
از شيعيان ميگويند: عدّه اي از مسلمانان اهل
سنّت عملكردها و موضعگيري هايي دارند كه نمي
تواند براي در نطفه خفه كردن فتنه ها سازنده
باشد . براي مثال آنان از مسألۀ : هلال شيعي و
فتواهاي تكفيري از طرف برخي علما و پاره اي از
مسئولين كشورهاي اسلامي که حكم كفر اهل تشيع را
صادر مي كنند گله مندند، اگر شيعيان بر روي
رويدادهاي تاريخي اسلام انگشت مي گذارند ، اهل
سنّت نيز بر روي حوادثي تاريخي مانند اشغال
بغداد ( توسط هلاكو خان مغول ) و ابن علقمي و
نصيرالدين طوسي و ... اشاره مي كنند ، اين
امور نيز در حد خود وارد كردن اتهام است. نظر
شما چيست ؟ زيرا اتهام هاي متقابلي وجود دارند
، و شيعيان نيز گله مندي هايي دارند .
دكتر قرضاوي : مي توانم به نمايندگي از طرف
تمامي اهل سنّت بگويم كه: ما رويدادهاي تاريخي
را پایه باورهای خویش قرار نمی دهیم،
ما از تاريخ بهره مي گيريم، امّا آن را باري
بر دوش خويش قرار نمي دهيم ، و خود را اسير آن
نمي گردانيم ، ما بر اين باوريم كه اگر
شيعياني بوده اند كه به خطا رفته يا منحرف
گرديده اند و حتّي خيانت كرده اند، بار گناه
آنان را بر دوش شيعيان معاصر قرار نمي دهيم،
زيرا قرآن به صراحت مي فرمايد : « تلك امهٌ قد
خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم .» ما در مورد
اصحاب نيز همين باور را داريم ، فرض کنیم که
در ميان اصحاب كساني دچار اشتباه شده باشند،
آنان اشخاصی بوده اند كه اكنون نيستند، ما
فرزند زمان خويش هستيم .
در ارتباط با مسألۀ تكفير بايد گفت كه : تكفير
موضوعي دو جانبه شده است ، امّا مهم اين است
كه بدانيم چه تعداد از اهل سنّت شيعه را تكفير
مي كنند ، بدون تردید اكثريت قریب به اتفاق
اهل سنّت به تكفير متوسل نمي شوند ، نبايد
فتواي تكفير شيعه از طرف يكي دو نفر را بهانه
قرار بدهيم .
آنچه در لبنان روي داد شاهد است که، اكثريت
قاطع جهان اسلام از حزب الله حمايت كردند ،
زيرا امكان ندارد كه در برابر حزب الله از
اسرائيل جانبداری نمايند . اگر اينجا و آنجا
فتاوايی صادر مي شود ، به هيچ وجه نمايندۀ
رويكرد عمومي اهل سنّت نيست ، زيرا اگر
بخواهيم مردمي را بازخواست كنيم لازم است بر
روي رويكرد عمومي آن تأكيد كنيم ، رويكردي كه
بدور از چنين تكفيري است .
همچنان که گفتم: ما در عرصۀ تقريب ديدگاه و
دور نمودن فتنه هايي كه عامل بدترين پراكندگي
هستند ، بايد به ديدگاه اهل اعتدال و ميانه
روها ي دو مذهب تكيه نماييم .
مجري : بر اين باورم كه آقاي هاشمي از اهل
اعتدال و ميانه روها هستند . اينك اجازه بدهيد
به موضوع ديگري بپردازيم ، و آن اين است كه
وقتي يك شيعي سخن مي گويد ، بسياري از اهل
سنّت مي گويند كه اهل تشيّع به مسألۀ تقيّه
اعتقاد دارند ، چگونه مي توانيم از صداقت آنچه
كه بر زبان مي آوريد مطمئن شويم ؟ اجازه بدهيد
اين سؤال را هم بپرسم و آن اين است كه آيا
مراجع شيعه از روش تقيّه بهره مي گيرند و آن
را تأیيد مي كنند ؟ به خاطر آنكه دقيق تر سؤال
را مطرح نمايم اجازه بدهيد متن سؤال را بخوانم
، آيا در ارتباط باروابط ميان مسلمانان تقيّه
مطرح است ، يا در موار د خاصي کاربرد دارد و
در غير آن جايز نيست ؟ .
هاشمي : فكر مي كنم اين موضوع جزو همان
چيزهايي است كه دشمنان به آن دامن مي زنند .
اگر زندگي خردمندان و اشخاص و حكومت ها و
كشورها را ملاحظه كنيد، مي بينيد كه اموري
وجود دارند كه انسان نمي خواهد آنها را برملا
كند ، ازجنبۀ قانوني هم مي دانيم پاره اي از
اسناد وجود دارندكه تنها بعد از سپري شدن مدّت
زماني كشف آنها جايز است ، اين معناي
خردمندانۀ تقيّه است.
طوري نيست كه بشود براي هر انساني همۀ آن چيزي
را كه مي خواهد و يا در آن مصلحت نمي داند ،
مطرح كند ، امّا تقيّه اي كه شيعه به آن باور
دارد ، بر گرفته از خود قرآن و اسلام است ،
يعني ما نبايد اسرار مسلمانان را براي غير
مسلمانان افشاء كنيم ، حتي در بين خود شيعه
نیز برخی ازمسايل مطرح نمي شوند ، زيرا در هر
حكومت و هر كشوري مسايلي سرّي وجود دارند ، و
هيچكس اقدام به افشاي آنها نمي كند. سادگي است
اگر مفهوم تقيه را به تحركات سرّي نادرست
تفسير كنيم . تقيّه اي كه ما باور داريم
موضوعي عاقلانه است و در ميان شيعه و سنّي و
تمامي حكومت ها وجود دارد .
مجري: در اين صورت تقيّه داراي حكم مخصوص به
خود است ، پيش از انتقال به دوحه به طرح پرسش
متقابل مي پردازم.گفته مي شود كه براي شيعه
نمودن اهل سنّت يا سنّي كردن شيعه فعاليّتهايي
صورت مي گيرد . نظر شما در اين رابطه چيست ؟
زيرا اعتراضاتي در مورد تلاش هاي ايران براي
شيعه نمودن تعدادي از مردم در كشورهايي كه
صرفاً اهل سنّت هستند انجام مي گيرد. تا اين
موضوع را براي بينندگان روشن كنيم و نگراني
هاي دروني را بزداييم .
هاشمي : پرسش متوجه من است ؟.
مجري : بله .
هاشمي : ببينيد بهترين راه براي شناساندن كار
خوب و يا يك انديشۀ خوب يا گرايشي صحيح ،
عملكرد درست است ، و چنين چيزي است که امكان
بدست آوردن دل ديگران را فراهم مي نمايد ، ما
بايد درست عمل كردن را به ديگران نيز بياموزيم
، اگر منظور اين باشد كه ما از كار نيك و عمل
صالح دست برداريم ، اين درست نيست ، ما بايد
از حق دفاع كنيم و اعمال نيك انجام بدهيم و از
مظلومين دفاع نماييم ، اگر ما چنين عمل كرديم
، درست است كه ديگران مارا به فراخواني و
تشويق ديگران متهم كنند؟ ، نه اين درست نيست،
من فكر مي كنم كه همه از اين حق برخوردارند،
امّا اگر بخواهيم از ديگران عيبجويي نماييم و
آنان را متهم كنيم اين درست نيست و ما چنين
نمي كنيم و آن را كار درستي نمي دانيم . البته
ما انتظار داريم كه همگان اينگونه باشند ، و
از طريق عملكرد خود مبلغ باورهاي خود باشند و
هر يك بكوشد درست عمل كند و همانگونه كه گفتم
با عملكرد درست خود ديگران را دعوت كند تا راه
خويش را در پيش بگيرد .
مجري: شيخ يوسف در دوحه ، حقيقت اين است وقتي
اين پرسش ها را با آقاي هاشمي رفسنجاني مطرح
مي كنيم ، اين سؤال را هم از شما مي پرسم ،
بسياري از شيعيان مي گويند كه : اهل سنّت
داراي مراجع نيستند، چگونه مطمئن باشيم هنگامي
كه دربارۀ اموري به توافق رسيديم ، مواد آن
راه خود را ميان اهل سنّت باز مي كند ، و به
صورت عملي و واقعي در مي آيد.؟ به ويژه گاهي
اختلافاتي در بين علماي اهل سنّت روي مي دهد و
گاهي ميان علما و حكام به وجود مي آيد.
همچنين مي گويند : اگر ما براي شيعي كردن
تلاش مي كنيم، اهل سنّت در پاره اي از كشورها
تلاش های مشابهي را براي سنّي نمودن اهل تشيّع
دارند . ما بايد منصف باشيم ، آنان همچنين مي
گويند : در پاره اي از كشورها با اكثريت اهل
سنّت شيعيان از حقوق كامل برخوردار نيستند ،
نظر شما در اين ارتباط چيست ؟.
دكتر قرضاوي : پيش از هر چيز مي خواهم در
مورد مسألۀ تقيّه توضيح بدهم ، درست است كه در
قرآن به تقيّه اشاره شده ، امّا در ارتباط با
غير مسلمانان است ، زيرا خداوند مي فرمايد:
«لا يتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون
المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من الله في شئ
الاّ ان تتقوا منهم تقاة .» يعني تقيّه در
ارتباط با غير مسلمانان بكار گرفته شده است .
آن هم به صورت استثناء بكار رفته و در عرصۀ
عمل و تعامل قاعده اي همیشگی به شمار نمي آيد
.
اين موضوع كه اهل سنّت نيز به تبليغ مذهب خود
مي پردازند و همچون اهل تشيّع عمل مي كنند،
درست نيست، اينكه جناب شيخ رفسنجاني مي گويد:
اگر كسي عملكرد خوبي داشته باشد لازم است
براي گسترش خير آن را تبلیغ كند، اين موضوع مورد نظر من نيست
، منظور تلاش براي شيعي كردن سنّي و تشويق
آنها به تغيير مذهب خویش است ؛ يعني از مذهبي
به مذهب ديگري منتقل شوند ، اين كار زمينه ساز
فتنه و آشوب است . من مرتبۀ قبل كه ديداري از
ايران داشتم به دوستان گفتم كه : در نهايت چه
سودي به دست مي آوريد؟ ؛ مثلاً شما به كشوري
مانند سودان ، مصر ، مراكش ، الجزاير، تونس
و... رفته ايد و براي گسترش تشيّع در ميان
آنان تلاش كرده ايد ؛ چند نفر را مي توانيد
شيعه كنيد ؟ 10 - 20 - 100 -1000 يا 2000 نفر
، امّا بدنبال آن تمامي مردم آن کشور را عليه
خود خواهيد شورانيد آنها در برابرتان خواهند
ايستاد و از شما بدشان خواهد آمد، چنين چيزي
روا نيست ؛ اهل سنّت چنين نمي كنند ، من در
جريان هستم و با بسياري از جمعيّت هاي بزرگ
تبليغي مانند : «سازمان جهاني امور خيريه » ،
« دعوت اسلامي كويت » ، « سازمان دعوت اسلامي
سودان » و « جمعيّت دعوت
ليبي» در ارتباط هستم مطمئناٌ تلاش براي سنّي
كردن شيعيان به هيچوجه در برنامۀ کاری آنان
وجود ندارد .
مجري:
اجازه بفرماييد بپرسم ؛ نظر شما در مورد
نگرانی اهل تشيّع از عدم برخورداري اقليّت هاي
شيعي از حقوق خود در كشور هاي اهل سنّت چيست ؟
.
دكتر قرضاوي :
اين موضوعي است كه با دوستان در بارۀ ضرورت
مراعات آن به توافق رسيده ايم ، يعني براي
آنكه حقيقتاً با يكديگر به تفاهم برسيم ،
حقوق اقليّت هاي موجود در كشورهايي كه داراي
مذهبي غير از مذهب اقليّت هستند ، بايد مراعات
شود ، يعني اقليّت هاي شيعي در كشورهاي اهل
سنّت از تمامي حقوق خود بر خوردار باشند،
همچنين اقليّت اهل سنّت حقوق خود را در كشورهاي
شيعي بدست بیاورند. ممكن است پاره اي از
دولتها كه اكثريت مردم آن اهل سنّت اند ،
تمامي حقوق اهل تشيّع را مراعات ننمايند ،
امّا به تعدادي از شيعيان در آن كشورها مقام
وزارت و سفارت داده شده است ، مدّتي پيش كه به
اندونزي سفر کرده بودم ، رياست هيأت ديپلماسي
كشورهاي عربي (که بامن ملاقات داشتند) يك نفر
شيعي كويتي بود ، در برخی ازكشورهاي خليج به
اشخاصي از شيعيان مقام وزارت سپرده شده است .
امّا من بارها به دوستان ايراني گفته ام: شما
داراي جمعيّت بزرگ 15 ميليوني از اقليّت اهل
سنّت هستيد
–
هر چند خود اهل سنّت مي گويند جمعيّت ما به
مراتب بيشتر از اين است
–
در عين حال حتي يك نفر وزير هم ندارند ، ما در
مصر داراي سه وزير قبطي هستيم كه اقليّتي به
مراتب كمتر از اهل سنّت در ایران است.
اهل سنّت مي خواهند تعدادي مسجد در تهران
داشته باشند ، امّا تا كنون با اين درخواست
ايشان موافقت نشده است ؛ اين چيزي است كه شامل
دو طرف مي شود ، اگر به راستي مي خواهيم
تمامی درها را بر روي فتنه گريها ببنديم و
آتش فتنه را كه مدام به تباهی وبدي مي انجامد
خاموش نماييم ، بايد اقليت ها حق خويش را از
اكثريت بگيرند .
مجري:
جناب شيخ يوسف اجازه بفرماييد ، به آقاي
رفسنجاني برگرديم ، و محور دوّم را مورد
بررّسي قرار بدهيم. امّا خواهش مي كنم كه
کوتاه پاسخ بدهید! زيرا زمان زيادي را براي
اين مناظره در اختيار نداريم، محور دیگر قضیه
عراق است ؛ در اين ارتباط كه موضوع عراق پيش
از آنكه بحرانی مذهبي باشد، مسألۀ ای سياسي
است ، و شايد مسائل ديني به تبع و به دنبال آن
مطرح شده باشند . برخي بر اين باورند كه ايران
موافق ادامۀ وضع كنوني در عراق است، شما در
عين اينكه آمريكا را اشغالگر به حساب می
آورید مي دانید اين اشغالگران هستند که حكومتي
مذهبي و متعصّب را بر سر كار آورده ، و اين
حكومت بر اساس سهميه بنديهاي مذهبي به وجود
آمده است و اكنون نمايندۀ احزابي است كه
تعدادي از سران آنها پيشتر در ايران بوده و
مورد حمايت شما قرار داشته اند و اكنون هم با
ايران در ارتباط اند؛ چگونه مي توانيد دوگانگي
حمايت از امّت اسلامي از يك سو و حمايت از
حكومتي فرقه گرا در عراق را از سوی دیگر توجيه
كنيد؟.
هاشمي :
بله پيش از اينكه در ارتباط با عراق چيزي
بگويم به اظهارات جناب آقاي قرضاوي اشاره اي
بكنم ، اگر بخواهم به آنچه ايشان بدان اشاره
كردند بپردازم ، درست در همان دامي خواهیم
افتاد كه امريكا براي ما گذاشته و گرفتار
خواهيم شد ؛ ايشان در ارتباط با اهل سنّت به
آمار و ارقامي اشاره مي كند و چيزهايي را (
مانند: محروميت اهل سنّت از مديريت كشور و
وجود مساجدي در تهران ) مطرح مي كنند كه براي
آنها پاسخ هايي وجود دارد ؛ امّا اگر بخواهم
به آنها جواب بدهم گفتگو به صورت همان چيزي كه
آمريكا مي خواهد در خواهد آمد ، چيزي كه ما
خواستارش نيستيم و آمريكا و اسرائيل به دنبال
آن هستند ، و طبعاً آقاي شيخ قرضاوي نيز چنين
چيزي را نمي خواهد و نمي خواهيم به اين سمت
برويم .
امّا در رابطه با عراق ما داراي ديدگاه روشني
هستيم و مدام آن را اعلام كرده ايم ، ما
خواستار يكپارچگي ارضي و وحدت مردم عراق مي
باشيم ، ما مي خواهيم عراق يكپارچه باقي بماند
و تجزيه نشود و ملّت عراق به حاكميّت ملّي
خويش برسد . ما علاقه منديم كه همۀ مليّت ها و
پيروان تمامي اديان در كنار يكديگر در زير
پرچم و حكومتي واحد به زندگي مسالمت آميز خود
ادامه بدهند ، و از تمام ساز وكارهاي حكومتي
فراگير برخوردار گردند . شيعيان به بهانۀ
اينكه در گذشته مورد ستم قرار گرفته اند و
حكومتي سنّي ايشان را سركوب كرده اكنون در پي
انتقام جويي مي باشند . ما بايد به آينده
بينديشيم ، همه بايد دست به دست هم بدهند ،
اشغالگران در عراق حضور دارند چنانچه همه با
هم متحد شوند ، فرصتي براي اشغالگري باقي
نخواهد ماند و بايد اشغالگر را بيرون بيندازند
. ما و ديگر كشورهاي همسايۀ عراق بايد از اين
يكپارچگي پاسداري كنيم ؛ و هر انساني را كه
در عراق دست به خشونت مي زند نصيحت كنيم و كار
او را محكوم كنيم و ملّت عراق را ياري دهيم كه
به وظيفۀ خويش عمل كند .
مجري:
اجازه بدهيد يادآور شوم كه بسياري بر اين
باورند كه: ايران در عراق داراي نقش امنيّتي
است و سيستم هاي اطّلاعاتي و امنيّتي ايران در
آن كشور فعّال اند. علي رغم مخالفت با
اشغالگر در جهت ادامۀ اوضاع كنوني اقداماتي را
صورت مي دهند ؛ آيا چنين چيزي نشانگر نوعي
تضاد در سياست ايران در عراق نيست ؟ همچنين
ايران داراي موضعگيريهاي متفاوتي در ارتباط با
لبنان و فلسطين است .(كه بعداً به آن خواهيم
پرداخت، يعني وقتي كه در مورد قضيۀ مقاومت در
عراق سخن خواهیم گفت.)
هاشمي:
كسي كه اين جور چيزها را مطرح مي كند ، دارد
با زبان آمريكا سخن مي گويد ، ما به هيچوجه
نمي خواهيم در امور مربوط به عراق دخالت كنيم
، و ما علاقه منديم كه مردم عراق خود سرنوشت
خويش را رقم بزنند ، هيچ دليلي وجود ندارد كه
ما در عراق دخالت داريم ، در هر كجاي دنيا
مسلمانان مشكلي داشته باشند ما به آنان كمك مي
كنيم ، مگر ما به مردم بوسني ياري نرسانديم ،
آنان كه شيعه نيستند ، اهل سنّت اند ، مگر ما
به مردم فلسطين كمك نمي كنيم ، مگر مردم
فلسطين شيعه اند ! من به سبب دفاع از مسألۀ
فلسطين شكنجه شده ام . قضيه بدين صورت نيست ،
ما مدافع امّت اسلامي هستيم ، وقتي از عراق
دفاع مي كنيم به عنوان كشوري اسلامي به آن مي
نگريم كه از طرف نيروهاي آمريكايي اشغال شده
است ، ما به دنبال ياري عراق هستيم و نمي
خواهيم در امور داخلي آن دخالت كنيم ، آنها
خود بهتر مي دانند امورشان را چگونه حل و فصل
كنند ، انتخابات را برگزار مي كنند و هر يك كه
رأي بيشتري آورده دولت را تشكيل مي دهد ، و يا
در مجلس اكثريت را بدست مي آورد ؛ لازم است
ديگران نيز در امور داخلي عراق دخالت نكنند تا
مردم آن كشور زمام امور خويش را بدست بگيرند .
استعمارگران به دنبال ايجاد تفرقه اند ، ما
بايد اينگونه اختلافات را در ارتباط با مردم
عراق از خود دور كنيم .
مجري:
حقيقتاً نمي خواهم در ارتباط با اين موضوع
سخن را بيشتر ادامه بدهم ، امّا مي خواهم اين
رأي شخصي خودم را بگويم و نمي خواهم شما به
آن پاسخ بدهيد، كه تنها پس از پايان حضور
اشغالگران است كه عراق مي تواند به استقلال
خود برسد و زمام امورش را در دست بگيرد .
اينك به دوحه مي رويم تا از جناب دكتر قرضاوي
بپرسیم كه : اگر در عراق احزابی شيعي هستند كه
زير سلطۀ اشغالگران حكومت مي كنند ، احزابی از
اهل سنّت هم هستند كه در آن حكومت مشاركت
دارند ، و اين نیز فعالیت زير پرچم بيگانه است
، از طرف ديگر گروه هايي از اهل سنّت هستند ،
و نمي خواهم از آنها اسم ببرم و رسانه ها از
آنها سخن مي گويند كه : به نام اسلام اقداماتي
ناصواب را عليه شيعه و غير شيعه در عراق صورت
مي دهند ، آن گروه ها هر از چند گاهي اطلاعيه
هاي تكفيري از طريق اينتر نت منتشر مي كنند و
همگان از اين خبر دارند ،آيا جلوگیری از اين
قضيه هم نمي تواند در جهت جلو گيري از فتنه و
آشوب در عراق و ديگر جاها نقش سازنده اي داشته
باشد ؟.
دكتر قرضاوي :
دوست عزيز ! ما براي اصل مشاركت احزاب
درحكومت اهميّت چنداني قائل نيستيم ، زيرا
مشاركت در حكومتها ، ديدگاه هایي سياسي اند كه
گاهي درست و گاهي نادرست از آب در مي آيند ؛
برخي از برادران اهل سنّت ما داراي ديدگاه هاي
مغايري بودند و دربارۀ آن تجديد نظر كردند ،
برخي مشاركت نموده و عدّه اي هم در صف مقابل
ايستاده اند . امّا چيزي كه بر روي آن تأكيد
مي ورزيم ، برخورداري مردم عراق از حق
رويارويي با اشغالگران است ، به اين پرسش بايد
پاسخ داده شود كه آيا مقاومت موضوعي است مشروع
و مطلوب يا نامشروع و محكوم ؟.
بر ماست اعلان كنيم كه مردم عراق ، همچنين
مردم فلسطين و افغانستان و هر ملّت ديگري كه
كشورش اشغال شده باشد ، حق دارند كه در برابر
اشغالگران مقاومت و ايستادگي كنند ؛ اين حكم و
فرمان اسلام است كه هرگاه دشمنان ، سرزميني
اسلامي را اشغال كردند، جهاد و مقاومت در
برابر ايشان بر مردم آن سرزمين واجب عيني است
، و بر ديگراني كه اطرافشان هستند واجب عيني
است كه ايشان را ياري بدهند ؛ اين چيزي است كه
لازم است دربارۀ آن صحبت كنيم ، در واقع مسألۀ
اصلی مشاركت و عدم مشاركت نيست ، مسألۀ روا
شمرده شدن قتل و كشتار ديگران است ، مشكل عراق
اين است كه روزانه قتل عام های دسته جمعي صورت
مي گيرد . اگر در ميان اهل سنّت هستند كساني
كه به خشونت دست مي زنند ما آن را از همان
آغاز محكوم كرده و مي كنيم و (اتحاد جهاني
علماي مسلمين) در اين رابطه مرتب بياناتي را
صادر كرده است ، و من بارها در برنامۀ « شريعت
وحيات » تلويزيون الجزيره و خطبه هاي جمعه (
در مسجد عمر بن خطاب ) از مراجع تقليد عراق و
ايران خواسته ام كه فتواهاي قاطعي را در
محكوميت قتل و خونريزي متقابل مسلمانان صادر
كنند .
هر چند جناب شيخ هاشمي رفسنجاني مي خواهد
دخالت كشورش در عراق را انكار كند ، امّا من
بر اين باورم كه ايران در مورد عراق مسئول است
و همگان بر روي اين موضوع اصرار دارند كه
ايران در عراق نفوذ دارد و كليدهاي بسياري
براي حل مشكلات عراق در دست ايران است و اگر
بخواهد مي تواند در برابر وضع موجود موضعگيري
قاطعي داشته باشد . اگر اين حقيقت را انكار
كنيم ، نتوانسته ايم در اين ديدار كاري مثبت
را انجام بدهيم ، زيرا هدف اصلي ما اين است كه
همۀ از جاري شدن روزانة جوي خون در عراق
جلوگيري كنيم . صدها هزار انسان بيگناه عراقي
كشته شده اند ، اين وضع تا كي بايد ادامه پيدا
كند ؟، اين موضوعي است كه لازم است در بارۀ آن
چاره جويي شود .
مجري:
جناب شيخ اجازه بفرماييد ، ما بايد جانب حق و
انصاف را مراعات كنيم ، اكنون به سبب عوامل
متعددي ايران در معرض تهديد آمريكا قرار دارد
، نظر شما در مورد پاره اي از كشورهاي اسلامي
با اكثريت اهل سنّت چيست كه از كشوري اسلامي
حمايت نمي كنند ، فراتر از آن گفته مي شود كه
بدنبال تحريك بيشتر آمريكا عليه ايران هستند ؛
چنين چيزي را چگونه مي توان پذيرفت ؟.
دكتر قرضاوي
: پيش از هر چيز باید بگویم: نه اینکه من وكيل
مدافع حكومت هاي عربي و غير عربي نيستم ،بلکه
بارها و بارها عليه آنها سخن گفته ام ، امّا
مسأله اي كه براي من حائز اهميت است مسألۀ
مردم و توده هاي مسلمان است . درست است كه ما
در ارتباط با مسألۀ عراق و موضعگيري در مورد
اصحاب رسول خدا (ص) و ترويج شيعي گرايي در
ممالك صرفاً اهل سنّت با ايراني ها اختلاف
داريم ، و در اينگونه مسائل مثل هم فكر نمي
كنيم ؛ امّا هرگاه ايران از طرف آمريكا و يا
هر كشور ديگري مورد تهاجم قرار بگيرد ، به
صراحت و روشني عليه آن موضع خواهيم گرفت ، و
اجازه نخواهيم داد نه تنها عليه ايران بلكه
عليه هيچ كشور مسلمان ديگري تجاوزي صورت بگيرد
، ما با جنگ و تجاوز گري به هر صورتي كه باشد
مخالفيم، چگونه از تعرض به يك سرزمين اسلامي
خشنود خواهيم شد ؟. من بارها اين موضوع را
اعلام كرده ام و در كنفرانس دوحه نیز گفتم:
هرگاه عليه ايران تعرضي صورت بگيرد ما در كنار
ايران خواهيم بود و عليه متجاوزان خواهيم
ايستاد ، زيرا ما در كنار صاحبِ حق خواهيم بود
، مگر ايران چه جرمي را مرتكب شده تا مورد
تعرض قرار بگيرد ، اگر مي خواهد از انرژي هسته
اي مسالمت آميز استفاده كند ، اين حق اوست ،
چرا بايد جلو او را بگيرند؟موضع ما در اين
ارتباط واضح و صريح است و هيچگونه ابهامي در
آن نيست .
مجري:
جناب شيخ از شما سپاسگذارم . آقاي هاشمي ،
موضع گيري اهل سنّت را در ارتباط با تجاوز
احتمالي به ايران شنيديد ، تا حدودي همچنان در
رابطه با اوضاع عراق خواهيم بود ، مي دانيد كه
عليه حضور آمريكا در عراق مقاومتي وجود دارد و
ايران نيز حضور آمريكاييها را اشغالگري مي
داند . من در اينجا عين پرسش مكتوب را مطرح مي
كنم تا برداشت ديگري از آن نشود ؛ چرا تا كنون
از طرف مراجع شيعي فتوايي مبني بر ضرورت و
وجوب مقاومت در تمامي عراق و در تمامي مناطق
سنّي و شيعي صادر نشده و مقاومت موجود در
استان الأنبار و بغداد را تأييد ننموده اند،
هرچند اگر عادلانه بخواهیم قضاوت كنيم باید
اذعان نماییم که از طرف برخي از شيعيان نيز
مقاومت هایی صورت مي گيرد . چرا چنين فتوايي
به طور روشن صادر نمي شود ؟.
هاشمي :
فكر مي كنم ما بارها و بارها و شايد صدها بار
مقاومت عليه اشغالگري را تأييد كرده ايم و آن
را واجب و ضروري دانسته ايم ، آنچه را ما
تأييد نكرده ايم جنگ و برادر كشي عراقي هاست .
از طرف ديگر بديهي است و شما فراموش نكرده ايد
كه كدام طرف شروع كرده ، من نمي خواهم در اين
ديدار وارد جزئيات شوم و كاري كنم كه آمريكا
خشنود شود ، از آقاي قرضاوي نيز انتظار دارم
كه چيزهايي را كه احياناً آمريكا مطرح مي كنند
، به ميان نكشند ، و حقيقت كنار نهاده نشود .
مقاومت در برابر اشغالگران حقي است كه همۀ
مردم عراق از آن برخوردارند . شما حتي يك
اقدام تروريستي را كه يك نفر ايراني صورت دهد
در عراق مشاهده نمي كنيد، امّا بسياري از
شهروندان عرب و از كشورهاي عربي دستگير شده
اندكه در اقدامات تروريستي مشاركت داشته اند.
و جناب آقاي قرضاوي به خوبي مي داند كه آنان
از كجا مي آيند . ماقصد دخالت در امور عراق را
نداريم و مي خواهيم مردم عراق خود سر نوشت
خويش را رقم بزنند . ما تمامي اقداماتي را كه
عليه بارگاه ها و حسينيه ها و مساجد صورت مي
گيرد محكوم مي كنيم و بارها و بارها اين موضوع
را مطرح كرده ايم ، بايد انصاف به خرج بدهيم و
اجازه بدهيم مردم عراق از طريق آراء خود
رويكرد خود را معلوم كنند ، همۀ اقشار مردم
عراق بايد در حكومت و در سيستم اداري و قانوني
بر اساس ميزان رأي مشاركت داشته باشند .در اين
صورت ميان مسلمانان و حكومت هاي مسلمان
اختلافي باقي نخواهد ماند، اين موضوعي
خردمندانه و مشروع است و جهانيان از آن اطلاع
دارند ، و تقويت اختلافات در اين شرايط تنها
به سود آمريكا و اسرائيل تمام خواهد شد .
مجري:
فقط در جهت بيان حقيقت مي گويم ؛ همانگونه كه
جناب شيخ قرضاوي اظهار داشتند
–
البته اين را هم بگويم كه بعد از اين پرسش از
شما پرسش مشابهي را از ايشان خواهم داشت
–
همانگونه كه مي دانيد در عراق ميليشاها و جوخه هاي مرگ
روزانه انسان هایي را به سبب پيروي
از فلان مذهب مي كشند ! حتّي گاهي به سبب
عواملي ساده مانند اينكه : اسم اوفلان است!
چنين چيزي روي مي دهد ؛ نظر شما در اين باره
چيست ؟ تا جهانيان موضع گيري شما را در اين
رابطه بدانند.
هاشمي :
چنين چيزي از هر طرف كه صورت بگيرد گناه بزرگي
است ، نبايد خون يك مسلمان و حتي غير مسلمان
در عراق بر زمين ريخته شود ، تمامي مردم عراق
بايد از طريق اجراي قانون از امنيت برخوردار
شوند ، امّا افراطي ها با هدف ويژه اي به عراق
آمده اند ؛ آمده اند تا مانع از آن شوند كه
مردم عراق خود زمامدار امور خود شوند ، و
اشغالگران آمريكايي نيز از چنين چيزي اظهار
رضايت مي نمايند ، زيرا زمينه و بهانة ادامة
حضورشان را فراهم مي كند ، به همين خاطر بر ما
علماي شيعه و سنّي و تمامي مراكز و شخصيت هاي
فكري و فرهنگي در جهان اسلام است كه زمينه را
براي مردم عراق فراهم كنيم تا زمام امور و
سرنوشت خود ر ا بدست بگيرد . ديگر مسايل
ارتباطي به ما ندارد زيرا خود آنان از رشد و
خرد كافي برخوردارند .
مجري:
سؤال بعدي را از دكتر يوسف بايد بپرسم، امّا
این را بگویم که برخي بر اين باورند كه اگر
از طرف مسئولین و مراجع ايران در محكوميّت
اقدامات جوخه هاي مرگ فتوايي صادر مي شد ، از
اقدامات آنان جلوگيري مي کرد .
هاشمي :
من پاسخ اين پرسش را بار ديگر تكرار مي كنم ؛
ما بارها چنين چيزي را حرام شمرده ايم ،
ديدگاه تمامي علماي ايران و مقام رهبري اين
است كه چنان اقداماتي شرعاً حرام است و جزو
گناهان كبيره است و هر كس مرتكب آنها بشود
مستحق آتش جهنم است ، از نظر ما همة اين ها
روشن هستند ، مسلمانان نبايد با يكديگر به جنگ
بپردازند ، امّا لازم است ببينيم كدام طرف
شروع كرده است ؟ چه كسي آية الله حكيم را بعد
از بيست سال مبارزه و بازگشت به عراق ترور
كرده است ؟ ما حتّي بر روي اين موضوع چندان
تكيه نمي كنيم ، ما نمي خواهيم به گذشته نگاه
كنيم و بهتر است به آينده بينديشيم .
مجري :
جناب دكتر قرضاوي ، در مورد مقاومتي كه در
بارة آن صحبت مي كنيم ، شيعيان مي گويند :
آنها دست به عمليات انفجاري و قتل و كشتار
مي زنند و موضعگيري بعضي از گروه ها مانند
القاعده و ديگران به ويژه در باره تكفير
شيعيان اقدامي منفي است . آيا شايسته نيست كه
از طرف شما هم در مورد آنان فتواهاي صريح و
قاطعی صادر شود ؟.
دكتر قرضاوي :
پيش از پاسخ به سؤالتان مي خواهم در مورد اين
سخن شيخ رفسنجاني كه: «فلاني مي داند آنان از
كجا مي آيند » توضیحی بدهم ، من اطلاع ندارم
آنان از كجا مي آيند ، زيرا وزارتخانه ای
اطلاعاتی را در اختیار ندارم و نمي دانم از
كجا مي آيند ، امّا به هر صورت اقدامات خشنونت
آميزي كه سبب ريخته شدن خون بي گناهان مي شود
را محكوم كرده ايم ، زماني كه آقاي باقر حكيم
را كشتند من در قاهره بودم، از همانجا آن را
محكوم نمودم و گفتم اين اقدام حرمت زمان يعني
ماه رجب ، و حرمت مكان يعني مسجد ، و حرمت
انسان را زير پا نهاده است و تمامي تعرضاتي را
كه عليه شهر نجف و مرقد دو امام صورت گرفته را
محكوم كرده ايم ، من شخصاً آنها را در خطبه
هاي نماز جمعه و در برنامه ام ( در تلويزيون
الجزيره ) محكوم كرده ام ، همچنين اتحاد جهاني
علماي مسلمين كه من افتخار رياست آن را بر
عهده دارم آنها را محكوم شمرده است . ما
اينگونه امور را مردود شمرده و به هيچ وجه
تأييد نمي كنيم ، اين ها از نظر ما روشن و
واضح اند ، كاش نظر دوستان ( شيعه ) هم از
شفافيت كافي برخوردار بود . البته ما نمي
توانيم مسئوليت اقداماتي را كه اينجا و آنجا
صورت مي گيرد را بپذيريم ؛ آنچه را مورد تأييد
قرار مي دهيم مقاومت در عراق است ، اساساً
مقاومت در برابر اشغالگر، مقاومت خود عراقي
هاست، و گمان من این است آناني كه از خارج به
مقاومت در عراق ملحق می شوند 5 تا 10 درصد
بيشتر نیستند.
مجري :
ظاهراً من سخنان شيخ يوسف را نمي شنوم ، امّا
مي خواهم بپرسم كه وقتي جناب شيخ رفسنجاني آن
امور را محكوم مي كند و شما هم آن را محكوم مي
نماييد ، پس مشكل چيست و چرا پيشرفتي روي نمي
دهد ؟چرا؟. ( سؤال را از شيخ يوسف مي پرسم .)
دكتر قرضاوي :
من بر اين باورم كه از طرف مراجع شيعي در عراق
و ايران موضعگيري كافي در جهت محكوم كردن آنچه
در عراق روي مي دهد ، وجود ندارد و از نظر
عملي اقداماتي كه از چنان اموري جلوگيري نمايد
صورت نگرفته است. من اعتقادم بر اين است كه
ايران براي جلوگيري از آنچه در عراق روي مي
دهد از توانایی و نفوذ كافي برخوردار است، و
مي تواند به آن ها بگويد: كافي است و دست
بردار شويد ! آقاي شيخ رفسنجاني نمي خواهد به
اين واقعيت اعتراف كند ، امّا همه بر روي وجود
نفوذ و سلطه ايران تأكيد دارند و اين واقعيتي
آشكار است و همگان آن را مشاهده مي كنند . اين
موضوعي است كه ايران توانايي جلوگيري از آن را
دارد و مي تواند به بسياري از آنان بگويد چنان
عمل كنيد و چنان اقداماتي را انجام ندهيد،
چنين اقدام عملي و ملموسی است که مشكل را حل
خواهد كرد. ايران مي تواند آتش فتنه موجود در
عراق را خاموش كند و مسلمانان را از اين جنگ
فرقه اي خانمان سوز كه تر و خشك را با هم
نابود مي كند ، مصون بدارد . جنگي كه غالب و
مغلوبي در آن وجود ندارد و همة ما در آن شكست
خورده خواهيم بود . اين درست همان مسائلی است
كه مي خواهيم به صراحت آن ها را بيان كنيم .
مجري:
در واقع تنها پنج دقيقه از وقت برنامه
باقيمانده ، كه آن را ميان هر دوي شما تقسيم
مي كنم ، من به عنوان يك روزنامه نگار و
مسلمان عرب مي شنوم كه تمام علما و انديشمندان
بنا بر اصطلاحاتي كه اهل سنّت بكار مي گيرند :
« استعمار و صهيونيزم جهاني» و بنا بر واژه
هايي كه اهل تشيّع بكار مي گيرند : « شيطان
بزرگ و نيروهاي استكباري»را محكوم مي كنند ؛
امّا از درون به خود نگاه نمي كنيم ، آيا به
راستي زمان آن فرا نرسيده كه قرائت و نگاه خود
را به واقعيّت ها بازنگري كنيم ؟ و اعتراف
كنيم كه ريشة مشكل در بين خود ما مسلمانان است
و بايد ابتدا اختلاف هاي موجود بين خود را بر
طرف كنيم و از مهمترين آنها آغاز كنيم؟ در اين
ارتباط و در مدت 5/2 دقيقه چه چيزي براي گفتن
داريد ؟ و از نظر شما مهمترين مسائلی كه بايد
قبل از پرداختن به حل وفصل ديگر امور اختلافي
به آنها پرداخته شود ودر اولويت قرار دارند ،
كدام اند ؟.
هاشمي :
شما درست به اظهارات قبلي من كه در آغاز سخن
گفتم برگشتيد، اينكه خود ما بايد از اتحاد
ميان خود پاسداري كنيم ، از جناب آقاي قرضاوي
انتظار دارم كه اخبار مربوط به ما را بيش از
گذشته بخوانند و اظهارات بيان شده از طرف
مسئولين ايران را بشنوند ، چنانچه اظهارات و
تصريحات ما را مي خواندند با اين لحن صحبت نمي
كردند ، موضوع روشن است ، پروندة اخبار حتي در
الجزيره نشان مي دهد كه چه تعدادي از علما و
شخصيت هاي ما از مقاومت در عراق حمايت كرده
اند ، و جنگ داخلي را مردود و محكوم شمرده و
آن را تحريم كرده و چقدر اشخاصي را نصيحت كرده
اند كه در فكر انتقام جويي از طرف مقابل
نباشند و دنبال اقدامات آدم هاي جاهل گام
برندارند ، ما اين موضوع را بارها و بارها
اعلام كرده ايم . من فكر مي كنم كه عامة مردم
از اين موضوع خبر دارند و در روزنامه ها موجود
است و از جناب آقاي قرضاوي انتظار دارم كه
ديدگاه هاي علماي ما را بيش از گذشته مورد
برّرسي قرار بدهند و مطمئن باشند كه مابه سبب
آنچه در ميان مردم مسلمان روي مي دهد و آنچه
در عراق مي گذرد قلبمان مي سوزد .
مجري :
جناب قرضاوي 5/2 دقيقه وقت داريد به همان
سؤالي كه با آقاي رفسنجاني مطرح كردم پاسخ
بدهيد .
دكتر قرضاوي
: اين ديدار را با بیان مطالبی به پايان مي
برم ، اولين مطلب اين است كه : همه ما موظفیم
در مورد پاسداري از وحدت اين امّت بسيار بسيار
جدّي عمل كنيم و در برابر هر گونه تلاش هاي
تفرقه آميز ايستادگي نمایيم ؛ تلاش هايي كه از
مسائلی مانند : نژاد و مليّت كه فلان
مردم فارس و اينان عرب و ديگری توراني اند،
استفاده مي كنند جلوگيري كنيم ، برماست كه همه
بر حول محور وحدت بخش اسلام جمع شويم و اسلام
را برتر از مذهب و فرقه به شمار بياوريم و
ميهن اسلامي را بر فرقه گرايي برتري بدهيم و
امت را بالاتر از نژاد و مليّت به شمار
بياوريم ، و مصالح مهمتر را بر مصالح کم اهمیت
ترجيح بدهيم، ما بايد فراتر از اين امور عمل
كنيم . زماني كه از گفتمان اسلام و مسيحيت
استقبال مي كنيم و با آنها به گفتگو مي
پردازيم و سعي مي كنيم كه با ايشان به تفاهم
برسیم ، چرا نبايد ما مسلمانان براي نزديك
شدن هر چه بيشتر به يكديگر تلاش نماييم؟ چرا
از گفتگو ميان خود مسلمانان استقبال نكنيم ؟
اين امّت بايد وحدت خود بدست بياورد ، امّتي
بزرگ ، امّت يك ميليارد ونيم مسلمان مي تواند
جايگاه شايسته خويش را بازيابد به شرطي كه در
راه وحدت و تفاهم و همياري گام بردارد و از
توانايي هاي انساني و امكانات اقتصادي و ميراث
تاريخي و متمدنانه و رسالت معنويش به درستي
استفاده كند؛ در اين صورت مي تواند از زندان
عقب ماندگي رهايي يابد و به فضاي باز پيشرفت
و ترقی همه جانبه وارد شود و از دايره جهان سوم
به عرصه جهان اول وارد گردد. اين يك موضوع،
موضوع ديگر كه مي خواهم به وسيله آن اين ديدار
را به پايان ببرم اين است كه مسلمانان در شرق
و غرب جهان انتظار دارند كه اين ديدار و گفتگو
به نتيجه عملي و ملموسي بيانجامد، نمي خواهند
تنها در دايره گفتگوي نظري و حرف زدن محدود
بماند، زیرا در مورد آنگونه سخنان كمبودی
نداریم، انتظار ما این است كه در عمل و واقعيت
تبلور پيدا كنند و مردم آن عملكرد واقعي را با
چشمان و تمامي وجود ببينند و احساس كنند، مردم
مسلمان مي خواهند وضع عراق چيزي غير از آنچه
هست بشود و از قتل و خونريزيِ روزانه جلوگيري
شود و ميليشياها و جوخه هاي مرگ متوقف شوند،
حقوق به صاحبان حق برگردانيده شود، رانده
شدگان به محل سكونت خود باز گردند، مساجد غصب
شده به صاحبان آنها بازگردانيده شوند ، جلو
امواج تلاش برای شيعه کردن گرفته شود و
بسياري از امور ديگر كه همه از آن رنج مي
برند.اگر قصد داریم مشكل را حل و فصل كنيم
باید گفتار را به کردار تبدیل کنیم، در غير
اين صورت نشسته و متفرق شده ايم و كاري را
نتوانسته ايم از پيش ببريم ،اين چيزي است كه
انتظارش مي رود.
در كنفرانس دوحه نيز گفتم كه: انديشه تقريب
بين مذاهب در برابر آزمون حساس و سختي قرار
دارد، اميدوارم كه از آن سربلند بيرون بيايد و
به شكست و بن بست نيانجامد و در اين آزمون
مردود نشود، اين چيزي است كه در اسرع وقت
انتظارش را داريم و از پس امروز فردايي است و
آمدن فردا براي كسي كه در انتظار آن است چندان
دور نيست.انشاء
الله!
من به آینده اميدوارم و
از خداوند انتظار خير و نيكي
را داريم ...
مجري:
در پايان اين ديدارم لازم به يادآوري است كه
همچنان پرسش ها و مسايل بسيار و متفاوتي
باقيمانده كه مي خواستيم آنها را از اين دو
شخصیت بپرسيم، اما زمان برنامه به سر آمد
در پايان اين ديدار به غير از اينكه از جناب
آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي دكتر يوسف قرضاوي
كمال سپاس و تشكر را بنمايم، فرصت ديگري
باقي نمانده است. اميدوارم در حد توان و تشخيص
خود توانسته باشم با طرح اين پرسش ها سودي را
به همگان رسانده باشم.
سلام و درود خداوند بر همه
شما باد.