ENGLISH

الصفحة العربية

لا په ر ه ي كوردي

   صفحه اصلي

 

 

 

 

 

 

ملت كُرد و تجربه تلخي ديگر

         قطعنامه 1456 شوراي امنيت سازمان ملل در ارتباط با آينده عراق بالاٌخره پس از چهار بار تغيير و تجديد نظر به اتفاق آراي قدرت هاي بزرگ صاحب نفوذ و داراي حق وتو در شوراي امنيت به تصويب رسيد.

      فضاي حاكم بر آن قطعنامه ـ همچون بسياري ديگر از قطعنامه هاي آن سازمان_ عبارت  بود از به توافق رسيدن قدرت هاي بين المللي بر سر مصالح سياسي، اقتصادي و نظامي خود و بي توجهي به مصالح ديگر ملت ها. و بار ديگر توانايي اعمال نفوذ آمريكا را در استفاده ابزاري از اين سازمان به اثبات رسانيد.

      در اين كوتاه سخن به دنبال بررسي تمامي مسايل قرار داده شده دراين قطعنامه در رابطه با آينده عراق نيستيم، وتنها به جوانب مربوط به انتظارات احزاب كرد عراقي از هم پيماني چندين ساله خود با آمريكا و انگليس و... مي پردازيم.

      در تمامي معيارهاي مورد قبول اديان، مكاتب، انديشمندان و عالمان نوع تعامل با دوست و دشمن در گرو شناخت مولّفه هاي تشكيل دهنده هويت فكري، ارزشي، فرهنگي، سياسي و ديني آنان است، و تنها پس از اين شناخت است كه مي توان راهكارهاي مناسبي را براي تعامل با آنها يافت.

آيا سران احزاب كرد عراقي به درستي ساختار تشكيل دهنده  هويت و اهداف كشورهاي آمريكا ، انگليس را  به درستي شناخته و پس از آن اصول سياست هاي تاكتيكي و استراتيژيكي خود را

در تعامل با آنها مشخص نموده  و اعمال نموده اند؟!

       آيا از تجربه تلخ ده ها سال وابستگي و دلبستگي بسياري از حكومت هاي عربي و غير عربي به آمريكا و انگليس و كه حاصلي بجز فساد سياسي، اقتصادي و اجتماعي و عقب ماندگي وحشتناك را در پي نداشته ، نبايد درس گرفت؟

      آيا مطلع نيستيم كه ادعاي آمريكايي ها و انگليسي ها مبني بر آزاد سازي مردم عراق حلقه اي ديگر از زنجيره دروغ ها و فريبكاري هاي آن كشورها براي بكارگيري ديگران در راستاي مصالح خود و حفظ امنيت رژيم صهيونيستي  و حفظ مصالح خود در برابر تحولات احتمالي در خاورميانه است؟

       آيا همپيماني با قدرت هايي كه ده ها سال است از بدترين و فاسد ترين و شرورترين و ارتجاعي ترين ديكتاتورها ـ از جمله صدام حسين ـ حمايت همه جانبه  نموده ومي نمايند، و اكنون هم با طرح خاورميانه بزرگ به دنبال كنترل منطقه حساس خاورميانه از هر گونه انقلاب و تحول خارج از كنترل و هدايت خود هستند، اقدامي خردمندانه و دور انديشانه بوده است؟

       آيا سران احزاب كردي از اين موضوع مطلع نيستند كه يكي از گرانبهاترين سرمايه هاي يك ملت تجارب تلخ و شيرين تاريخ خويش است، تا در پرتو تجارب گذشته راه آينده خويش را بهتر بشناسند؟

      آيا علاء الدين سجادي اديب و تارخ نويس نامي ملت كرد(1) و پرفسور عباس ولي استراتيژيست مشهور كرد و استاد دانشگاه هاي انگلستان در اين مورد حق به جانب نبوده اند، كه تمامي مصايب وناكامي هاي ملت كرد ناشي از سياستهاي شيطاني روسيه، آمريكا و انگليس بوده است.؟

      چرا سران احزاب كردي از تجارب تلخ تعامل روس ها و آمريكايي ها با حكومت مرحوم قاضي

 محمد در مهاباد، و انگليسي ها با مرحوم ملك محمود در عراق درس نمي گيرند، كه آن قدرت ها هرگاه به ملت كرد نياز داشته باشند از آنهاعليه مخالفان خود استفاده مي كنند و به آنان وعده هاي جذاب مي دهند، اما پس از آنكه اوضاع را به نفع خود سر و سامان دادند، همه چيز را به دست فراموشي مي سپارند، و سر ملت كرد را بي كلاه باقي مي گذارند؟

         چرا حكومت جورج بوش كه از افراطي ترين افراد مذهبي صليبي هم پيمان با صهيونيست ها درجهت مصالح خود و در پي تقسيم جامعه عراق بر اساس تئوري " شيعه ، سني و كرد" است و بر اساس سياست قديمي تفرقه بينداز و حكومت كن مي خواهد نژادپرستی را جايگزين اسلام بگرداند و متاسفانه برخي از رسانه هاي احزاب كردي اين توطئه شيطاني را تبليغ مي كنند؟

      مگر اين صهيونيست ها و در پشت سر ايشان انگليسي ها و فرانسوي ها نبودند كه براي گرفتن انتقام از پيروزي هاي صلاح الدين ايوبي بر اجداد صليبي ايشان پس از ساقط كردن عثماني ها در قرارداد ( سايكس بيكو ) ملت كرد را در ميان چهار كشور تقسيم كردند ؟

     چرا غربي ها به ويژه آمريكايي ها و انگليسي ها و اسراييلي ها ده ها سال است بدون توجه به  پایمال شدن حقوق و فرهنگ و مظلوميت هاي پانزده ميليون مردم كرد تركيه از نظامي هاي ترك و پيروان كماليسم وابسته به خود حمايت نموده و سازمانهاي اطلاعاتي آنان عبدالله اوجلان را چشم بسته تحويل ايشان مي دهند ؟

        به هر صورت سراب قانون جنجالي دولت موقت عراق كه دربند ج اصل 62 آن به سه استان شمالي (كردستان) عراق حق وتوي قوانين مصوب دولت مركزي را مي داد و احزاب كردي تبليغات زيادي را در مورد آن به راه انداخته و آن را دست آورد تاريخي ملت كرد به شمار مي آوردند ، با تصويب قطعنامه 1456 سازمان ملل به بايگاني تاريخ سپرده شده و بار ديگر استعمارگران در ميان مصالح نامشروع خود و مصالح و انتظارات مشروع ملت كرد ، مصالح خود را ترجيح دادند.

آيا پاداش تمامي همكاري هاي برخي از احزاب كردي با آمريكايي ها و انگليسي ها به اميد دستيابي به حقوق مشروع خود همين نتيجه را داشت كه همچون زمان حاكميت حزب بعث يكي از معاونين رئيس جمهور و چندين وزير كرد در كابينه حضور داشته باشند ؟

       برخي از ناظران بر اين باورند بخشي از امتيازها يي كه آمريكايي ها و انگليسي ها به گروهاي شيعي و اهل سنت داده اند ناشي از مقاومت هاي گسترده در مناطق غربي و مركزي ودر اين اواخر درجنوب بوده است، اما تامين امنيت كامل نيروهاي اشغالگر در مناطق كرد نشين به  وسيله نيروهاي امنيتي احزاب كردي و حتي خوش خدمتي هاي فراتر از آن نتوانست خوي خيانت پيشگي و دروغگويي آمريكايي ها و انگليسي هارا دگرگون نمايد.

       در خاتمه ياد آوري اين اصل مهم را لازم مي دانم كه  كسب آزادي و استقلال واقعي تمامي ملت هاي مظلوم و محروم تنها بر اساس اصول و مباني ديني و ملي و مردمي و تعامل واقع بينانه با شرايط زماني ومكاني وبازگشت به ارزش هاو هويت خويش ممكن و ميسر خواهد بود.

  به ويژه پرفسور عباس ولي  به نظر بسياري ازكارشناسان

گره خوردن مصالح و  سرنوشت ملت كرد _ با توجه به واقعيت ها ي ديني ، جغرافيايي و منطقه اي_ با مصالح و سرنوشت كشورهاي استعماري و بيگانه  در منطقه ريسك بسيار خطرناكي است كه تنها با تجديد نظر در مورد آن است كه دلسوز ي وآزادي خواهي سران احزاب كردي براي مردمشان به اثبات مي رسد.

      آيا اعتراف دكتر محمود عثمان عضو شوراي منحله حكومت موقت عراق مبني بر اينكه : به خاطر آنكه آمريكايي ها به  ما كردها ي عراقي نياز داشته اند ، ما را انقلابي و آزاديخواه به شمار مي آورده، اما پانزده ميليون مردم كرد تركيه را شرور و تروريست مي نامند و همچنين رنجنامه سران دو حزب كردي به جورج پسر كوچك ، بسيار دير هنگام نبوده است. ؟

 

عبدالعزيزسليمي

WWW.salahadin.net

1-كتاب: تاريخ جنبش هاي كردستان: ترجمه محمد رئوف كريمي

ايمان وتوحيد

فروغ  هدايت

رويدادهاوديدگاهها

امور مسلمين

دانش   نوين

چشم  انداز

ادبيات متعهد

نوگرايي  ديني

رجم  شياطين

عكس وكاريكاتور

 
 
 
 
 
 

copy right 2004 Barjavand Rayaneh