|
در دنیای معاصر بسیار بیشتر از گذشته به
اجتهاد نیازمندیم؛ زیرا قضایا و مسائل بسیاری هر لحظه دچار
تغییر و تحول می گردند و هر روزی که آفتاب بر امت اسلامی می
دمد، مجموعه ای از مسائل تازه را با خود به همراه می آورد که
لازم است در پرتو شریعت اسلامی حکم و راه حل آن ارائه شود.
برای مثال به پاره ای از مسائل اشاره می
نماییم که برای یافتن راه حل برگرفته از اسلام، به کار و
تلاشی عمیق در حوزه ی« اجتهاد» نیازمندند:
1- نقش و مسئولیت اسلام و مسلمانان در قبال
جوامعی که مسلمانان در اقلیت قرار دارند؛ به ویژه در کشوره
های ددیکتاتوری وسکولاریستی که به صورت رسمی به هیچ نوع دینی
اعتراف نمی کنند.
در آن گونه ممالک مسلمانان با پاره ای از
مشکلات و مسائل برخاسته از شرایط اجتماعی خود، روبه رو هستند
که فقها و مجتهدان آنها را مورد بررسی قرار نداده اند؛ زیرا
در عصر فقهای بزرگ، مسلمانان با چنین وضعی رو به رو نبوده
اند.
2- چگونگی نگرش مسلمانان به مردم غیر مسلمان
در کشور های سکولار و غیر اسلامی؛ که آیا جزء « دار الحرب»
هستند یا « دار العهد»، یا نه؟ آیا شرایط جدید ایجاب نمی
کند که تعابیر دیگری در این خصوص به کار ببریم؟
3- نقش و مسئولیت مسلمانان در قبال کشور های
ملحد و ضد دین که هیچ گونه حقی در زمینه ی فعالیت ها و شعائر
دینی برای شهروندان خویش، قائل نیستند؟
4- آیا باید مسلمانان در ممالک غیر اسلامی
نقشی سلبی و منفعل ایفا کنند یا ایجابی و فعال ؟
5- به چه صورتی می توان میان احکام شریعت
اسلامی و نظامها و سیستم های نوین روابطی مثبت و سازنده
ایجاد کرد؟ مسائلی همچون انتخابات، مجلس نمایندگان، مجلس
شورا و دیگر سیستمهای نوینی که لازم است احکام اسلامی راجع
به آنها وجود داشته باشند.
6- سیستم و راهکاری سازمان یافته برای اقتصاد
نوین و پیشرفته که بر اساس اصول شریعت اسلامی تهیه کردد و در
راستای تحقق اهداف اسلام برنامه ریزی شود؟
می توان «اجتهاد» را به دو نوع دیگر تقسیم
کرد:
1- اجتهاد فردی.
2- اجتهاد جمعی.
در این موضوع شکی نیست که شریعت اسلامی به
این دو گونه اجتهاد مجال و فرصت می دهد و بسیاری از بزرگان
فقها و مجتهدین، امثال امام اوزاعی، شافعی و مالک رحمهم الله
و نیز بسیاری دیگر از پیشوایان دین در عرصه ی اجتهاد فردی،
فعال بوده اند و به لطف پروردگار ثمرات و دستاورد اجتهاد
آنان مورد قبول عامه ی مردم قرار گرفته و در ممالک اسلامی
گسترش یافته است.
اما در اوایل اسلام میان بزرگان فقها و اصحاب
به ویژه خلفای راشدین روش «اجتهاد جمعی» رایج بود؛ آنان به
هیچ وجه به تنهایی اقدام به اجتهاد فردی نمی نمودند و هر گاه
موضوعی پیش می آمد که بیان حکم آن لازم می بود، در مجمعی از
اهل علم و فقه مطرح می شد تا هر یک از آنها بر اساس قرآ ن و
سنت، و آگاهی خود در مورد آن تحقیق و بررسی کند و پس از
مشورت و مقایسه آراء، به نتیجه نهایی دست می یافتند.
امام «بخاری»،«دارمی» و «بیهقی» نقل می
نمایند که: « هرگاه موضوعی به حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
محول می گردید، به کتاب خداوند مراجعه می نمود، چنانچه حکمش
را در آن می یافت، آن را به اجرا می گذاشت؛ اگر در قرآن حکم
آن را نمی یافت، به سنت رسول خدا (ص) مراجعه می فرمود و
چنانچه حکمش را در سنت می یافت آن را به اجرا می نهاد.
اما چنانچه حکم موضوع را در قرآن و سنت نیز
نمی یافت، بزرگان و عالمان را فرا می خواند و در مورد آن با
ایشان مشورت می نمود و چنانچه به نتیجه ای دست می یافتند آن
را عملی می کردند.»
امام باقلانی هم می گوید:
« عمر بن خطاب ــ رضی الله عنه ــ تنها پس از
مطرح نمودن موضوعی در مجمعی از اصحاب و مشورت با آنان حکمش
را به اجرا می نهاد. در عین اینکه ایشان از فضیلت و فقاهت و
بصیرت سرشاری در استنباط احکام و طرق قیاس، برخور دار بوده
اند.»
امام سرخسی نیز، در کتاب «المبسوط» می
فرماید:
«گاهی خلفای راشدین به مدت یک ماه موضوعی را
به بحث و بررسی می گذاشتند. امام عامر شعبی روایت می نماید
که گاهی موضوعی به عمر بن خطاب محول می گردید و او قریب یک
ماه در این خصوص تحقیق و بررسی می کرد و با اصحاب رسول خدا
(ص) مشورت می نمود.»
مهمترین مسائلی که خلفای راشدین و دیگر اصحاب
رسول خدا (ص) در مورد آن از طریق اجتهاد جمعی تصمیم گیری
نمودند، عبارتند از:
1-
جمع آوری قرآن.
2-
مقابله با کسانی که از پرداخت زکات سر باز می
زدند.
3-
میراث مادر بزرگ.
4-
عدم تقسیم زمینهای «سواد العراق».
و بسیاری از مسائل دیگر ...
پس از آن می بینیم که امام ابوحنیفه رحمه
الله هیئتی بزرگ از علما، فقها، محدثین، کارشناسان« جرح و
تعدیل»، مفسرین، علمای لغت و علم کلام تشکیل داد و به تدوین
مذهب حنفی پرداخت که به تبلور بهترین نوع اجتهاد جمعی در عصر
تابعین و تابع تابعین انجامید.
اما این راهکار اجتهاد جمعی که امام ابوحنیفه
وضع نمود پس از او ادامه نیافت؛ و چنانچه بر همان روال ادامه
می یافت، دستاورد های بسیار مفیدی را برای مسلمانان به دنبال
می داشت.
از طرف دیگر افتخار احیای این روش پسندیده در
سالیان اخیر به سلاطین عثمانی بر می گردد که هیئتی از علما
را در این خصوص گرد آوردند و بدون تردید، تدوین مجله
«الاحکام العدلیه» توسط آن عالمان گام ارزشمندی بود در
راستای احیای اجتهاد جمعی در عصر حاضر.
1-
میان مسلمانان عالمان و فقیهانی که نهاد علم، معرفت، اخلاق و
تقوا باشند و فتوای آنان مورد قبول اکثریت مردم باشد ــ
همچنان که در مورد برخی از علمای پیشین اینگونه بود ــ وجود
ندارند.
2
-
مسلمانان در میان 47 کشور به ظاهر مستقل و جدا از هم متفرق و
پاره پاره شده اند و چنانچه«اجتهاد فردی» بر همان روال گذشته
ادامه یابد، به جز تفرقه و تشتت بیشتر، نتیجه ای را در بر
نخواهد داشت. در آن صورت اجتهاد پاکستانی ها با مصریان
متفاوت خواهد بود. و نتیجه ای که علمای سعودی کسب خواهند کرد
ممکن است با نتایج علمای الجزایر دو چیز متفاوت از هم باشند.
و گاهی این اختلاف از دایره ی معقول و مورد پسند شریعت
اسلامی فراتر خواهد رفت و زمینه را برای دشمنان اسلام فراهم
خواهد نمود تا بیشتر از گذشته ها از اختلافات موجود در میان
ما بهره برداری نمایند.
3
-
دخالت حکومت ها در تمامی شئون اجتماعی، موانع سنگینی را بر
سر راه اجتهاد فردی و اظهار نظر آزادانه پیرامون مسائل و
مشکلات موجود، ایجاد خواهد کرد. اما اتحاد و هماهنگی آراء و
تبادل اندیشه میان علمای مسلمان که هر کدام در نقطه ای از
ممالک اسلامی به سر می برند، جایگاه ویژه ای به آنان خواهد
بخشید، که هیچ حاکم مستبد و فرمانروای خود کامه ای قدرت سلب
آن را نخواهد داشت.
اما آنچه مایه ی دلگرمی و شاد کامی است، این
است که امت اسلامی اینک گام نهادن در این مسیر معقول و مبارک
را به شیوه ی بسیار مطلوبی آغاز نموده و به این حقیقت رسیده
است که «اجتهاد جمعی» در مقایسه با «اجتهاد فردی» بسیار به
احتیاط، و صواب، ایجاد وحدت و تفاهم نزدیکتر است؛ خصوصاً در
دنیایی که در آن عالمان ژرف نگر و اهل صلاح و تقوا حکم کیمیا
را دارند؛ دنیایی که علم و دانش آن را درنوردیده علوم و فنون
به شاخه ها و شعبه های بسیاری تقسیم گردیده؛ و در واقع دنیا،
دنیای تخصص است و نمی توان انسان هایی را یافت که از همه ی
علوم و دانش ها آگاه باشند و در همه ی علوم شریعت متخصص و
محقق و همچون علمای پیشین در اوج قله ی معرفت علوم شرعی قرار
داشته باشند.
از طرف دیگر بسیاری از آنانی که در جهان
اسلام عنوان عالم را یدک می کشند، به دلیل ضعف در زمینه ی
پرهیزکاری و عدم خوف از پروردگار و قلت محبت رسول خدا (ص)
نتوانسته اند اعتماد مردم مسلمان را جلب کنند و قلوبشان را
به تسخیر خود در آورند.
الحمدلله آثار سیر امت اسلامی در این راه
مبارک و مطلوب، نمایان گردیده و برای بحث و بررسی جایگاه فقه
اسلامی در عرصه های مختلف، کنفرانس ها و اجتماعات بسیاری
تشکیل گردیده و در بسیاری از کشورها دایرة المعارف های فقهی
منتشر شده است و مجمع های متعدد فقهی بر پا و مجمع بین
المللی فقهی ای زیر نظر سازمان کنفرانس اسلامی تاسیس گردیده
است و گامهای بسیار دیگری در این زمینه بر داشته شده است.
این جنب و جوش هر چه باشد، بیانگر این حقیقت
است که فقهای مسلمان دنیای معاصر دارند به اهمیت این موضوع و
نقش آن در عرصه های زندگی امروزی پی می برند.
در اینجا لازم است از تلاش ها و تهیه برنامه
های عملی برای دستیابی به این هدف بزرگ توسط دو نفر از
پیشگامان بزرگوار استاد علامه مصطفی احمد الزرقا و علامه
محمد حمید الله، یادی بنماییم و توفیق بیشترشان را از خداوند
خواستار شویم.
اجتهاد و سیر
تاریخی آن
دکتر احمد
نعمتی
|